مقالات | مقالات رسيده
 
هنرنوازی در سده‌ی نوزدهم ايران
 
 
 
مهشید مدرس 

 
برگردان رؤیا منجم
 
طاووس الزاماً با تمامی دیدگاههای نویسنده همرأی نیست

خلاصه:

هنرنوازی (پشتیبانی مالی و معنوی) در ایران دوران قاجار (1175- 1304) شاهد فرازونشیب‌های برجسته‌ای بود. عناصری مانند دسترسی به مواد نقاشی، مدارس هنری تازه گشوده شده‌، پشتیبانی مالی آموزش در مدرسه‌های هنری و کار برای روزنامه‌ها و ناشران همه به هنرمندان کمک کرد تا خودکفاتر شوند و در جایگاه خود در رابطه با هنرنوازان بیشتر جا بیفتند. چنین دگرگونی‌هایی شمار و گونه‌ی هنرنوازان را هم دگرگون ساخت. برای نمونه، طبقه‌ی میانحال، به خرید نگاره‌های چاپ سنگی (لیتوگرافی) و عکسهایی دست زد که به چشم همگان بسیار زیبا می‌نمود. پیامدش کشش ایرانیان به نقاشی واقع‌گرای اروپایی گشت که در آن زمان از نقاشی سنتی برتر دیده ‌می‌شد. به عکس، هنرنوازاان اروپایی به دنبال کارهای هنری سنتی و باستانی بودند. کشش آنها برخی از هنرمندان را تشویق کرد تا سبک سنتی نگارگری دست‌نوشته‌ها را از نو زنده کنند و برداشت پیکره‌ای (فیگوراتیو) اروپایی را در سبک ایرانی (که به مینیاتور ایرانی نامدار بود) جای دهند و به این ترتیب سبک تازه‌ای بیافرینند. 

هنرنوازی در ایران سده‌ی نوزدهم 

نیروی هنرنوازی در رهبری هنرمندان و در نتیجه در شکل بخشیدن به هنر در ایران در دوران قاجار (1175- 1304) را نمی‌توان نادیده گرفت. بهترین استادان هنر آن دوران زندگی خود را در دربارهای شاهان و با کار سفارشی می‌گذراندند تا دهه‌های پایانی سده‌ی نوزدهم که کمال‌الملک، هنرمند دربار ناصرالدین‌ شاه و مفظرالدین شاه دربار را ترک کرد و شروع به نقاشی روی بومهای سفارشی و غیرسفارشی کرد. شاید او نخستین نقاش درباری بود که دربار را ترک کرد و کارگاه نقاشی مستقلی برای خود به راه انداخت.(1) عناصری مانند دسترسی به مواد نقاشی، مدارس هنری تازه گشوده شده‌، پشتیبانی مالی آموزش در مدرسه‌های هنری و کار برای روزنامه‌ها و ناشران همه به هنرمندان کمک کرد تا خودکفاتر شوند و در جایگاه خود در رابطه با هنرنوازان بیشتر جا بیفتند. پیامد اصلی این جریان، پیدایش فردگرایی در میان هنرمندان پابه‌پای نیازهای جامعه‌ی ایرانی و علاقه‌ی هنرنوازان بود. هنرمندان سده‌ی نوزدهم برای پیش بردن تجربه‌های تازه در هنر تمامی لوازم آن را در اختیار داشتند. دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی (2)، پیدایش عکاسی (3)، لیتوگرافی (4)، حضور هنرمندان اروپایی در ایران (5) و سفر هنرمندان ایرانی به اروپا و هنرنوازی در رهبری هنرهای دیدنی (بصری) به سوی سبک واقع‌گرای نقاشی اروپایی نقش پرمعنایی داشت. هنرمندان نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم این حق را یافتند تا آزادانه‌تر خود را بیان کنند و بنابراین هر چند هنرنوازان سفارش کارهای واقع‌گرا می‌دادند و انتظار داشتند همانندی با طبیعت را روی بوم ببینند، هنرمندان اندکی پیش‌تر رفتند و سبک تازه‌ای آفریدند که به واقع‌گرایی اروپایی پهلو می‌زد.

هنرمندان نیمه‌ی دوم سدهِ‌ی نوزدهم به کندوکاوهایی نماهای بیرونی طییعت ادامه دادند و کوشیدند مشخصات درونی موضوع و احساسات و اندیشه‌های خود را بیان کنند. واقع‌گرایی در کار هنرمندان ایرانی بازنمودهایی از رویدادها و موضوعات اجتماعی، ستایش شخص به عنوان فرد، جدا از طبقه، جنسیت یا قومیت را دربرمی‌گرفت. آنها خود را به عنوان هنرمندی منفرد بازشناختند که در پرتره‌هایی که از خود و قهرمانان ملی و همین‌طور مردم معمولی در زندگی روزمره یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی می‌کشیدند، دیدنی است. در دورانهای گذشته، بیشتر هنرمندان کارهای خود را یا امضاء نمی‌کردند و اگر هم می‌کردند معمولاً نام کوچک یا مستعار خود را می‌نوشتند و واژه‌ی کمینه، کمترین یا بنده درگاه را به آن می‌افزودند. بیشتر هنرمندان نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم شروع به امضاء بومهایشان با نام و نام فامیل یا نام افتخاری خود و تاریخ کردند. با وجود این، هنوز به نام سفارش‌دهنده و برتری او اشاره می‌کردند و گاه هنوز واژه‌ی کمترین را به کار می‌بردند. از این گذشته، کیفیت‌های آذینی و زینتی دیگر در بیشتر بومها دیده نمی‌شود. ضربه‌های قلم مو دیدنی‌تر می‌شود و تخته رنگ نقاشی بیشتر چیزها را تعریف می‌کند تا خطوط کلی و سایه‌روشن‌های نیرومند دوره‌های پیشین را. گذشته از آن، فضا و زمینه‌ی منفی برای آفریدن حال و هوا به شکل متفاوتی به کار برده می‌شود.

دگرگونیهای مهم در فرهنگ دیدنی (بصری) به افزایش شمار و گونه‌های هنرنوازان هم یاری رساند. هنرنوازان دوران قاجار را می‌توان به دو گروه کلی بخش کرد: ایرانیان و باخترزمینیان. هنرنوازان ایرانی، شاهان، درباریان قاجار، اشراف، زنان و طبقه میان‌حال بودند که خواست‌هایشان برای چیزی متفاوت در هنر این‌دنیایی و دینی آنان را برمی‌انگیخت تا کارهایی را بر شالوده‌ی نقاشی واقع‌گرای اروپایی سفارش دهند. این گونه کار در آن زمان برتر از نگاره‌ سازی ایرانی پنداشته می‌شد. به عکس، گروه دوم یعنی هنرنوازان اروپایی به دنبال کارهای هنری سنتی و باستانی بودند. علاقه‌ی آنها برخی از هنرمندان را تشویق کرد تا سبک سنتی نگار‌گری دست‌نوشته را از نو زنده کنند و آنرا با برداشت فیگورتیور اروپایی در سبک ایرانی (که به مینیاتور ایرانی نامدار بود) جای دهند و به این ترتییب هنرنوازان باختری و ایرانی هر دو را جلب کنند.

شاهان با بهره‌مندی از نفوذ و اختیار، سرمایه و هنردوستی از همان ابتدای سلسله‌ی قاجار به راستی هنرنوازان و پشتیبانان اصلی هنر زمان بودند. در واقع، برای لذت بردن و بزرگ‌داشت و به نمایش گذاشتن والاترین جایگاه اجتماعی خود ، پول زیادی برای کارهای هنری و معماری می‌پرداختند و در عین حال عشقی واقعی به هنر را هم به تماشا می‌گذاشتند. فرمانروایان قاجار نه تنها کارهای هنری را گردآوری می‌کردند؛ بلکه خود نیز به هنر می‌پرداختند و در نقاشی، عکاسی و خوش‌نویسی و گاه در شعر و ادبیات هم دستی داشتند. در واقع شاهان از دانش هنری بهره‌مند بودند و خیلی خوب می‌دانستند چه می‌خواهند و می‌توانستند کارهنری با کیفیت را تشخیص دهند. عبدالرفیع حقیقت، نویسنده‌ی کتاب تاریخ هنرهای ملی و هنرمندان ایرانی خاطره‌ی گیرایی را از جکوب ادوارد پولاک، پزشک دربار و گردشگر ایران در باره‌ی استعداد نقاشی ناصرالدین شاه روایت می‌کند. پولاک متوجه دست عالی شاه در طراحی می‌شود و اینکه چگونه نسبت به هنرمندی درباری که هنگام کشیدن پرتره شاه به اندازه کافی با سرعت کار نمی‌کرد، ناشکیبا شده و در آخر قلم مو یا قلم را از دست او می‌گیرد و خود آن پرتره را تمام می‌کند. (6) از آنجا که هنرمندان با هنرنوازان آگاه سروکار داشتند، باید کارهایی پذیرفتنی می‌کردند.( شکل 1 و 2)

 
          
                                             شکل.1                                                                                                                  شکل 2
  
شکل 1- طراحی ناصرالدین شاه با قلم فلزی و جوهر سیاه از فسری با یونیفورم اروپایی. نامش را با حروف لاتین در سمت راست طراحی نوشته است ولی تاریخی وجود ندارد. پس از مرگ ناصرالدین شاه کسی در سمت چپ طراحی نوشته: "این پرتره صاحب منصبی است که ناصرالدین شاه با جوهر کشیده است. از مطالعات قاجار، مجله انجمن بین‌المللی مطالعات قاجار، جلد 3‌ (2003)، با اجازه کپی شده است.
 
شکل 2- خوش‌نویسی شعری ترکی به دست ناصرالدین شاه که با نی نوشته شده است. این نمونه‌ی خوبی از نگارش زیبای شاه است. در پایان نوشته شده: در سعادت آباد، سال 1312، سال اسب." از مطالعات قاجار، مجله انجمن بین‌المللی مطالعات قاجار، جلد 3، (2003) با اجازه کپی شده است.

سفر شاهان به اروپا عامل دیگری در سطح بالای علاقه به هنر بود. آنها در این اندیشه بودند که نه تنها با روند نوین‌شدن و فن‌آوری پیشرفته که با هنر  هم که از دید آنها به اندازه‌ی علوم و تولید صنعتی حیاتی بود آشنا شوند. ناصرالدین شاه سه بار به اروپا سفر و از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها و مکانهای نظامی و صنعتی دیدار کرد. (7) یکی از دلایل سفر نخستش در 1252 حضور در نمایشگاه بین‌المللی وین بود. (8) در سفر به لندن پس از وین شاه در کاخ باکینگهام مأوا می‌گزیند و از موزه مادام توسو دیدار می‌کند. در پاریس به کاخ ورسای، موزه لوور و کلیسای بزرگ نتردام می‌رود. در ایتالیا زمان را به مطالعه‌ی مکانهای تاریخی می‌گذراند (9). انگیزه‌ی سفر سوم ناصرالدین شاه در 1267-68 به پاریس دیدار از نمایشگاه بین‌المللی پاریس بود. (10) در همان نخستین روز ورودش به نمایشگاه می‌رود ودر مدت زمانی که آنجا می‌ماند چندین بار دیگر از این نمایشگاه دیدن می‌کند. در هلند هم زمانی را به رفتن به موزه‌ها می‌گذراند. (11) جانشینش مظفرالدین شاه هم از مکانهای تاریخی و موزه‌های اروپا از جمله موزه‌ی لوور و برج ایفل دیدار می‌کند. (12) این دیدارها به دو شاه قاجار این توانایی را می‌دهد تا از هنرهای کشورهای متفاوت باخبر شوند؛ در مقام هنرنواز، آنها با هنر در سطح بین‌المللی آشنا شدند و کارهایی را که می‌پسندیدند می‌خواستند.(شکل 3)  
 

شکل 3-
ناصرالدین شاه با کارنو رئیس جمهور فرانسه. این نگاره در سال 1873 و 1889 در لوموند ایلوستر چاپ شده است. با اجازه زنده یاد دکتر فرخ غفاری. ."
از مطالعات قاجار، مجله انجمن بین‌المللی مطالعات قاجار، جلد 7، (2007) با اجازه کپی شده است.

نقاشیهایی که بر دیوارهای کاخها دیده می‌شدند آمیزه‌ای از آثار نقاشان ایرانی، اروپایی و روسی بودند. امروزه موزه‌ی هنرهای زیبا سعدآباد در تهران منزلگاه صدها نقاشی از هنرمندان روسیه، ایتالیا، فرانسه، آلمان، انگلستان و بلژیک است. (13) این کارها یا ره‌آوردِ بیگانگان و یا از سوی شاهان قاجار خریداری شده بودند. ادورد گرنویل برآون، پژوهشگر و جهانگرد بریتانیایی که در 1266 از ایران دیدن کرده، به وجود بیش از 180 نقاشی بی‌همتا کار نقاش دربار عبدالله اشاره می‌کند که در کاخ نگارستان تهران دیده بود. (14) از این گشته بنا به عبدالرفیع حقیقت، جکوب ادوارد پولاک در خاطرات خود نوشته، مادامیکه در ایران بوده، ناصرالدین شاه دستور می‌دهد که یکی از سرسرهای کاخ را نمایشگاه نقاشی کنند تا پرتره‌های ملکه ویکتوریا و همسرش آلبرت، ناپلئون سوم و دیگران را بر دیوارهای آن به نمایش بگذارند؛ اینها ره‌آوردهایی بودند که او از خود آنان دریافت کرده بود. و چون شمار آنها برای پوشاندن تمام دیوارها کافی نبود شاه به خرید کنده‌‌کاری‌هایی رنگی گراور) با موضوعاتی مانند دختران هنگام شستشوی خود که در برلن منتشر شده بود می‌زند تا در فضاهای خالی آویزان شوند. (15) شاهان، هنرمندان روسی را دعوت می‌کردند تا در کاخهای آنان کار کنند و نقاشان اروپایی را تا از دربارهایشان دیدن کنند و چند هفته‌ای میهمان آنان باشند. (16) به این ترتیب به روند دادوستد هنری و روابط خاور و باختر ادامه می‌دادند.

شاهان قاجار به ساختن مسجد، امامزاده، تکیه، آرامگاه و کاخ هم در پایتخت تازه‌شان تهران و در دیگر شهرها علاقه داشتند. برای نمونه فتحعلی شاه (1176-1213) به یکی از بهترین معماران زمان خود، صفر علی اصفهانی سفارش ساختن مسجد شاه را در سمنان داد. (17). نمونه‌ی دیگر تکیه دولت در تهران است که به سفارش ناصرالدین شاه ساخته شد. جهان‌گردانِ باخترزمینِ آن زمان از شکوه تابناک تکیه دولت و شدت فعالیت نمایشی که در آنجا به روی صحنه می‌رفت سخن گفته‌اند. (18) این سفارشها نیازمند کاشی، دیوارنگاره‌ و نقاشی و نقش‌برجسته‌هایی بود که معمولاً برای رضایت خاطر هنرنوازان آنها به سبک واقع‌گرا کار می‌شدند. بهترین نمونه شاید کاخ گلستان است که محل سکونت خانواده قاجار در تهران بود و در زمان صفویه (۸۸۰ تا ۱۱۱۱ خورشیدی) از سوی شاه طهماسب (902ـ954ش) ساخته شده بود و چندین بار در دوران قاجاز بازسازی شد. بیشتر دیوارهای بیرون و سقفهای کاخ با منظره، پیکره‌های مردم و جانوران و نقشهای هندسی، گیاهی و اسلیمی در قالب کاشی، دیوارنگاره و گچکاری پوشیده شده‌اند (شکل 4).

 
 

شکل 4- منظره با الگوهای اسلیمی، هنرمند گمنام است و نقاشی دیواری با آیینه قاب شده است. سقف ورودی یکی از بناهای کاخ و موزه گلستان ، تهران، عکس از مهشید مدرس، آوریل 2005

ناصرالدین شاه برای دیوارهای بیرونی، دروازه‌ها و ورودی‌های کاخ گلستان، دستور ساخت کاشیهایی را داد که رویشان پیکره‌ی سربازان نقش زده شده بود تا نگهداری از سلسله قاجار در برابر دشمنان را نمادپردازی کند. نگاره‌های همانندی را می‌توان در کاخ هخامنشیان در تخت جمشید یافت. (19) گذشته از آن، روی کاشیهای دیگر نقش گروه موسیقی ارتش ایران دیده می‌شود که با نواختن سازهای موسیقی به شاه خوشآمد می‌گویند. (شکل 5).

 
 

شکل 5- کاشی، هنرمند گمنام است. دیوار بیرونی یکی از بناهای کاخ و موزه گلستان، تهران عکس از مهشید مدرس، آوریل 2005

گروه موسیقی ارتش به ابتکار ناصرالدین شاه و به احتمال زیاد با الهام از نقش‌برجسته‌های ساسانی در طاق بستان به وجود آمد.(20) تمام پیکره‌ها به یاری کاربرد پرسپکتیو، نور، سایه‌های متغاوتِ رنگها و با آناتومی دقیق به سبک واقع‌گراست. از این گذشته، ناصرالدین شاه این اجازه را به کمال‌الملک داد تا کلاس مجسمه‌سازی را هم به کلاسهای مدرسه‌ی هنری خود بیفزاید و نخستین نسل مجسمه‌سازان ایران را از زمان اسلام آموزش دهد. این گامِ چشمگیری در بهبود این رشته‌ی هنری بود. گذشته از آن شاه سفارش ساختن مجسمه‌های شیر را داد تا روی پایه‌هایی در کنار ورودی‌های کاخ گذاشته شوند. نقش شیر روی کاشیهایی کاخ هم دیده می‌شوند. این کاشیها و مجسمه‌ها اشاره‌ به تلاشهای ناصرالدین شاه برای بال و پر دادن به دودمان قاجار از راه به کاربردن نمادهایی دارد که شاهان قدرتمند ایرانی پیش از اسلام به کار می‌بردند و کاربرد برخی از عناصر هنر کشورهای اروپایی هم که در آن زمان کنترل دنیا را در دست داشتند در همین راستا بوده است.
این‌گونه سفارشها نشان می‌دهد که شاهان قاجار از موضوعات خاصی سود می‌جستند تا توانمندی و اختیارداری خود را بانگ بردارند و به قول لیلا دیبا در مقاله‌اش به نام نگاره‌های توانمندی و توانمندی نگاره‌ها، دودمان قاجار را با شاهان باستانی پیوند زنند. (21) از این گذشته، آنان مشتاق بودند تا خود را با شاهان اروپایی دوران خود تداعی کنند و بینندگان را وادارند تا توانمندی پادشاهی‌شان را بازبشناسند. در دفترچه راهنمای نمایشگاهی از نقاشیهای قاجار در گالری برونای لندن در 1378، جولین رابی پژوهشگر پرتره‌های شاهان قاجار به ویژه کارهای مهر علی و میرز بابا، نقاشان دربار فتحعلی شاه را تحلیل می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه این دو هنرمند و شاگردانشان به ”وام‌گیری انگاره‌ها از اروپا و عثمانیان” ادامه دادند تا ”مشروعیت دودمان” و برتری شاهان را به نمایش بگذارند. رابی بر این باور است که برخی از نمونه‌های اصلی این دوره مانند نقاشیهای مهرعلی، از نگاره‌سازی ایران باستان که پژوهشگران دیگر آنها را با آن پیوند می‌زنند گرفته نشده‌اند و مایه‌ی الهام‌ آنها بیشتر نقاشی آن روز راوپا بوده است. بهترین نمونه نقاشی مهر علی به تاریخ (1179-1180ش) به نام فتحعلی شاه ایستاده با عصایی در دست است که بر اساس چندین نسخه از ناپلئون در لباس امپراطوری است که میان سالهای 1179-1180ش نقاشی شده‌اند. (23) با وجود این، واقعیت این است که شاهان قاجار فرمانروایانی سترون و در دست انگلستان و روسیه بودند. ناصرالدین شاه گفته‌ی نامداری دارد که نشان می‌دهد تا چه اندازه سرزمین پادشاهی‌اش ایستا بوده است: ”چه رژیم نفرین‌شده‌ای! برای رفتن به شمال کشورم باید از روسها اجازه بگیرم و برای رفتن به جنوب باید اجازه‌ی انگلیسی‌ها را داشته باشم.” (23)(شکل 6)

 
 
 

شکل 6- مهرعلی، فتحعلی شاه ایستاده با عصا، تاریخ 1809-1810، رنگ و روغن روی بوم. از اس.ج. فالک، نقاشیهای قاجار: کاتالوگ نقاشیهای سده‌ی هجدهم و نوزدهم (تهران: منشی خصوصی فرح پهلوی، 1973) ش. 15

ناصرالدین شاه را شاید باید خواستنی‌ترین زیردست‌نواز و شخصیت کلیدی در هنرنوازی دوران قاجار پنداشت و زورمندترین فرمانروا از دیدگاه جاانداختن هنر و فراگیری آن دانست. گذشته از سفارش نقاشی و کاشی و شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی و خریدن نقاشیهای اروپایی و روسی، او گامهای بسیار دیگری برداشت که در رشد و تکامل هنر در ایران تأثیر داشت. او خود به فراگیری خوش‌نویسی، عکاسی،، طراحی و نقاشی همت گماشت، عکاسی کارشناس شد و به نقاشان و عکاسان مدالهایی می‌داد که نامدارترین‌شان مدال خورشید و شیر بود. (26) در روزگار او کتاب‌های درسی مدرسه نگاره‌گری شدند و کتابها و روزنامه‌های با نگاره‌گری‌های لیتوگرافیکی چاپ می‌شد. (26) ناصرالدین شاه عاشق سفر و نوشتن سفرنامه با خوش‌‌نویسی خودش بود ؛ در این سفرها معمولاً عکاسی را با خودش می‌برد. (27) او نخستین گامها را به سوی شهرسازی استراتژیک تهران برداشت، خیابانها را گسترش داد و دروازه‌ها و دیوارهایی تازه‌ای بر اساس شهرسازی اروپایی برای آن ساخت. (28) او بود که موزه‌هایی به راه انداخت و به گردآوری اطلاعات در باره‌ی ایران علاقه داشت و چندین فرد تحصیل‌کرده را به کار گرفت تا سفر کنند و در باره‌ی استانها و مکانهای باستانی و یادوار‌ه‌ها گزارش بنویسند، آنها را طراحی و نقشه‌ تهیه کنند، که همه مایه‌ها و منابع لازم و بایسته‌ای برای تاریخ‌نگاران شدند. (29)

گروه دوم هنرنوزان شاهزادگان قاجار را دربرمی‌گرفت که جایگاههای مهمی در حکومت داشتند؛ درباریان دیگر، سیاستمداران و بازرگانان هم با هنر آشنا بودند و از هنر این‌دنیایی و دینی هر دو پشتیبانی می‌کردند. اشراف هنرمندان را به کار می‌گماردند تا خانه‌هایشان را با دیوارنگاره و کاشی با نقشهای پیکره‌ای، اسلیمی و هندسی زینت بخشند. سفارش کشیدن پرتره‌های خود وشخصیتهای دیگر را می‌دادند و همین‌طور سفارش طبیعت‌ بی‌جان‌ها و مناظری را به سبک اروپایی. برخی از آنها مانند ملک قاسم میرزا ، پسر فتحعلی شاه و فرمانروای ارومیه به گردآوری نقاشی همت گماشت و عکاسی آموخت. او دوست نزدیک اوژنن فلاندین، نقاش و جهانگرد فرانسوی شد که در 1247ش از ایران دیدن کرد. فلاندین از مجموعه‌ نقاشیهای که قاسم میرزا گردآوری کرده بود شگفت‌زده شد. (30) از این گذشته، محمد افشار نامدار به صنیع السطنه، وزیر دادگستری ناصرالدین شاه در دربار، نقاش زیردستی بود که روی بوم و شیشه هر دو نقاشی می‌کرد. شاعر، خوش‌نویس و عکاس هم بود. او خود دوربینی برای گونه‌ی خاصی از عکاسی طراحی کرد. (31) شماری از شاهزادگان هم برای دیدن یا مأموریتهای دیپماتیک به اروپا سفر کردند. مانند اصغر خان افشار که فتحعلی شاه او را در سال 1187ش به عنوان سفیر به فرانسه فرستاد. اصغر خان دستی هم در هنر داشت. در 14 مرداد از اتاقهای موزه ناپلئون دیدن می‌کند و مدیر موزه ویوان دنون به استقبالش می‌رود. در ستایش از نقاشیهای گالری زیبای آپولون، حرفهای بامزه و زیرکانه‌ای می‌زند. (32) شمار دیگری از اشراف فرزندانشان را برای فراگیری هنر به اروپا می‌فرستادند، از بازگشایی مدارس تازه و بازسازی و بهبود مدارس موجود پشتیبانی مالی می‌کردند و یا آموزشگران اروپایی را به کار می‌گرفتند. از این گذشته، در زمان جنبش مشروطه، وقتی شاه در ظاهر مدارس و فعالیت‌های هنری را رها کرد، اشراف به خاطر تحصیل فرزندان خود به پشتیبانی از آنها ادامه دادند و با ساختن امامزاده و مسجد و تکیه و سفرش دیوارنگاره‌ها، گچبری و کاشیکاری و نقش‌برجسته‌های سنگی به گسترش هنر دینی یاری رساندند.

زنان دورن قاجار هم هنرنواز بودند و به فراگیری در رشته‌های گوناگوون هنرهای دیدنی (بصری، تجسمی) مانند عکاسی علاقه نشان می‌دادند. برای نمونه، فاطمه سلطان بانو و عذرا، دو خواهری که همسر دو عکاس در دربار ناصرالدین شاه بودند، از شوهران خود عکاسی آموختند و پس از اشرف السطنه، نوه فتحلعی شاه نخستین زنان عکاس شناخته شده در ایران شدند.. (33) زنان دوران قاجار اغلب در فعالیتهای دینی شرکت داشتند و از هنر و معماری دینی پشتیبانی می‌کردند، شاید چون اجازه نداشتند که در فعالیتهای سیاسی و دیگر نهادهای اجتماعی شرکت کنند، شماری از آنان در جلوگیری از آسیب دیدن امامزاده‌ها و مسجدها جلوگیری یا گسترش بناهای موجود برای آسایش پرستشگران نقش داشتند. (34) هر چند آگاهی‌های زیادی در باره‌ی نقش زنان در مقام هنرنواز وجود ندارد، اما به احتمال زیاد آنان سفارش‌دهندگان اصلی جعبه جواهرات، جای آیینه و لوازم آرایش و قلمدانهای کار بهترین هنرمندانی بودند که از نقاشی واقع‌گرای فراگیر آن دوران پیروی می‌کردند. متأسفانه هویت زنان هنرمند کارشناس شناخته شده نیست، زیرا آنان اجازه نداشتند به مدارس تازه بازگشایی شده‌ی هنری بروند. با وجود این بر پایه‌ی خاطرات تاج السلطان دختر ناصرالدین شاه، شاهزاده‌ای که به فراگیری نقاشی علاقه داشت آموزشگران دربار به این زنان آموزش می‌دادند. (35) و هنر فرشبافی و پارچه‌بافی و گلدوزی در اصل فرآورده‌ی دست زنان هنرمند بود.

در دوران قاجار بود که طبقه‌ی میانحال پا در فعالیتهای هنری گذاشت و لازم است از هنرنوازان به شمار آید. هر چند این طبقه آگاهی زیادی در باره‌ی رشته‌های هنری نداشت، اما با خرید چاپ‌های سنگی شخصیت‌های مقدس در گسترش پرتره‌نگاری دینی نقش داشت. پرتره‌های واقع‌گرای امامان و پیامبر اسلام که به دست نسل هنرمندان صنیع الملک آفریده شدند در جامعه شیعیان ایرانی محبوبیت داشتند. بسیاری از افراد مذهبی طبقه‌ی میانحال کمتر به هنر این‌دنیایی کشیده می‌شدند و اغلب نقاشی پیامبر یا امامان را که معمولا در فروشگاههای بازارهای اصلی یافت می‌شد بر دیوار خانه‌های خود می‌زدند. هر چند در ابتدا هنرمندان دربار پرتره‌هایی از پیامبر و امامان می‌کشیدند که اشراف به آنان سفارش می‌دادند، اما رفته‌رفته این سفارشها از سوی مردم معمولی هم صورت می‌گرفت و به این ترتیب هنرمندان، کاشیکاران، فرشبافان و کارشناسان چاپ سنگی تشویق می‌شدند تا پرتره‌هایی دینی با کیفیتی پذیرفتنی و بهای پرداختنی بیافرینند. مردمان معمولی با هنرهای سنتی آشنایی داشتند، اما آشنایی آنان با نقاشی اروپایی از راه چاپ سنگی نگاره‌ها در روزنامه‌ها و کتاب‌ها و مدارس هنری بود که در زمان تعطیل بودن کلاسها به روی بازدیدکنندگان باز بود. (36) در آنجا می‌توانستند کارهای آموزگاران ایرانی و اروپایی، بومهای شاگردان، کنده‌کاریها و نسخه‌هایی را که هنرمندانی مانند صنیع‌الملک (1193-1245) و کمال‌الملک از سفرهای خود به اروپا با خود آورده بودند ببینند. گذشته از هنرنوازان ایرانی، کسانی که از باخترزمین به ایران سفر می‌کردند هم به هنر ایرانی علاقه نشان می‌دادند. هنرنوازان اروپایی برخلاف هنرنوازان ایرانی، تاکیدی بر تجربه‌های تازه‌ی واقع‌گرایانه نداشتند و انتظار داشتند چیزی بسیار متفاوت با هنر اروپایی ببینند. در سالهای پایانی سده‌ی هجدهم و سالهای آغازین سده‌ی نوزدهم، مجموعه‌داران اروپایی به هنرهای آذینی سنتی قاجار مانند قلمدان و چیزهای نو دیگر علاقه‌مند شدند، ولی علاقه‌ی زیادی به نقاشیهای نیمه‌دوم سده‌ی نوزدهم قاجاری از خود نشان نمی‌دادند. بیشتر نقاشیهای سبک قاجار که اینک بخشی از مجوعه‌های خصوصی یا موز‌ه‌هاست از سوی شاهان و سیاستمداران قاجار به مجموعه‌داران و دادوستدکنندگان هنری اروپایی فرستاده می‌شدند یا به سفارت‌خانه‌های اروپایی هدیه داده ‌شوند. نخستین نقاشیهای قاجاری که در اروپا به نمایش گذاشته شد بیشتر نقاشیهای پیکره‌ای فتحلعی شاه، دومین شاه قاجار بود که به سیاستمداران اروپایی در ایران هدیه یا به شاهان اروپایی یادگاری داده شده بود. یکی از نخستین نمونه‌های نقاشی رنگ و روغن به نام پرتره فتحعلی شاه بر اورنگ (1185) کار مهر علی هنرمند درباری است. این نقاشی که به پییر امه دو ژوبرت، سفیر ناپلئون در ایران هدیه داده شده بود در کاخ ورسای نگهداری می‌شد. (37) ناصرالدین شاه، چهارمین شاه قاجار به این سنت ادامه داد و برای نمونه در 1227 چهار بوم به هنرمند فرانسوی ژول لورن پاداش داد که او آنها را به زادگاه خود کارپنتراس در فرانسه برد و پس از مرگش به موزه‌ی دوپلسیس این شهر هدیه داده شد. (38)

یکی از مجموعه‌داران هنری که اطلاعات ارشمندی در باره‌ی هنرهای زمانه‌ی خود به جا گذاشت و موزه‌ی ساث کنزینگتون (ویکتوریا و آلبرت امروز) در لندن را با کارهای هنری ایرانی پرمایه ساخت، سر رابرت مرداک اسمیث (1835-1900) بود که در سالهای 1250 در اداره‌ی تلگراف تهران کار می‌کرد، و در عین حال نقاشیها و دیگر کارهای هنری را گردآوری می‌کرد و به موزه‌ی ساث کنزینگتون می‌فرستاد. (39) تلاشهای مرداک به به برپایی نمایشگاهی نه تنها از نقاشیهای قاجار که دیگر آثار هنری آن موزه در سال 1876 انجامید. در این نمایشگاه دست‌کم شش نقاشی رنگ و روغن و آبرنگ به نمایش گذاشته شد که یکی فتحعلی شاه در اندازه‌ی طبیعی بود که به سبک اوایل سده‌ی نوزدهم با رنگ و روغن کار شده بود. (40) در دفترچه راهنمای نمایشگاه با نام هنر ایرانی که در همان سال به چاپ رسید، مرداک اسمیث گفته: ”عرب‌ها به احتمال زیاد هرگز مردمانی اهل هنر نبودند” اما ”ایرانیان هرگز علاقه‌ی خود را به بازنمایی موضوعات طبیعی واقعی از دست ندادند. (41) این گونه اظهار نظرِ خالی از دقت و متعصبانه ارزش گفته‌های اسمیث را برای تاریخ‌نگاران هنر سده‌ی بیستم محدود می‌کند، با وجود این، از آنجا که او یکی از افرادی است که در سالهای پایانی سده‌ی نوزدهم در ایران بود و شاهد فعالیتهای هنری در این مرزوبوم بود، نوشته‌هایش برای هرگونه مطالعه‌ی نقاشی قاجار مهم است.

در سده‌ی بیستم نقاشیهای قاجاری بیشتری به موزه‌های اروپا راه یافتند ـ که مهمترین آنها موزه‌ی ویکتوریا و آلبرت در لندن، موزه‌ی هنرهای زیبا در بستون، موزه تفلیس در تفلیس امروز، پایتخت گورجستان، موزه‌ی دولتی هرمیتاژ سنت پتترزبورگ و لوور پاریس (42) ـ و همین‌طور به گالریها و مجموعه‌های خصوصی از جمله مجموعه‌ی مجموعه‌دار امریکایی هنر اسلامی دووریس دوک (1912-1993) بود که در دهه‌ی 40، 40، 70 و 80 میلادی دست به خرید نقاشی زد. یک نمونه آن نقاشی روی بوم 4/500 در 6/294 سانتی‌متری روی سقف (DDFIA 34.9) است که در 21 مه 1981 (2002) در گالری پارک برنت خریداری شده است. در این نقاشی منظره‌هایی به سبک اروپایی گرداگرد بوم نقاشی شده و با الگوهای اسلیمی قاب گشته و خورشید خانم بن‌مایه‌ی سنتی ایرانی در میانه و گوشه‌های بوم کشیده شده است. خوش‌نویسی آیه‌ای از قرآن: نصر و من‌الله و فتح قریب دو بار درسمت چپ و راست بوم نوشته شده است. این نقاشی شاید نمونه‌ی یک بوم آرمانی سده‌ی نوزدهمی است، چرا که درخواست همیشگی برای این‌گونه کارهنری را بازنمایی می‌کند که در آن سبک منظره‌کشی اروپایی، خوش‌نویسی ایرانی، الگوهای اسلیمی اسلامی سنتی و حتی به گونه‌ای عناصر پیش‌اسلامی در آن با هماهنگی گنجانیده شده‌اند.(شکل 7)
 
 
 

شکل 7. سقف، ایران حدود سال 1870، رنگ و روغن روی بوم، 4/500 در 294 سانتی متر، بنیاد دوریس دوک برای هنر اسلامی، کپی رایت دیوید فرنزن، با اجازه کپی شده است.

نمونه‌ی دیگر مجموعه‌ی امری است که بزرگ‌ترین مجموعه‌ی نقاشیهای قاجار را دربرمی‌گیرد. سرلشکر هارولد امری، سیاستمدار انگلیسی که در سودان و مصر خدمت می‌کرد و برادرش لئوپولد امری (1873—1955)، نویسنده و وزیر امور خارجه در هند، از سال 1900 تا 1914 شصت و سه نقاشی قاجاری خریدند. (43) در سالهای 1970 (1350)، فرح دیبا پهلوی نقاشیهای مجموعه‌ی امری را خریداری کرد. (44). بیشتر این نقاشیها در حال حاضر در موزه کاخ سعدآباد، موزه رضا عباسی و موزه کاخ گلستان در تهران نگهداری می‌شوند. گذشته از این نقاشیها، علاقه باخترزمینیان به ویژه در آن زمان که احساس خاورگرایی (اوریانتالیسم) در اروپا فراگیر بود، روی هنر باستانی و سنتی ایرانی کانونمند بود. سوداگران باخترزمینی به دنبال کتابهایی قدیمی نگاره‌گری شده‌، کاشی، آثار باستانی، خوش‌‌نویسی، فرش و بافته‌های ایرانی برای بازارهای اروپایی بودند که دو تأثیر مهم بر هنر و آموزش هنر در ایران داشت.

نخست آنکه ایران بسیاری از آثار هنری خود را از دست داد که چندین شاهنامه‌ی نگاره‌گری‌ شده، خمسه‌ی نظامی و کلیله و دمنه را دربرمی‌گیرد. (46) این دست‌نوشته‌ها به مجموعه‌های خصوصی و موزه‌هایی در اروپا، امریکا، روسیه و ترکیه انتقال یافتند. برخی مانند شاهنامه‌ی شاه عباسی به کتابخانه چستر بیتی در انگلستان، برگ‌هایی از نسخه‌ی نگاره‌گری شده‌ی میانه‌ی سده‌ی چهاردهم کلیله و دمنه به کتابخانه دانشگاه استانبول و برگ‌هایی از خسرو و شیرین خمسه نظامی که در 1289 نگاره‌گری شده بود به کتابخانه بریتانیا در لندن راه یافتند. (48) از این گذشته، بسیاری از دست‌نوشته‌ها در ایران در دربار بودند و دست هنرمندان به آنها نمی‌رسید. برای نمونه، شاهنامه بایسنقر میرزا در کتابخانه پادشاهی کاخ گلستان در تهران نگهداری می‌شد. (49) برای همین، هنرمندان ایرانی دوران قاجار نمی‌توانستند به بهترین نمونه‌های نگارگری و نگاره‌سازی سنتی کتاب دسترسی داشته باشند و یک‌راست به سراغ آنها بروند. در زمانی که هنر داشت محبوبیت بیشتری می‌یافت و مدارس هنری یکی پس از دیگری باز می‌شدند، جامعه ایرانی این فرصت را از دست داد تا به راستی با شمار بی‌اندازه زیادی از آثار هنری باستانی و سنتی خود آشنا شود.

دو‌م، جامعه ایرانی در باره‌ی بهترین نمونه‌های هنر سنتی خود از ایرانیانی می‌آموختند که به اروپا سفر کرده و از موزه‌ها، حراجی‌ها و نمایشگاههای هنری دیدار کرده بودند. از آنجا که تمامی این افراد از دانش هنری بهره‌مند نبودند، اطلاعاتی را با خود می‌آوردند که از دفترچه راهنماهای گالری‌ها و حراجی‌های هنری می‌گرفتند که بسیاری از آنها نادرست بود یا آنها را از دفترچه‌‌های راهنمای موزه‌ها،، مقاله‌ها و کتابهایی می‌گرفتند که گاه هنر ایرانی را هنر خاور دور معرفی می‌کردند. بسیاری از ایرانیان این دیدگاه سده‌ی نوزدهم باختر زمینی را می‌پذیرفتند، زیرا به باخترزمین به عنوان تمدن نوینی که از دانش بیشتری بهره‌مند بود باور داشتند. این عوامل به پس‌رفت هنر سنتی ایرانی و اوج‌گیری این باور رسید که ایران باید مسیر باخترزمین را در هنر دنبال کند تا بلندپایه شود. این نگرش تا مدت‌های دراز نگرش چیره در ایران باقی ماند.

تنها چند هنرمند و سیاستمدار دانا بودند که دریافتند چه اتفاقی دارد می‌افتد. یکی از آنان کمال‌الملک بود که کلاسهایی برای فرشبافی، نگاره‌سازی سنتی کتاب و سفال‌گری در مدرسه‌ی سبک باخترزمینی خود، صنایع مستظرفه

 به راه انداخت و با تاکید بر ارزش هنرهای باستانی ایرانی، شاگردان را تشوین به گذراندن آنها کرد. (50) با این حال، تلاشهایش نتوانست از تغییری کلی در فرهنگ جلوگیری کند و این روی کار هنرمندانی که در آفرینش هنرهای سنتی دست داشتند تأثیر داشت. شماری تصمیمم گرفتند رشته‌ی خود را تغییر دهند و به فراگیری نقاشی واقع‌گرای اروپایی پرداختند. دیگران مسیر تازه‌ای آفریدند تا هنرنوازان اروپایی خود را نگاه دارند و در عین حال سفارش‌دهندگان ایرانی را هم خشنود نگاه دارند. این مسیر تازه، نگاره‌سازی سنتی دست‌نوشته را ”نقاشی مینیاتور ایرانی” نامید که رابینسون در مقاله‌اش به نام نقاشی در دوران پس از صفویه، ”هنر برتر گردش‌گران” نامیده و در آنجا توضیح می‌دهد که ”شکل مینیاتور روی کاغذ را به خود گرفته و معمولاً شخصیت واحدی از گونه‌های ایرانی را با لباس و دیگر مشخصات بومی روی پیش‌زمینه‌ای ساده نشان می‌دهد... آنها در کل بسیار خوب اجرا شده و جذابیت و نوآوری چشمگیری دارند.” (52)اندازه نقشی نداشت و بیشتر به سفارش‌دهنده وابسته بود.

اکبر تجویدی، مینیاتورکار ایرانی، زنده شدن محبوبیت این سنت سده‌ی نوزدهم را به پدرش هادی تجویدی (13271-1319) نسبت می‌دهد که یکی از شاگردان کمال‌الملک و نقاش سنتی بااستعدادی بود که در مسابقه‌ی 1290 نقاشی مینیاتور ایرانی اول شد و به آموزش در صنایع مستظرفه پرداخت. (53)

نقاشان مینیاتور گاه خوش‌نویسی را به کارهای خود می‌افزودند تا ظاهر سنتی به آنها بخشند. این دسته از هنرمندان معمولا همان تکنیک نگارگری سنتی کتاب را با آب رنگ و قلم‌موهای نازک به کار می‌بردند.حتی امروزه هم نقاشی مینیاتور در مدارس هنر به عنوان رشته‌ی اصلی آموزش داده می‌شود و هنرمندانی مانند پسران و شاگردان تجویدی و محمود فرشچیان آوازه‌ای در این سبک یافته‌اند.(54) در اروپا بسیاری از سوداگران به دلیل بازار خوب کتاب‌های نگارگری شده‌ی پرآوازه یا برگ‌های پاره‌شده‌ای از این گونه کتاب‌ها را که به دلیل بهای به مراتب کمترشان نسبت به کتاب‌ها نگارگری شده راحت‌تر فروش می‌رفت به فروش رساندند. این باعث شد که سوداگران آثار هنری نقاشهایی مینیاتور را جایگزین بی‌همتایی برای برگهای پاره‌شده‌ی کتابهای نگارگری شده‌ی سنتی بپندارند. برخی از هنرنوازان ایرانی هم دست به خرید چنین آثاری زدند.(نمونه هایی از آن را می توانید در این سایت ببینید http://www.farshchianart.com)

در دوران قاجار به ویژه نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم، هنرنوازی و پویایی میان هنرمندان و هنرنوازان به شکل پرمعنایی تغییر کرد. هنرمندان خودمختارتر شدند و هنری را برپا کردند که بازنمود رشد فردگرایی بود. سفارش کارهای هنری دیگر به خانواده‌ی شاهی و طبقه‌ی ثروتمند محدود نبود، هر چند آنان هنرنوازان اصلی باقی ماندند. شمار و گونه‌ی هنرنوازان افزایش یافت و طبقه‌ی میانحال هم سفارش چاپ پرتره‌های شخصیت‌های مقدس را می‌داد و بنابراین نقشی حیاتی در گسترش نقاشی شخصیت‌های مقدس بازی می‌کرد. از این گذشته، آشنایی هنرنوازان با هنر اروپایی و علاقه به آن هنرمندان را برمی‌انگیخت تا کارهای هنری خود را بر اساس سنت سبک واقع‌گرایی اروپایی پیش ببرند. شواهدی برای سفارش نقاشی از سوی زنان در دست نیست، ولی آنان به احتمال زیاد سفارش‌دهندگان اصلی جعبه جواهرات، جعبه لوازم آرایش و جا آیینه‌ای بودند که معمولاً با اندام مردم، گیاهان و جانوران که همه واقع‌گرا نقاشی می‌شدند. به عکس هنرنوازان اروپایی به دنبال تجربه‌های تازه در نقاشی واقع‌‌گرا نبودند، بلکه بیشتر به دنبال کارهایی می‌گشتند که به سبک سنتی ایرانی اجرا شده بودند. این دادوستد دو پیامد برای آموزش هنر در ایران داشت. نخست آنکه ایران شمار چشمگیری از کارهای هنری خود را از دست داد. بنابراین جامعه ایرانی این فرصت را از دست داد تا با بهترین نمونه‌های هنر باستانی و سنتی ایران آشنا شود. دوم، ایرانیان در باره‌ی هنر سنتی خود بیشتر از کسانی چیز یاد می‌گرفتند که به اروپا سفر می‌کردند که در آن هنر ایرانی معمولا به عنوان هنر خاوری oriental  معرفی می‌شد. بسیاری از این دیدگاه باختری سده‌ی نوزدهمی را پذیرفتند و به هنرهای سنتی ایرانی به دیده تحقیر می‌نگریستند. به این ترتیب، نقاشی مینیاتور در دوران قاجار به صورت آمیزه‌ای از نقشای واقع‌گرای اروپایی و نگارگری سنتی و ایرانی کتاب رشد کرد. در این نقاشیها، اندامهای واقع‌گرا با جامه ایرانی در مناظری به نمایش گذاشته می‌شدند که تقلیدی از مناظری بود که در نگارگری سنتی کتاب دیده می‌شد. برای این‌گونه ‌‌‌‌‌نقاشیهای بیگانه‌پسند exotic درخواست بالایی وجود داشت و از دیدگاهی می‌توان آنها را به عنوان نمونه‌هایی از نگرش خاورشناسی در ایران تعریف کرد که در عین حال بخشی از جنبش واقع‌گرایی نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم را می‌ساخت.

 

پانوشت‌ها:

1. بنا به روئین پاکباز هنرمند دوران صفوی، رضا عباسی هم درباره شاه عباس اول را ترک کرد و شروع به نقاشی مردمان معمولی کرد که موضوع نامعمولی برای هنرمند آن زمان بود. رضا عباسی طراحی و نقاشی پیکره‌های تک را تکامل بخشید و کارهای زیادی از خود باقی گذاشت که مطالعه‌ی جدی این جریان را از سوی او به نمایش می‌گذارد. نقاشان نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم دنباله‌رو این جریان شدند. ر.ک روئین پاکباز، نقاشی ایران از دیرباز تا امروز، نشر زرین و سیمین، 1379. همچنین ر.ک شیلا کنبی، نقاشی ایرانی، موزه بریتانیا، 1379، ص.73، 99، 101

2. مهشید مدرس، بهبودهای فرهنگی در ایران دوران قاجار و باخترزمین: سالهای پایانی سده‌ی 18 میلادی تا جنبش مشروطه 1285، انجمن اتاق ایران، 1386

3. یحیی ذکاء: تاریخ عباسی و عکاسان پیشگام در ایران، نشر علمی. عکاسی در 1223 وارد ایران شد و کنجکاوی زیادی در میان درباریان و مردم عادی برانگیخت. هنرمندان هم یا عکاسی یاد می‌گرفتند و یا از عکس برای مطالعه‌ نور و آناتومی مردم (انسان) سود می‌جستند.

4. مهشید مدرسی، چاپ سنگی در ایران سده‌ی نوزدهم: هنر برای مردمان، انجمن اتاق ایران، 1387.

صنیع‌الملک (1229-1283 ه.ق) در 1847 به اروپا سفر کرد و لوازم چاپ سنگی را با خود به ایران آورد. او و دیگر هنرمندان پیشرو آن زمان از نگاره‌های چاپ سنگی شده برای روزنامه‌ها و کتاب‌ها یا نسخه‌های تک سود می‌جستند. این نگاره‌ها مایه‌ی اصلی آشنایی مردمان معمولی با سبک نقاشی اروپایی شد.

5. کمابیش تمامی هنرمندان اروپایی که به ایران سفر کردند، از سوی دولت‌هایشان و به همراهی سیاستمداران برای اهداف سیاسی و نظامی به این کشور فرستاده شدند. مأموریتشان گردآوری اطلاعات و تهیه نقشه برای یورش نظامی بوده است. قصد از این طراحی‌ها و نقاشی‌ها تهیه گزارشهای دیدنی و به عمد واقع‌گرا بوده‌‌است؛ درستی و دقت در آنها نقش حیاتی داشت. شاهان و درباریان قاجاری معمولاً میزبان هنرمند ـ جهانگردان می‌شدند یا دست‌کم آنان را می‌دیدند. برخی از آنان سفارش کشیدن پرتره خود را به آنان می‌دادند. از این گذشته، هنرمندان درباری به احتمال زیاد با هنرمندان اروپایی برخورد داشتند و با فنون آنان آشنا می‌شدند. ر.ک مهشید مدرس، هنرمندان ایرانی در ایران زمان قاجار، فصلنامه هنری گلستان، ش.8 تابستان 1386.

6 عبدالرفیع حقیقت، تاریخ هنرهای ملی و هنرمندان ایرانی، جلد 1 مجموعه آثار عبدالرفیع حقیقت، مؤلفان و مترجمان ایران، 1369، ص581

7) روزیتا میری، پادشاهان قاجار در غرب: سفر ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به اروپا، تاریخ معاصر ایران، ش.4 زمستان 1376، ص. 211. ناصرالدین شاه در سفر نخستش در سال 1252ش که پنج ماه و نه روز به درازا کشید از روسیه، آلمان، انگلستان، فرانسه، اطریش، سوئیس و سرانجام پایتخت عثمانی، استانبول دیدن کرد. در سفر دوم خود در 1257 که چهار ماه به درازا کشید به روسیه، لهستان، اطریش، آلمان و فرانسه سفر کرد. و در سفر سوم و آخرین سفرش به اروپا در 1267ش که شش ماه و دوازده روز به درازا کشید، از مسکو، آلمان، بلژیک، فرانسه، انگلستان، هلند و اطریش دیدار کرد.

8) نمایشگاه بین‌المللی 1252ش وین به منظور نمایش بازسازی اقتصادی اطریش و پیشرفت وین در شهرسازی برپاشد و هدف از آن پاک کردن آوازه‌اش به عنوان کشوری ناپایدار بود. این نمایشگاه در پارک پراتر در شمال خاوری وین برگزار شد و میزبان کشورهای بسیار و رشته‌های بسیاری بود. نممایشگاه به دو بخش تقسیم شده بود، سرای ماشین‌آلات و سرای هنر در بناهای اصلی نمایشگاه بود. نمایشگاه هنر که بیشتر نقاشی و چند مجسمه را دربرمی‌گرفت به سه مقوله تقسیمم شده بود: هنرهای زیبا، هنر دینی و هنر آماتور. برگزارکنندگان نمایشگاه تصمیم گرفتند که به کشورهای شرکت کننده به اندازه‌ی جایگاه اقتصادی‌شان در دنیا فضا بدهند، به گفته‌ای دیگر کشورهایی که از لحاظ اقتصادی جایگاه بهتری داشتند، فضای بیشتری دریافت می‌کردند. از این گذشته، محل نمایشگاه کشورها از خاور به باختر بود و از ژاپن و چین آغاز و با امریکا پایان می‌یافت. از آنجا که اطریش آوازه‌ای در این نمایشگاه به دست نیاورد، دیگر به برگزاری نمایشگاه دیگری همت نگماشت. نگا. لی بویی، وین 1252 و دیوید معتدل، آلمان دیگر: درک‌ودریافت‌های ناصرالدین شاه از تفاوت و جنسیت در دیدارهایش از آلمان، 1252-68، مطالعات ایرانی، جلد 44. ش.4 ژوئیه 2011،،، ص. 563-579

9) میری، همانجا، 212-213

10) همانطور که در مجله سازنده و بنا آمده است، وزیر بازرگانی فرانسه قصد داشت ”نمایشگاه واپس‌نگرانه‌ی کار صنعتی و علوم مردم‌شناسانه‌” را در کاخ هنرهای آزاد سازمان دهد. موضوعات نمایشگاه عبارت بود از علوم مردم‌شناشی و قوم‌شناسی، هنرهای آزاد، هنرها و پیشه‌ها، وسایل ترابری و هنر نظامی. دفترچه راهنمایی هم که وسایل کشورهای گوناگون را به نمایش می‌گذاشت به چاپ رسید. نگا. ”مشخصه پیشنهادی جالب برای نمایشگاه آینده پاریس”، سازندگان و بنا، کتابخانه دانشگاه کورنل، جلد 20، ش.12، دسامبر 1888، ص. 271.

11) میری، 1997، همانجا، 217-218

12) میری، 1997، همانجا،، 219-222. مظفرالدین شاه هم سه بار به اروپا سفر کرد و سفر نخستش در 1278 هفت ماه، سفر دومش در 1281 شش ماه و سفر سومش در 1284 شش ماه به درازا کشید. در سفر نخستش پیش از رفتن به آلمان، فرانسه، بلژیک، هلند، اطریش، مجارستان، بلغارستان و امپراطوری عثمانی، از چند شهر روسیه از جمله سنت پترزبورگ گذشت. سفر دومش به اطریش، ایتالیا، بلژیک و انگستان بود. و سومین بار از روسیه، لهستان، آلمان، اطریش، بلژیک و فرانسه دیدن کرد.

13) نعمت‌الله کیکاووس، گلگشت در نگارستان: گلچینی از آثار نقاشی موزه هنرهای زیبا سعدآباد، تهران، نگاه، 1371، صص. 93-243

14. ادوارد گرنویل برآون، یک سال در میان ایرانیان، برگردان مانی صالحی، انتشارات ماهریز، تهران، 1381، ص.126 

15. حقیقت، 1379، ص. 581-82

16. حقیقت 1379، ص. 581. نویسنده نام هنرمندان و هیچ اطلاعاتی در باره آنها نمی‌دهد.

17. حقیقت 1379، ص. 662

19. پیتر چلووسکی، هنرهای مردمی: هنرنوازی و پارسایی در نقاشیهای درباری ایرانی: دوران قاجار (1164-1304)، ویرایش لیلا دیبا و مریم اختیار، انتشارات توریس، نیویورک، 1377. همان‌طور که چلووسکی می‌گوید: باور بر این است که ساختن تکیه دولت از آلبرت هال لندن الهام گرفته شده بود. در 1251 ناصرالدین شاه به کنسرتی در آنجا می‌رود و چنان تحت تأثیر معماری آنجا قرار می‌گیرد که در بازگشت به ایران، دستور ساختن ساختار همانندی را در مجموعه شاهی در تهران می‌دهد.. با وجود این بنا به برخی نویسندگان، تکیه دولت با آلبرت هال همانندی چندانی ندارند.”

19. شخصیتهایی که نقش‌برجسته‌ها روی پلکان و دروازه‌های تخت جمشید را می‌سازند. شاهان هخامنشی از 559 تا 330پ.م از باختر هند (رود سند) تا مصر فرمانروایی می‌کردند و با یورش اسکندر در 330پ.م سرنگون شدند.

20. رک. یوهانا دوملا مواسات، گنبد بزرگ طاق بستان: مطالعه هنر شاهی سالهای پایانی ساسانیان، نشر ادوین ملن، نیویورک، 1384، صص. 88 و 101

21. لیلا دیبا، نگاره‌های توانمندی و توانمندی نگاره‌ها در نقاشیهای درباری ایرانی، دوران قاجار، ص. 31

. 22جولین رابی، پرتره‌های قاجار، انتشارات توریس، لندن، 1378، صص. 11-18.

23. علی مدرسی، گفت‌وگو با نویسنده، 5 مه، 1384

24. یحیی ذکاء، زندگی و آثار استاد صنیع‌الملک، مرکز نشر دانشگاهی، 1382، ص. 38

25. ذکاء 1376، ص.26 و 62

26. ایرج افشار، خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، جلد 1 مجموعه آثار ایرج افشار، انتشارات زرین، 1377. صص. 38-39. ظهیرالدوله یکی از وزیران ناصرالدین شاه و دامادش بود که در باره‌ی پسر هنرمند شاه، محمد ناصر صفا که کتابهای درسی را نگاره‌گری کرده است و این کار را به مدت چهل سال نگاه داشت، قلم زده است. محمد ناصر صفا در 1257 در تهران به دنیا آمد. مادرش توران آقا دختر ناصرالدین شاه بود. او یکی از شاگردان کمال الملک بود که بیست و پنج سال در فرانسه به مطالعه‌ی هنر پرداخت. با پیروی از سبک کمال الملک نگار‌‌هگری سنتی ایرانی را با نقاشی واقع‌گرا درآمیخت. در طراحی استاد بود و برای کار از مدل سود نمی‌جست. مصفا در 1328 در کرمان رخت از جهان بربست.

27. ذکاء 1382، ص. 33

28. جنیفر اسکرس، ایزابل برد بیشاپ (1831-1904) و سفرهایش به ایران و کردستان در 1890، مطالعات ایرانی، جلد 44، ش. 2، مارس 2011، ص. 247.

29. محمد گلبن، رساله عمران خوزستان: خورستان در دوران مظفرالدین شاه قاجار (بازسازی خوزستان: خوزستان در دوران مظفرالدین شاه) تاریخ معاصر ایران، ش.7، پائیز 1377، ص. 181. چند تن از آن افراد توجه‌برانگیزند. عبدالجعفر نجم‌الدوله اصفهانی مسؤل منطقه خوزستان بود؛ میرزا عبدالله خان قره گزلو نامدار به سعدالسلطنه مسؤل منطقه سرخس؛ او به سراسر فارس و خوزستان سفر کرد و از مکانهای مهم مانند تخت جمشید، طاق بستان و آرامگاه کوروش طراحی کرد. طراحی‌هایش واقع‌گرایانه است و تمام جزئیات ممکن را دربرمی‌گیرد. به نظر می‌رسد که کانونمندی او روی تمدن باستانی ایران بوده است. نگا. فرصت‌الدوله، آثار عجم در تاریخ و جغرافیای مشروحه بلاد و اماکن فارس، انتشارات تاریخ ایران زمین، 1362

30. ذکاء، 1376، ص. 17

31. ذکاء، 1376، صص. 225-230

32. ایرج امینی، اصغر خان افشار، سفیر فتحعلی شاه در پاریس، مجله انجمن بین‌المللی مطالعات قاجار، جلد 7، 1386، ص. 54

33. ذکاء، 1376، صص. 178-180

34. محمد تقی مصطفوی، بناهای تاریخی و مذهبی تهران قدیم و شهر کرج: بی‌بی شهربانو، مجله ماهانه اطلاعات، ش. 50، اردیبهشت 1331، صص. 8-9، 17.

35. عباس امانت، دلهره ولیعهد تاج السلطنه، انتشارات میج، 1372، صص. 107-108

36. ذکاء، 1382، ص. 51

37. ایو پورتر، هنر ایرانی و مجموعه‌های هنری ایران در فرانسه، دائره‌المعارف ایرانیکا، 1384. بنا به نویسنده موزه ورسای این بوم را به موزه لوور قرض داد.

38. همانجا. لورنس نگاره‌گر مأموریتی بود که به رهبری خاویر هومر دو هل صورت گرفت، طراحی‌هایی که این سفر را به نگاره درآورده در 1859 به چاپ رسید. نقاشیهای قاجار همراه با برخی از کمپوزیسیون‌های خودش (از جمله دو بوم به نامهای باغهای اشرف و بامهای اصفهان پس از مرگش به زادگاهش هدیه داده شد.”

39. نگا. رابرات موردوک اسمیث؛ هنر ایرانی، اسکریرنر، ولفورد و آرمسترانگ، 1877

40. همانجا، ص. 4. پژوهشگر بریتانیایی دکتر فرانسسکا وانکه دیدگاه اسمیث را در باره هنر ایران و اینکه چگونه به مجموعه هنر اسلامی در موزه و هنرنوازی در آن زمان شکل بخشید در مقاله‌ای به نام گرفتن و نسبت دادن: رابرت مرداک اسمیث و مجموعه هنر ایرانی در ساث کنزینگتون، تحلیل می‌کند؛ کالج هنری کمبرول، ش. 12

42. نگا. سی سده هنر و فرهنگ، زوله: انتشارات واندرز و هرمیتاژ امستردام، 2007. همچنین نگا. پیش‌زمینه نقاشی نوین ایران، فرهنگسرای نیاوران، 24 سپتامبر 2011

43 دوریس دیوک، دختر نانالاین هولت اینمن دیوک و جیمز بوچان دیوک که شرکت تنباکو امریکا را بنیان گذاشت مجموعه آثار هنر اسلامی خود را که دربرگیرنده‌ی آثار هنری زیادی از ایران بود در شانگری لا نگاه داشت که نام ویلایش در هونولولو بود که بر اساس معماری ایران باستان و دنیای اسلام طراحی شده بود. در 1938، آرتور اوپام پوپ، پژوهشگر نامدار هنر ایران ترتیبی داد تا دوریس دیوک به عراق، سوریه، ترکیه و ایران سفر کند. در ایران، او با رابنو، سوداگر آثار هنری میان ایران و پاریس آشنا شد و از او آتشدان پیکره‌ای خود را که صحنه‌های زندگی درباری سده نوزدهم قاجار دور آن دیده می‌شود خریداری کرد. دیرتر دیوک هشت تابلو رنگ و روغن دوران زند و قاجار و سقف بزرگی از دوران قاجار را از حراجی‌ها و گالری‌هایی که بیشتر در نیویورک بودند خرید. نگا. شارون لیتلفیلد، شانگری لا دوریس دیوک، هونولولو، فرهنگستان هنر هونولولو و بنیاد دوریس دیوک برای هنر اسلامی، 1381، ش. 13 و 14، ص. 40. همچنین نگا. نگاره‌های مجموعه امری، اس.جی. فالک، نقاشیهای قاجار: دفترچه راهنمای نقاشیهای سده‌ی هجدهم و نوزدهم، دبیرخانه خصوصی فرح دیبا، تهران 1352، ص. 6

44. بی. دبلیو. رابینسون، نقاشی ایرانی در دوران قاجار، اوجهایی از هنر ایرانی، احسان یارشاطر و ریچارد اتینگهاوسن، انتشارات بولدر وست‌ویوز، 1358، ص. 331. در دهه‌ی گذشته، بیشترین نمایشگاههای نقاشیهای قاجار در امریکا، انگلستان، ایران و آمستردام برپا شده‌اند. با حمایت مالی موزه هنر بروکلین و با سازماندهی لیلا دیبا و مریم اختیار، تور نمایشگاهی از نقاشیهای قاجار در 1998-99 در لس‌آنجلس، نیویورک و لندن برگزار شد. رویداد مهم دیگر نمایشگاهی بود که به تاریخ نگارگری کتاب در ایران اختصاص داشت و در موزه هنرهای امروز تهران در تابستان 1384 برگزار شد. یکی از کتابهای به نمایش گذاشته شده هزار و یک شب بود که صنیع‌الملک، هنرمند درباره ناصرالدین شاه آنرا نگارگری کرده بود. این نمایشگاه به پژوهشگران فرصت داد تا یکی از آخرین کتابهای با دست نقاشی شده دوران قاجار را که مشخصات اصلی نقاشی قاجار را در خود دارد مطالعه کنند. از این گذشته در اردیبهشت 1384، بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران در تهران میزبان نمونه‌هایی از سبک خاصی به نام نقاشی قهوه‌خانه بود که در سالهای پایانی قاجار رشد کرد. تازه‌ترین نمایشگاه در موزه هرمیتاژ آمستردام در پائیز 1386 برگزار شد.

45. خاورگرایی سبکی از نقاشی است که مشخصه‌اش بیشتر تمثال‌نگاری است و به عنوان بخشی از جنبش رمانتیسیسم سده‌ی نوزدهم در اروپا چیرگی داشت. نگا. لین ثورنتون، جهانگرد خاورگرایان نقاش 1828-1908، پاریس، ا.سی.آر انترناسیونال، 1983، ص. 10. همچنین نگا. اس.اف. آیزنمان، هنر سده‌ی نوزدهم، تاریخچه‌ای انتقادی، تیمز و هودسون، لندن، 1994، ص. 51

46. کلیله و دمنه نخست با نام چانچاتانتورا و به احتمال زیاد در سده‌ی چهارم میلادی در هندوستان نوشته شد. برزویه طبیب آن را حدود سال 570 به پهلوی برگرداند. کتاب افسانه‌هایی در باره جانوران است که دو شغال و جانوران دیگر روایت می‌‌کنند و بازنمود شاهان، حکومت‌ها و مردم است. نگا. پل لونده، کلیله و دمنه، دنیای آرماکو سعودی، جلد 23، ش. 4. 1972

47. بی. دبلیو. رابینسون، طراحیهای استادن: طراحیهای ایرانی از سده 14 تا 19، انتشارات شوروود، نیویورک، 1965، ص. 30

48. شیلا بلر و جوناتان بلوم، هنر و معماری اسلام 1250-1800، انتشارات دانشگاه ییل، 1994، ص. 31 و 57.

49. شاهنامه بایسنقر میرزا به سفارش شاهزاده بایسنقر در دوران تیموری د ر هرات نگاره‌گری شد. این شاهنامه در کاخ و موزه گلستان نگاهداری می‌شود.

50. اکبر تجویدی، نقاشی ایران در سده‌ی اخیر، دانشنامه ایرانشناسی، جلد 1، ویرایش مجتبی انوری و شیرین محمدی، ص. 181

51. یکی از نخستین و مهمترین مطالعات هنر قاجار از سوی رابینسون (نگا. بالا) پیش برده شده است که از سالهای 60 تا 98 میلادی مقالات و کتابهای خود را به چاپ رساند. در مقاله‌ای به نام نقاشی در ایران در عصر قاجار، رابینسون می‌گوید که بسیاری از نقاشیهای قاجار را نمی‌توان هنر والایی پنداشت و در سطح هنر صفوی نیست. با این حال، رابینسون بر این باور است که نقاشیهای قاجار دلپسند، ساده و مناسب زمان خود بودند. می‌گوید که مجموعه‌داران و پژوهشگران باید میان آثاری که از کیفیت بالایی بهره‌مندند و نقاشیهایی که هنرمندان ستایش‌برانگیزی مانند صنیع‌الدوله کشیده‌اند تمایز بگذارند. نگا. رابینسون، نقاشی در ایران در زمان قاجار، اوجهایی از هنر ایرانی، ویرایش احسان یارشاطر و ریچارد اتینگهاوزن، 1979، صص. 331-32 و 361

52. رابینسون، نقاشی در دوران پس از صفویه، هنرهای ایران، ویرایش آر. دبلیو. فرییر، انتشارات دانشگاه ییل، 1989، ص. 228. در اروپا اصطلاح نقاشی مینیاتور ایرانی به نگارگری دست‌نوشته دوران سلجوقیه تا قاجار اشاره دارد و پرتره‌های بزرگ و مناظر را دربرنمی‌گیرد. این اصطلاح بیشتر به کارهای روی کاغذ اشاره دارد.

53. تجویدی، 1382، ص. 181

54. محمود فرشچیان استاد نقاشی مینیاتور امروز ایران پنداشته می‌شود. او در اصفهان به دنیا آمد و دانش‌آموخته‌ی فرهنگستان هنر آنجاست. سپس به اروپا سفر کرد تا هنر باخترزمین را مطالعه کند. در بازگشت استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. فرشچیان اینک در نیویورک زندگی می‌کند. شاهکارهایش را می‌توان در کتابخانه ملی پاریس، کتابخانه بریتانیا، گالری فرییر، موزه متروپولیتن و دانشگاه هاروارد یافت. نگا. وب‌سایت محمود فرشچیان.

 

شکل 1. منظره با نقشهای اسلیمی، هنرمند گمنام، نقاشی دیواری که با آیینه قاب شده، سقف ورودی یکی از بناهای کاخ و موزه گلستان تهران، عکس از مهشید مدرس 1384

 

شکل 2. کاشی، هنرمند گمنام، دیوار بیرونی یکی از بناهای کاخ و موزه گلستان تهران، عکس از مهشید مدرس 1384

 

 

 


 
 

تبلیغات