مقالات | معماری
 
کارگاه میان‌شهرِ تهران، هنر، محیط زیست و شهر

سارا کمالوند
 
برگردان: رویا منجم

منبع: universes-in-universe.org

 

تهران بزرگترین شهر میان استانبول و بمبئی است؛ شهری با 13 میلیون جمعیت در کویر. مانند تمامی شهرهای دیگر ایران، به شکل استراتژیکی در دامنه‌ی کوه قرار دارد تا آب آن تأمین شود. اما امروزه این همه فراموش شده و گسترش بی‌رویه شهری خاطره‌ی این شبکه‌ی آبرسانی زیرزمینی قنات را پاک کرده است. شگفت‌آور نیست که در دهه‌ی چهل زمانی که الگوهای باخترزمینی نوین‌سازی برای رشد پایتخت آسیای مرکزی به روی میز گذاشته شد، این زیرساخت ارگانیک آب نادیده گرفته شد. اما امروزه شمار آنها تکان‌دهنده است: از بیش از شش‌صد قنات رهاشده، دو میلیون لیتر آب هر ساله هدر می‌رود.

آب‌شهر، آزمایشگاه پزوهشی بین‌المللی در تقاطع هنر، محیط زست و شهر به تازگی کارگاهی را در باره‌ی قناتهای تهران در دانشکده‌ی معماری دانشگاه تهران برگزار کرده است. آب‌شهر ، قراردادی برای طرحهای دوراندیشانه برای کشاکشهای زمان واقعی پیشنهاد کرده است. کارگاه با همکاری دانشکده‌ی تخصصی معماری پاریس با پروژه‌ی رشد پایدار برای برنامه‌ی شهرها که کار کریس یونس فیلسوف است، برگزار شد. پرسش این نبود که چگونه قناتهای تهران در شکل سنتی‌شان بازیابی شوند، بلکه جایگاهی که این زیرساخت می‌تواند در چارچوب و زمینه‌ی امروزی بازی کند، به خیال درآورده شود.

ایران یک بیابان است، اما بیابانی کوهستان‌دار، شرایطی که به تمدن ایران اجازه داده تا قنات را نوآوری کند که یک زیرساخت آب‌رسانی زیرزمینی کهن است که به نوآوری باغ و با گسترش آن با نوآوری شهر انجامید. قناب آب را از آبخیزهای زیرزمینی هدایت می‌کند که در دامنه‌ی کوه با برف آب شده شکل می‌گیرند. با تقلید از حرکت آب روی خاک، قناتها با چاهی با فاصله‌ی بیست متری از هم در بستر سنگی کنده می‌شوند. برای همین قنات در اصل خطی نادیدنی است که با نقاطی قطع شده است. با تکیه به نیروی گرانش زمین، سراشیب‌های طبیعی زمین برای پراکندن و توزیع آب تازه به منابع پائین‌تر به کار برده می‌شود. زمانی که آب به سطح می‌رسد، از راه شبکه‌ای از نهرهای روباز در شهر پراکنده می‌شود. در واقع، در تهران، شهری تاریخی درست در جایی آغاز می‌شود که پایان قنات است و آب به سطح می‌آید.

 

قناتها ویرانه‌های نادیدنی تهران نو هستند. اما امروزه رابطه‌ی شهری در حالت وارونگی کامل است. شهر به واقع در سی سال گذشته انگار مانند سکه‌ای به هوا انداخته شده است. هسته‌ی پائین شهر رها شده و "شهری نو" در سراشیبهای شمالی ساخته شده است، روی زمین بیابانی که در زیر آن شبکه‌ی قناتها و چاه‌هایشان قرار دارد. تهران یک سامانه‌ی درست فاضلاب ندارد. شهروندان فاضلاب خود را یک‌‌راست به زمین می‌ریزد و گاه یک‌راست در داخل چاههای قنات. چیزی برابر با 90 میلیون بطری آب هر روزه در تهران به زمین ریخته می‌شود و دریاچه‌ای ساختگی می‌سازد که تنها چندمتری زیر سطح شهر است و بیش از پنج صد متر ژرفنا دارد. این آب در زیر هسته‌ی پائین شهر که خاک آن به اندازه کافی نرم است تا آب را از خود رد کند، جریان دارد. حومه‌ها شهر تاریخی را آفت‌زده می‌کنند. قنات دیگر نقشی در آب‌رسانی طبیعی آب زیرزمین ندارد، بلکه به جای آن شبکه‌ی فاضلاب شده است.

کارگاه فرصتی بدیع برای گروه چندرشته‌ای و بین‌المللی معماران و هنرمندان بود تا با هم در باره‌ی آینده‌ی این شبکه‌ی رهاشده‌ی اب کار کنند. جایگاه ویژه‌ای به هنرمندان داده شده و از آنان دعوت شد تا در کنار طراحان به بعد غیرمادی شهر، جمعیت و سبک زندگی، بازاندیشی کنند. هر هنرمندی با معماران و گروهی هشت نفره از دانشجویان کار می‌کرد. چهار گروه روی محله‌های خاصی کار می‌کردند که به دلیل رابطه‌ی استراتژیکی که با ساختار شبکه‌ی قنات داشتند، برگزیده شده بودند. محور از بالا به پائین این محله‌ها جریان از بالا به پائین آب را به نمایش می‌گذاشت.

حضور ندا رضوی‌پور، شهاب فتوحی، امیرحسین بیانی و پژمان شفیعی‌زاده به این منظور بود که گفت‌وگو رسمی باقی نماند. این دعوت این پنداشت را در خود داشت که هنر می‌تواند نقش به خیال درآوردنده‌ی الگوهای کاروکنش برای تغییر جامعه را بازی کند. مفاهیمی که می‌تواند باعث شود قناتها یک بار دیگر یادواره شوند چیستند؟ زمان، هویت و نگاره‌پردازی محوری شد. درگیری ذهنی اصلی هنرمندان فراموشی جمعیت نسبت به این نیروی زندگی زیرزمینی بود. امیرحسین بیانی می‌نویسد: "ساده‌ترین دیدگاه قنات روایت زندگی و حرکت در زیرزمین است. به این معنا که آب مایع زندگی است که پیوسته در زیر زمین جریان دارد و این همه به دور از چشمان شهروندان روی سطح زمین روی می‌دهد. بنابراین حقیقت الزاماً این نیست که چه چیز در برابر ما نهفته است."

 
 
راهکارها برای جلب آگاهی اجتماعی دربرگیرنده‌ی چیدمان‌های هنری بود که شبکه‌ی نادیدنی را به نمایش می‌گذاشت. این طرحها کار گروه ندا رضوی‌پور و شهاب فتوحی بودند که در گذشته با هم روی چیدمان‌های محیطی مانند پروژه‌ی سرشماری Census Project کار کرده بود. گذاشتن نور در چاه‌ها یا رنگی کردن نقاط پیرامونشان راهی برای آفریدن سیگنال و نشانه‌ای شد که از اعلام هستی‌شان فراتر می‌رفت. شهاب فتوحی روی حال‌وهوای ایستای شرایط امروزی تاکید داشت. از راه فرافکنده شدن پیوسته به آینده، با زندگی در دنیایی سطحی که در آن همه چیز مانند نگاره بی‌روح شده، نقاط آبی او روی زمین رویدادی نامنتظره می‌آفرید که بیینده را به زمان حال می‌آورد.

 
 
چیدمان هنری دیگری که کار گروه ندا رضوی‌پور بود، یادواره‌ای برای باغ در حال مرگ درکه آفریده بود. تهران شهر باغهای میوه به ویژه توت بوده است. در مطالعه‌ی موردی رضوی‌پور، باغی تاریخی در حال مرگ است زیرا پروژه‌ی ساخت و ساز یک برج به تازگی شبکه‌ی قناتی را که آب درختان را تأمین می‌کرد مسدود کرده است.

 
 
یکی از طرحهای دیگر "قنات وارونه" بود که به حجم بالای فاضلابی را که زیر شهر تاریخی خاک شده پاسخ می‌داد. این دریاچه‌ی مردم‌ساخته‌ی زیرزمینی، منبع ارزشمندی است که این پتانسیل را دارد که پالایش یابد و از نو برای سبز کردن شهر به کار برده شود. این شبکه آب را پس از گذراندن آن از استوانه‌های فعالی که لوله‌ای درونی از ماسه و قلوه سنگ، فیلتر می‌کند وارد شبکه‌‌ی روباز جوبها می‌کند. گیاهان اکسیژن‌ساز کنار جوی‌ها روند پالایش را ادامه می‌دهند و راه سبز کردن شهر و آفریدن مناظر تازه برای خیابانها می‌شوند. این طرح راهی برای تمییزکردن شهر تاریخی و ارتقاء گونه‌ای نوزایی پائین شهر است. با در نظر گرفتن تهران از زیرزمین به بالا، بهره‌وری از این لایه‌ی نادیدنی به عنوان نیروی زندگی در به خیال درآوردن نیروی بالقوه‌ای برای آینده‌ی آن بدیهی می‌نماید. ذخیره‌ی آب زیرزمین، پالایش زیرزمینی آب، بازیافت آب خاکستری، و پالایش گیاهی آدابی روبه‌رشد است که برای طراحی با پارامترهای آب‌وهوایی، زمین‌سازی و زیست‌شناسی به کار برده می‌شوند. درگیری ذهنی اصلی جای‌دادن دور (سیکل‌)های دگرگونی و تغییرشکل در معماری و فضای همگانی است.

 

در کل 18 طرح ارائه شد. سه تا از آنها به این امید که پیاده شوند، به دست مقامات مسئول شهری سپرده شد. یکی از آنها دربرگیرنده‌ی برگزاری روزی ملی به نام قنات است که پیشنهاد شهاب فتوحی بود که آگاهی اجتماعی و مسئولیت شهروندی برایش مشکل‌سازترین جنبه‌ی موضوع است. نمایشگاهی می‌تواند در این روز ملی برگزار شود تا دانسته‌ها در باره‌ی تاریخچه، ساختار و شرایط کنونی قنات را به نمایش بگذارد.

کارگاه میان‌شهر نخستین باری بود که مردم تهران به میراث از دست رفته‌ی خود نگاه می‌کردند. ما امیدواریم که کارگاهها و پروژه‌های دیگر این گام آغازین را ادامه دهند. ثابت شد که کار با هنرمندان به دلیل کیفیت ناهمگن‌ طرحها بسیار موفقیت‌آمیز است. هنر مسئولیتی اجتماعی دارد و می‌تواند در به خیال‌درآوردن راهکارهای تغییری که شهر امروز در جست‌وجویش است نقش بازی کند. شهر یک آمیزه است و دیگر بدون دورگه‌کردن شناخت و دانش نمی‌توان در باره‌اش اندیشید، نقشه کشید یا طراحی کرد. آفریدن سکوهایی برای دادوستد چندرشته‌ای در دست‌یافتن به راه‌حل‌های نوآوران برای هویت شهری و واقعیت‌های دشوار ساخت‌وساز اجتماع بسیار حیاتی است.
 
 

سارا کمالوند: معماری ایرانی کانادایی از دانشکده‌ی تخصصی معماری پاریس و مدیر آب‌شهر، آزمایشگاه پژوهشی بین‌المللی در باره‌ی شهرها، آب و شهرسازی است.



 

http://universes-in-universe.org/eng/nafas/articles/2012/mesocity_tehran/img

 


 
 

تبلیغات