مقالات | بازنگری ها
 
تکه هایی ربوده شده از جهان
 

بررسی جایگاه اشیاء روزمره ی زندگی درهنر نقاشی ، مکتب دادائیسم

گردآوری و تدوین : زهرا برفی دریائی
ویراستار : دکتر امید روحانی  

 

هنر سده ی بیستم را می توان هنری سنت شکن دانست که پایه هایش در اواخر قرن نوزدهم ریخته شد. دراین دوره هنرمند سعی می کرد فردیت خویشتن را بیافریند نه آنچه را که اجتماع از او توقع داشت و این سرآغازی شد برای پیدایش سبک ها و مکتب هایی که ما امروزه از آنها به عنوان هنر مدرن یاد می کنیم . در این میان نام مکتبی به چشم می خورد که هدفش نوعی آفرینش در عین ویرانگری بود، به قصد ویران ساختن آن طرز تفکر و آن آفرینش هنر و اندیشه ای که به جنگ جهانی اول منجر گشته بود: «دادا »(1) ... این مکتب را جنبشی ادبی و هنری می دانند  كه بین سال های  ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲ .م در اكثر كشورهای اروپایی جریان یافت و درواقع نهضتی بین المللی بود و واکنشی از سوی هنرمندان و ادیبان آن دوران به فجایع ناشی از جنگ جهانی اول و در زمینه های ادبیات ( بخصوص شعر) ، هنرهای تجسمی ، تئاتر و گرافیک. پیروان این مکتب را اغلب تحت تاثیر عقاید مکتب فلسفی نیهیلیسم(2)(پوچ گرایی) می دانند زیرا که آنها پوچی را به عنوان نمادی ادبی و هنری برگزیده بودند و با تاکید بر عنصر تصادف آثاری خلق نمودند که در نوع خود بی نظیر بود. دادا با فرا تر رفتن از چارچوب هرگونه نظام مستقر فکری و هنری و به هم ریختن و ویران نمودن مرزهای موجود بین هنر ، ادبیات و حتی صنایع ، مقدمه ای شد بر همه ی تحول های مهم جهانی که در قرن بیستم در ادبیات و هنر رخ داد.

جرقه های آغازین :

رشد و شکل گیری اولیه ی دادائیسم تقریباً همزمان در سوئیس و آمریکا به وقوع پیوست ، بی آنکه این دو کشور در ارتباط مستقیم با یکدیگر باشند و سپس در بیش تر کشورهای اروپایی گسترده شد. پایه گذار و آغاز کننده ی این مکتب را هوگوبال (3) ، شاعر ، نمایشنامه نویس و نویسنده ی سیاسی چپگرایی می دانند که در سال 1914.م با آغاز جنگ جهانی اول به سوئیس ، که از حملات ارتش های نظامی در امان مانده بوده مهاجرت کرده بود . او که از دوستان پل کله(4) و واسیلی کاندینسکی(5) به شمار می آمد ، دارای گرایشاتی در هنر مدرن بود و پس از مدتی با درج فراخوانی در مطبوعات ، از نویسندگان و هنرمندان برای تشکیل گروهی هنری ، دعوت به عمل آورد و سرانجام در فوریه ی 1916.م توانست یک باشگاه شبانه با نام "ولتر"(6) برپا کند.

هوگوبال ، طی استقبال وسیع هنرمندان و نویسندگان از این فراخوان با دو رومانیایی به نام های مارسل یانکو(7) ، نقاش و تریستیان تسارا(8) ، شاعر و نیز با هانس آرپ(9) از هنرمندان اهل آلزاس آشنا گردید. اینان نیرویی محرکه بودند که چندی بعد می بایست موتور دادائیسم را به حرکت در آورند .

با تشکیل این گروه کوچک هنری و برپایی کنسرت های شبانه در کافه ولتر ، بعدها افرادی دیگر همچون مارسل اسلودکی(10) ، سوفیا توبر(11) ، والتر سرنر(12) ، هولسنبک(13) و ریشتر(14) به این جمع پیوستند و در شب های کم رفت و آمد به خواندن اشعاری از گیوم آپولینر(15) ، آندره سالمون(16) ، سندراس(17) ، ژاکوب وان هودیس(18) و دیگران پرداختند ، درباره ی هنر به بحث نشستند و به نقطه نظراتی مشترک منطبق با موازین نخستین دادا رسیدند.

اولین نشریه ی منتشره از این گروه ، نشریه ی "کافه ولتر" بود و هدف این نشریه در مقاله ای به قلم هوگوبال چنین تشریح شده بود: « یاد آوری این نکته که در ورای جنگ و وطن ها ، انسان های مستقلی وجود دارند که با آرمان های دیگری زندگی می کنند.»(19)

و متعاقب این شماره ، نشریه ی " دادا " منتشر شد . درباره ی چگونگی ساخته شدن این واژه نظریه های مختلفی وجود دارد ، ولی بیشتر نقل شده است که : " دادا روز هشتم فوریه 1916.م در کافه « تراس » شهر زوریخ در سوئیس ، به کمک یک چاقوی کاغذ بری که به طور تصادفی به میان یک لاروس کوچک و یا فرهنگ فرانسه - آلمانی رفت و کلمه ای از یک صحفه را برید(20) پیدا و انتخاب شد، نام این کلمه ی تصادفی "دادا" بود . این واژه بی معنا نیست زیرا که در معنی تحت الفظی به مفهوم «بله ، بله»(21) است و در آلمانی به معنی « بلغور کودک » و در فرانسه به معنی « اسب کوچک اسباب بازی » است. (22) هر چند این معانی هیچ ربطی به این مکتب ندارند اما به گونه ای نیز گویای منطق ستیزی پیروان این نهضت است. کسانی که آن روز در مراسم تولد دادا حضور داشتند عبارت بودند از : تریستیان تسارا ، مارسل یانکو ، هوگوبال ، هولسنبک و هانس آرپ و یکی دونفر دیگر.
 

 

تبلیغات