مقالات | هنرهای تجسمی
 
نقش‌ونگاری خود و مسؤلیت زیبایی‌شناسانه
 

 

 

نقش‌ونگاری خود و مسؤلیت زیبایی‌شناسانه1

نویسنده : بوریس گرویس

مترجم : رویا منجم

منبع:   

http://www.e-flux.com/journal

 


بوریس گرویس فیلسوف، مقاله‌نویس، منتقد هنری، نظریه‌پرداز رسانه‌ها و کارشناس نامی و بین‌المللی هنر و ادبیات پست‌مدرن در روزهای آخر شوروی کمونیستی ، و یک آوانگارد روسی است. نوشته‌های دکتر گرویس سنت های بی‌اندازه متفاوت پساساختارگرایی و فلسفه ی نوین روسی را به کار می‌گیرد. درسال های 1970، دکتر گرویس که فلسفه و ریاضیات را در دانشگاه ملی لنین‌گراد تحصیل کرده، خود را در صحنه ی فرهنگی غیررسمی در مراکز روسی غرق می‌کند، و اصطلاح "مفهوم‌گرایی مسکو" را می‌سازد. از 1976 تا 1981، در بخش زبان‌شناسی ساختاری و کاربردی دانشگاه ملی مسکو تدریس می‌کند و در 1981 به آلمان غربی مهاجرت و دکترای فسلفه ی خود را از دانشگاه مونستر دریافت می‌کند.

از آثار مهم او هنر مطلق استالین است که خوانندگان غیرروسی را با نویسندگان پست‌مدرن روسی آشنا می‌کند. نوشته‌های فلسفی‌اش شامل دفترچه ی خاطرات یک فیلسوف، در باره ی نو: مطالعه ی اقتصاد فرهنگی، و اختراع روسیه می‌شود. نقطه ی محوشونده و هنر چیدمان دربرگیرنده ی نوشته‌های او در باره ی نظریه ی هنر و نقد هنری است. آثار اخیرش عبارت است از: ظن و گمان: پدیده‌شناسی رسانه‌ها، الیا کاباکوف و مردی که از آپارتمانش به فضا پرواز کرد. دکتر گرویس مجموعه‌مقالاتی را به روسی و آلمانی ویرایش کرده و بیش از صدها مقاله نوشته است. از 1994، دکتر گرویس، علاوه بر کار موزه‌داری و سازماندهی نمایشگاه ها و کنفرانس های بین‌المللی هنری بی‌شمار، در مرکز هنری و تکنولوژی رسانه‌ای کارلسروهه آلمان زیبایی‌شناسی، و تاریخ هنر تدریس می‌کند.

 

 این روزها به نظر می‌رسد کمابیش همگان به این عقیده رسیده‌‌اند که دورانی که هنر کوشید تا خودمختاری خود را استقرار بخشد ـ با موفقیت یا عدم موفقیت ـ سپری شده است. و با این حال، رسیدن به این تشخیص با احساسات آمیخته‌ای همراه بوده است. آدم این گرایش را دارد که آمادگی هنر معاصر را برای فراتر رفتن از کرانه‌های سنتی دستگاه هنر جشن بگیرد، به شرطی که چنین حرکتی با اراده‌ای دیکته شود که خواهان تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی غالب و تبدیل دنیا به جای بهتری باشد ـ به کلامی دیگر در صورتی که انگیزش این حرکت اخلاقی باشد. از سوی دیگر، آدم این گرایش را دارد که اشک بریزد و افسوس خورد که به نظر می‌رسد تلاش ها برای فراتر رفتن از دستگاه هنر هرگز به آن سوی حوزه ی‌ زیبایی‌شناسی نمی‌رسد: به جای تغییر دنیا، هنر فقط باعث می‌شود جای بهتری به نظر برسد. این یأس و سرخوردگی زیادی در درون دستگاه هنر می‌آفریند، در دستگاهی که حال‌وهوای غالب آن ظاهراً مرتب به عقب و جلو، میان امید به دخالت در دنیای فراسوی هنر و سرخوردگی (و حتی نومیدی) از غیرممکن بودن دست‌یابی به چنین هدفی در نوسان است. در حالی‌که این شکست اغلب به عنوان گواه بی‌گنجایشی هنر در نفوذ به حوزه ی سیاسی تعبیر می‌شود، بحث من در عوض این است که اگر سیاسی‌کردن هنر به راستی مد نظر است و به آن عمل ‌شود، بیشتر موفق خواهد شد. هنر در واقع می‌تواند وارد حوزه ی سیاست شود و در سده ی بیستم، به راستی که بارها وارد این حوزه شده است. مشکل، بی‌گنجایشی هنر در تبدیل شدن به امری به راستی سیاسی نیست. مشکل این است که امروزه حوزه ی سیاسی دیگر زیبایی‌شناسانه شده است. وقتی هنر سیاسی می‌شود، مجبور می‌شود به این کشف ناخوشایند برسد که سیاست دیگر هنر شده است ـ که سیاست دیگر خود را در حوزه ی زیبایی‌شناسی جای داده است.

در زمانه ی ما، هر سیاستمداری، هر قهرمان ورزشی، هر تروریستی، هر ستاره ی سینمایی تصاویر زیادی تولید می‌کند، چون رسانه‌ها به طور خودکار فعالیت های آنان را پوشش می‌دهند. در گذشته، تقسیم کار میان سیاست و هنر کاملا روشن بود: سیاستمدار مسؤل سیاست بود و هنرمند آن سیاست ها را از راه روایت یا تصویر بازنمایی می‌کرد. از آن زمان، وضعیت به شدت تغییر کرده است. سیاستمدار معاصر دیگر نیازی به هنرمند ندارد تا به شهرت رسد یا نامش را در آگاهی مردمی حک کند. هر شخصیت یا حادثه ی سیاسی مهمی بی‌درنگ از جانب رسانه‌ها ثبت، بازنمایی،‌ توصیف، ترسیم، روایت و تعبیر می‌شود. ماشینِ پوشش رسانه‌ای نیازی به دخالت هنری فرد یا تصمیمی هنری برای به حرکت درآوردن آن ندارد. در واقع، رسانه‌های توده‌ای معاصر به صورت بزرگ‌ترین و قدرتمندترین ماشین تولیدکننده ی تصویرـ بسی گسترده‌تر و مؤثرتر از دستگاه معاصر هنر- پا به عرصه گذاشته است. ما پیوسته با تصاویر جنگ، دهشت و فاجعه در انواع مختلف و در سطحی از تولید و توزیع تغذیه می‌شویم که مهارت های صنعتگرانه ی artisanal هنرمند نمی‌تواند با آن رقابت کند.

اکنون، اگر هنرمندی بتواند فراسوی دستگاه هنر رود، به همان صورتی شروع به عمل می‌کند که سیاستمداران، قهرمانان ورزشی، تروریست ها، ستارگان سینما و دیگر مشاهیر خرد و کلان عمل می‌کنند: یعنی از راه رسانه‌ها.
 

 

تبلیغات