مقالات | ميراث فرهنگی
 
گنج‌نامه‌ی گمشده‌ی‌ اوستا

 خوبچهر کشاورزی
 
 
 یادداشت طاووس: این مقاله برگرفته از کتاب خوبچهر کشاورزی به نام نگاهی نو به تخت جمشید (انتشارات بهجت، 1384) که پس از رونمایی د انجمن مفاخر ایران برنده بهترین جایزه انجمن معماران ایران در بهار 1395 گشت.
 
 
 دیباچه
 
در منابع گوناگون خواه ایرانی و خواه بیگانه گفته شده که در قرن پنجم پیش از میلاد یعنی زمان هخامنشیان، اوستایی وجود داشته که با طلا روی ۱۲۰۰۰ پوست گاو نوشته شده بود که با دیگر گنجینهها و کتابخانهی تخت جمشید که به دست اسکندر به آتش کشیده شد بسوخت. باز گفته شده که محل نگهداری این اوستا مکانی به نام «دژنپشته» در اصطخر بوده است ولی تا به امروز معلوم نشده بود که موقعیت مکانی و جانمائی دقیق این دژنپشته کجا بوده است. در این مقاله با استفاده از عناصر معماری و سنگنگارهها در بنای کاخ تخت جمشید، نشان میدهیم که به احتمال بسیار زیاد دژنبشته، بنائی بوده که امروزه به کاخ تچر و به نادرستی به کاخ اختصاصی داریوش نامدار شده، در حالیکه با مستنداتی که به آن ها اشاره خواهد شد، این کاخ یزشگاه و مکان برگزاری آیینهای دینی بوده است وجائی برای دست‌یافتن به آگاهی و یافتن مهارت، در ردیابی مقیاس‌های جهان هستی و بر مکانی برای نگهداری اوستا.
 
در متنهائی که درباره تخت جمشید نوشته شده، آمده است که نخستین بنایی که بر روی صفهی تختجمشید ساخته شده است بنای تچر بوده است و ورودی آن از پلکانی از سوی جنوب صفه بوده که دیرتر، بنا به دلایل ناشناختهای این ورودی بسته شده است. حال اگر به دقت به مخروبهی باشکوهی بنگریم که میگویند کاخ خصوصی داریوش بوده و به «تچر» نامدار است مشخصههایی دیده میشود که به احتمال زیاد اشاره به ظرفیت کاربرانهای بسیار ویژه این بناست و از این گذشته می خواهد راز پوشیدهای را به نمایش بگذارد که تا کنون از چشم تحلیلگران دور مانده است. این مشخصهها عبارتند از:
 
الف) سکوی این بنا بین 2.20 تا 3 متر از کف آپادانا و حیاط مجاورش بالاترست. میدانیم که کاخ آپادانا یعنی متشخص‌ترین سازه این مجموعه، 72 ستون دارد، بنا به نظر باستان شناسان این بدان معنی است که ارکان این سازه بر پایه 72 یسن اوستا بنا شده. توجه کنیم که برای کاربران آن زمان که معنی ومفهوم این اعداد را ميشناختهاند. یکی از مهمترین اعداد مقدس پس از یک (خداوند)، و سه اندرز (هومت و هوخت و هورشت)، و هفت (هفت امشاسپند)، و شاید هم مهمتر از، همهی این اعداد پیش ازخود.  چون پس از فراگرفتن 72 یسنا است که می‌توان به راز همهي آن اعداد مقدس پی برد. با این همه بنای کاخ تچر که فقط کاخ آپادانا را در همسایگی خود دارد، به آن اشراف دارد.
ب) این بنا دارای سنگ نگارههايي با شخصیتهاي متفاوت از دیگر کاخها است.
ج) داشتن فقط یک ورودی، که در سمت باختری بنا دیده میشود.
د) و چالش‌برانگیزترین مورد اینجاست که در درون تالار اصلی، تعدادی طاقچه است با حواشی مکتوب، که بنا به اظهار نظر پروفسور شاپور شهبازی با درهای چوبی حفاظت ميشده است.
ه) وجود سنگآب وراهآبی در شمال پلکان که از سمت باختری بنا، به سوی جنوب ميپیچد.
و) کتیبههايي که در حقیقت شناسنامهي بناست و بدین وسیله تا نسل پنجم هخامنشیان، خود را در ساخت و بازسازی آن شریک و معرفی ميکنند و به نوعی به آن افتخار ميکنند ومحتوايي در خور تعمق دارند.
ز) و در آخر کلام، این که این بنا کاملاً جدا وبدون ارتباطهای رایج امنیتی و درباری و مانند یک بنای قرنطینه شده ميباشد.
چرائی کاربری منسوب به تچر از سوی برخی خاورشناسان از آن جا ناشی می شود که  در بنای کاخ تخت جمشید، اگر کاربرها را در دسته بندیهاي مشخص و جداگانه بررسی کنیم بيشک شاه و رفتارها و تشریفاتی که به او منسوب است در بالای جدول قرار ميگیرد. و از اینجا بوده که نتیجه گرفته شده که پیش از هر چیز،شاه باید کاخی خصوصی داشته باشد. با همین رویکرد، تعدادی از باستان‌شناسان از جمله زندهیاد پروفسور شاپور شهبازی «کاخ تچر» یعنی بنای کوچکی که در جنوب باختری کاخ آپادانا قرار گرفته کاخ شخصی داریوش بزرگ قلمداد کردهاند. برای این منظور هم یعنی داشتن خانهاي خصوصی، طبیعی است که آشپزخانهاي بخواهد، پس سنگنگارهها را اینچنین تعریف کرده‌‌اند که شخصیتهاي کندهکاری شده، خدمهي آشپزخانه و یا حاملین نذورات و قربانیها هستند.
 اکنون در رد ادعای بالا، ميخواهم نقش مهم انتخابهايي را که توسط طراحان معمار (در راس آن ها شاه)، در این زمینه صورت گرفته تا به کاربریهاي دلخواه برسند بررسی کنم. در این راه مباحث جداگانهي معماری خالص و سنگ نگارهها و سنگ نوشتهها، مجموعاً شامل نشانهها و مؤلفههاي کاربریها هستند. 
 
کتیبه‌ها
اکنون برای خوانشی نو،قبل از هرگونه تحلیل فضای معماری، ابتدا به سراغ کتیبههاميرويم. بنا به گزارش باستانشناسان از جمله زندهیاد شاپور شهبازی، بنای "تچر" همان‌طور که در بالا اشاره شد، از نخستین بناها بر روی صفه بوده. بر دو جانب درگاه جنوبی تالار، بر فراز سر شاهنشاه، کتیبهاي به سه زبان و سه خط عیلامی، فارسی باستان و بابلی نقر شده است که ميگوید:
«داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپه، هخامنشی، که این (تچر) را ساخت.»
بر روی دستگیرهاي که از سنگ لاجورد ساخته شده و در همان بنا پیدا شده، نیز جملهي کلیدی «ساخته شده به دستِ داریوش» کنده شده است. این بدان معناست که امضای داریوش، در جزييترین سازهي بنا برای تأکید اهمیت آن، لازم و برای اوافتخارآفرین بوده است.
 
 
تصویر 1- برگرفته از کتاب فرمانهاي شاهنشاهان هخامنش،تألیف رلف نارمن شارپ، چاپ پازینه
 
"یکی ازاروپائیان، به نام کورنلیوس دو براون که در سال 1704 م. این بنا را دیده و توصیف کرده است، با قلم و تیشه به نقش‌های دو سوی درگاه آسیب جدی زده است و قسمتی از کنده‌کاری جامه چیندار هر دو نقش داریوش را که کتیبه‌ای بر خوداشته، جدا کرده و به پاریس برده است. این تکههاي ربوده شده اکنون در گنجینه نشانهاي کتابخانه ملی فرانسه موجود است. روی چینهاي لباسی که متعلق به نقش جرز باختری بوده کتیبهاي به سه زبان ميگوید:
(داریوش شاه بزرگ، پسر ویشتاسبه،هخامنشی).
یک کتیبهي دیگر هم هست که 18 بار بر قاب دریچههاي کاخ تکرار شده و آن هم به سه زبان است و ميگوید:
«قاب سنگی که برای ویث داریوش شاه درست شده»
این قابها به دور همان طاقچههاي یک پارچهي سنگی، که در بالا از آنها سخن به میان آورده شد، ساخته و نوشته شده است.
 
 
تصویر 2 ـ برگرفته از کتاب فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشی، تالیف رلف نارمن شارپ، چاپ پازینه
 
کتیبهي نسل بعد، منسوب به خشایارشا و با این متن است:
«... به خواست اهورامزدا، این (هدیش) را داریوش شاه، که پدر من بود، برآورد. بادا که اهورامزدا و دیگر ایزدان، آنچه را که کردهام و پدرم داریوش شاه کرده است،بپایند.»
این کتیبه پنج بار به زبان‌های فارسی باستان، عیلامی و بابلی، بر جبههي جنوبی سکو وجرزهای جنوبی ایوان بنا نوشته شده است.
کتیبهي اردشیر سوم به زبان فارسی باستان که بر روی پلکان دو طرفهاي که در زمان او ساخته ‌اند وترجمهي آن چنین است:
«خدای بزرگ اهورامزد است که این ... آفریده، که مرا، اردشیر، شاه کرده، یگانه شاهی از بسیاری، یگانه فرمانروايي از بسیاری. گوید اردشیر شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، شاه این سرزمین: من پسر اردشیر شاهم، اردشیر شاه، پسر داریوش شاه بود، داریوش شاه پسر اردشیر شاه بود، اردشیر شاه پسر خشایار شاه بود، خشایار شا شاه پسر داریوش شاه بود، داریوش شاه پسر ویشتاسپه بود، ویشتاسپه پسر ارشامه، از تخمهي هخامنشی. گوید اردشیر شاه: این پلکان سنگی را من ساختم. گوید اردشیر شاه: بادا که اهورامزدا و ایزد مهر مرا بپایند، و این کشور را و آنچه را بر دست من کرده شد.»
نامهايي که دراین کتیبه آمده، نشان ميدهد که این پلکان در زمان اردشیر سوم یعنی نسل پنجم داریوش بزرگ تعمیر شده.
همچنین، کتیبهاي از زمان شاپور دوم و به پهلوی ساسانی، که در آن بعد از اقرار به مزداپرستی شاه وهمهي کسانی که در راه تخت جمشید هم‌سفر بودهاند، توضیح داده میشود که «........وی بزمی بزرگ برپا کرد و آيینهاي دینی به جای آورد........ آنگاه برای شاپور، شاه شاهان، و روان خودش و نیز آن که این بنا را بفرمود بساختند، قربانی داد. یزدان یار باد.»
در کتیبهها، برای خواندن بنا، از نامهای «تچر»، «هدیش»، «ویث» که هرسه معنای کاخ و منزل را میدهد استفاده شده و هیچگونه متنی مبنی بر شخصی بودن آن دیده نشده است. در سطر سوم بند پايین در توضیح کلمات متن کتیبهها، کلمهي «وی ثی یا» که در کتیبههاي دو سوی طاقچهها و دریچههاي سنگی به کار برده شده، دیده ميشود.
 
 
تصویر3 ـ  برگرفته از کتاب فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشی، تألیف رلف نارمن شارپ، چاپ پازینه
 
اکنون از این جورچین (پازل) باید بتوانیم نکتهي اصلی را دریابیم. در اين راه بدیهی است که ممکن است روش سعی و خطا هم رخ دهد ولی ما را به سر منزل خواهد رساند. یکی از روش‌های ریاضی این است که مسئله را حل شده فرض کنیم. همان طور که در همهي کتب برای اختصاصی جلوه دادن بنای مسکونی داریوش و البته بدون هیچگونه نشانهاي قریب به یقین، صورت گرفته است. اکنون ما هم از همان روش استفاده ميکنیم، با فرق این که سعی بر این خواهد بود تا بنا به شواهد موجود بگويیم که این بنایی مذهبی – آيینی است و شاید جایگاهی بسیار ویژه در تاریخ ایران باستان دارد.
قبل از این مهم، یادآوری می‌کنم که این بنا از نظر ارتفاع، همان طور که قبلاً گفته شد از آپادانا مرتفعتر است. نشانهاي که در شخصیت دادن به بنا مهم است. باز همان‌طور که گفته شد این بنا در مقایسه با دیگر کاخهای تخت جمشید بنای کوچکی است که شناسنامه‌ی پنج نسل از شاهان را در خود دارد. فرضیه‌ی من که بر این اساس و مشخصات معماری زیر استوار گشته این است که این بنای اعجاب‌انگیز یک یزشگاه یا محل برگزاری آیین‌ها و مراسم دینی است که خود می‌تواند این شمار بالای کتیبه‌ها و دلیل غرور شاهان در شرکت در ساخت و نگهداری آن‌را توضیح دهد. بنابراین یک‌بار دیگر پیش از پرداختن به تحلیل معمارانه‌ی این بنای بی‌همتا، میخواهیم روند مراسم آئینی و تشریفات مذهبی را بدانیم که اجرای آنها همواره به رویه‌ها و اشیای خاصی نیاز است که می‌تواند به یافتن ماهیت شخصیت‌های کنده‌کاری شده‌ی روی پلکان این بنا یاری رساند و در واقع کاربری این مکان را روشن کند. بدین منظور مختصری از بخش رفتاری دستاندرکاران مراسم و یا بنا به اصطلاحات معماری، کاربران این گونه فضاها را نام می‌بریم.
 
آیین‌ها و مراسم دینی
 
1. آیین یسنا
یسنا که به معنای پرستش و دعاخوانی است یکی از پنج بخش اوستاست که 72 فصل دارد.
یسنا 22 – 26: ستایش گیاه برسم، هوم، و شیر به آيین نهاده شده است.
یسنا 24 نثار هوم، میزد، زوهر، بَرسَم، به آيین گسترده به اهورامزدا، سروش، امشاسپندان، و فَرَوَشی پرهیزکاران است.
در اینجا،مسئلهي سنگآب و گذرآب کاملاً معنیدار و مشخص ميشود که اتاق غربی بنا، مخصوص شست‌وشوی گیاهان و هر آن چیزی که مربوط به اجرای مراسم ميشده بوده است. این گذر آب در بنای آتشکده آذر گشسب هم دیده ميشود.
یکی از مهم‌ترین مراسم، یزشن‌خوانی است که براساس آن شش موبد در معیت بلندمرتبهترین آنها یعنی زوت مراسم دعاخوانی، ستایش ونیایش را انجام ميدهند. (در مجموع هفت نفر):
زَوت نخستین موبد در رأس هفت موبد.
هاوَنان موبدی که با فشردن گیاهان وبه دستآوردن شیرهي آنها برای مراسم،همکاری دارد.
اَتَروَخش گسترانندهي آتش.
فَرابَرتَر او برگزارکنندهي مراسم یزشن است.
نام چهارمین موبد، آبرِت است. کار او آوردن آب برای مراسم یزشناست.
پنجمین موبد اَسناتَر به معنی شستشودهنده است.
رَئثویشگر ششمین موبد و کار او درآمیختنِ شیرهي گیاهان با شیر است.
سروشاوَرز هفتمین موبد است و کار او نظارت بر اجرای مراسم، یعنی ناظم، و کار پرداز بوده است.
معمولاً موبد رئثویشگر (راسپی)، طرف راست موبد فرابرتر به انجام وظیفه ميپردازد و آبرت بین این بخش و اٍسناتٍر برای آوردن آب در رفت‌وآمد است.
ارویس‌گاه مانند یک سازهي مرکزی، محل اعمال نهايي موبدان بر روی سطح آن، برای به دست آوردن شیرهي گیاهان و درآمیختنِ آنها باشیر،آماده کردن بَرسَم همراه با خواندن یزشن (یسن)، عملکرد کاربران (موبدان) را مدیریت ميکند. یادآوری این نکته ضروری است که نباید یزشگاه را با آتشکده اشتباه گرفت. در یزشگاه فقط مراسم دینی برگزار میشود در حالی که آتشکده، محل دائمی نگهداری آتش است.
اکنون با آنچه که به صورت رفتارهای متقابل توضیح داده شد، برای تبدیل آنها به معماری، کافی است به نقشهاي که برگرفته از کتاب مجموعهي آثار معماری سنتی ایران، سازمان جغرافیايي کشور است نگاه کنیم تا یزش‌گاه را به طور کامل در طراحی این بنا ببینیم. (تصویر شماره 4)
در کتاب ایرانیان ویونانیان به روایت پلوتارخ (ترجمه وانتخاب کسروی) آمده:
«اندکی پس از مرگ داریوش بود (داریوش دوم) که جانشین او ارتخشتر (اردشیر) به پاسارگاد رفت برای انجام تشریفات آیینی که بایستی به هنگام تخت‌نشینی با دست موبدان انجام گیرد. در آن جا ستایش‌گاهی به نام خدای مادینهي جنگدوستی که ميتوان آن‌را مانند منیروا، خدای مادینه رومیان برای خرد و جنگ و هنر ـ دانست و در این پرستش‌گاه است که کسی که نامزد تاج‌وتخت است رخت خود را کنده رختی را که داریوش کمي پیش از پادشاهی بر تن خود داشته ميپوشد و سپس یک زنبیل انجیر خورده، از روی آن قدری میوه خورده و یک فنجان شیر ترش مينوشد.»
«گذشته از این آیینهاي دیگری هست که تا کسی نبیند یا نشنود، نخواهد دریافت.»
 
 
 تصویر 4 ـ برگرفته از کتاب مجموعه معماری سنتی ایران، چاپ سازمان نقشه برداری، در اين نقشه عملکرد معماري، در ارتباط با کاربرها بهخوبي ديده ميشود.
 
سنگ‌نگاره‌ها
 
تحلیل سنگ نگارههاي روی پلکان جنوبی، همگام با توضیحات پانوشت (28-30)، سناریو را کامل ميکند.
 نقوش این سنگ نگارهها، در بردارندهي افرادیست با دو لباس متفاوت ولی در تکرار در امتداد شیب پله، یک در میان کاملاً یکسان. لباسها یکی نیمتنه وشلوار مادی و دیگری پیراهن پرچین پارسی است. آنان که نیم تنه وشلوار دارند و مسلح به سلاح ميباشند دارای ریش وسبیل و آن دیگری که ملبس به پیراهناست، بعضی صورتهای کاملا صاف دارند(تصویر 5)، (دختران و شاید پسران کم سنوسال که این فرض بعید است چون جثهي آنها همانند بقیه است و صورت کاملاً زنانه است). این زنان ومردان باپوشش سروگردن و دهانبا نوعی شال که ازطرف چپ پشت سر، شروع ومانند مقنعه دور گردن ودهان پیچیده شده و باز هم از همان طرف چپ دور سر ميپیچد و پشت سر محکم ميشود. اینهاحامل جامهايي برای شیرهي گیاهان، شیر،آب زور و..... همچنین سینی پوشیده با پارچه که به احتمال زیاد، گیاهان و میوههاي مورد احتیاج یزش گاه در آنان است و مردان به جز وسائل کوچک، بزهايي را که برای دوشیدن شیر ویژه مراسم آئینی، مورد بهره برداری قرار ميگرفته، به سوی یزشگاه ميبرند. ميتوان حدس زد آنهايي که سر و دهان خود را پوشیده‌‌اند و در ضمن مسلح هم نیستند، اجازهي ورود دارند. (تصویر 6)
بنابراین، آنچه که در روایتها و کتابها آمده مبنی بر این که آنهايي که ریش و سبیل ندارند «خواجگانند واز خدمهي آشپزخانه» میتواند به کلی مردود باشد، چون که مسئلهي فراهم کردن خوردوخوراک برای این دودمان نمیتوانسته در حد رفتارهای تاریخی ـ مذهبی قرار گیرد (همچنان که گزنفون بارها در کتاب تربیت کورش راجع به قانع بودن پارسیان و هخامنشیان در مورد خورد و خوراک توضیح داده است) که قرار باشد نقوش خدمهي آشپزخانه بر دیوار پلکانی با کاربری چنین پراهمیت حجاری شوند. (در تائید قناعت پارسیان در خوردوخوراک، در بعضی متون باستانی آمده که در آن زمان فقط یک وعدهي غذايي کامل داشتهاند).
صحبت از خواجگان به میان آوردن هم، به مثابهي نگاه کردن از دیدگاه سلاطین سده‌های اخیر است که مردان را به اجبار مقطوعالنسل ميکردهاند. که از این عمل در تاریخ آن سده‌ها در هیچ منبعی صحبت نشده. این در حالیاست که ميدانیم در فرهنگ و آداب زرتشتی، سلامتی تن و کوشیدن برای نگاه داشتن آن از اهمیت ویژهاي برخوردار بوده چنان که در اورمزد یشت ميبینیم هیجدهمین نام اعظم (مانتره)، «تندرستی بخش» است.
 
 
   تصویر 5 ـ برگرفته از کتاب پرسپولیس، هایدماری کخ، چاپ یساولی، چاپ دوم 1379، زني يا دختري در حال بردن لوازم به يزشگاه
 
 
تصویر 6 ـ رگرفته از کتاب مجموعهي معماری سنتی ایران، چاپ سازمان نقشه برداری، چنانکه ملاحظه ميشود يکدر ميان پارسي و مادي هستند و ماديها مسلح به شمشير هستند
 
برخلاف آنچه که تا کنون مبنی بر فقدان نقشی از زنان در تخت جمشید گفته شده، این به احتمال قریب به یقین باید نقش دختران باشد که بر سنگ‌نگارههاي پلکان جنوبی، دیده ميشود  بر پایهي رسوم دینی، ميبایست سر خود را به هنگام اجرای کارهای آئینی بپوشانند. علاوه بر آن، اگر سردیس کوچک بانوی هخامنشی را، با دو نگارهي منقوش بر جرزها مقایسه کنیم که یکی از آنها بر روی دست چپ نوار بلندی همانند کمربندی دارد که به (بند دین) معروف است (تصویر 7 ب) و در دست چپ ظرفی کوچک که میتواند حاوی گلاب و یا روغنهاي خوشبو و مقدس (تندرستی‌بخش مثل بان) باشد، آن‌گاه تشابه آرایش مو، تاج و آناتومی صورت بهخوبی روشن می‌شود. انحناي محسوس سینه هم دلیل قابل توجهی است. اینها بانوانی از دربار هستند که برای برنامهاي و یا اجرای مراسمی وارد ساختمان ميشوند. چون بانوی دیگر، در دستی بخوردان و در دست دیگر ظرفی محتوی مایعات با خود دارد (شاید برای باز گردانیدن مایع و یا شیره گیاهی متبرک شده از یزش‌گاه). در تأیید این مطلب، نقشِ روی پارچهي مکشوفه‌ای است، که زنان را در حال در دست داشتن بَرسَم و کُشتی (بند دین) به روشنی به نمایش می‌گذارد. (تصویر 7 الف) از این گذشته دست آزاد به عنوان دعا به سوی بالا گرفته شده و این نشان از آن دارد که زنان هم برای تقدیس و مراسم آئینی مانند مردان آزاد بوده‌‌اند و در این مکان ویژه، همگی از زن و مرد برای استفاده از محوطهي تالار، که عملکرد احتمالی آن در بندهای بعدی خواهد آمد و توضیح داده خواهد شد، در این مکان تردد داشتهاند. (تصویر7 پ)
 
تصوير 7 (الف) برگرفته از کتاب تختجمشيد، رضا مرادي غياثآباد، انتشارات نويد شيراز
 
 
 تصویر7 (ب) ـ بر گرفته از کتابهاي معماری سنتی ایران، سازمان نقشه‌برداری
 
 
 
 
 تصوير 7 (پ) تصوير 7 (ت)
 
ب) دیوارنگاره‌های تالار مرکزی (1)
 
در این تالار چهار دیوارنگاره دیده می‌شود. پیش از تحلیل آنچه مضمون آنهاست، لازم است چند کلمه‌ای در باره‌ی اصول بنیادین آموزش‌های زردشت گفته شود.
مدار آموزش‌های زرتشت در گات‌ها ، باور به خداوندی "مزدا اهورَه" (اهورامزدا) آفریدگار یگانه و وجود دو " مِینوی" همزاد یا دو "مِینوی" آغاز آفرینش یعنی "سپند مِینو" (pand meynoo) (مِینوی وَرجاوَند آفرینش) و "اِنگرَه مِینو" (Engrah meynoo (مِینوی ستیهنده و دشمن) در برابر یکدیگر است . فروزه های هفت گانه ی "مزدا اهورَه"(اهورامزدا( رهنمون آفریدگان به رستگاری و بهروزی‌اند و در این میان نقش " اَشَه " ( shah) از همه نمایان تر است و " اَشَه ونان" (ashah vanaan) (رهروان راه "اَشَه") در ناسازگاری و ستیزه‌ای  همیشگی با " دُروِندان" (dorvendaan) ( پیروان " دوروج" (doroujقرار دارند. کمتر بندی از گات‌هاست که در آن سخنی از " اَشَه" به میان نیامده باشد.
جهان‌بینی بنیادی زرتشت بر ناسازگاری این مِینوان دوگانه و خویشکاری فروزه‌های هفتگانه استوار است و کشمکش ِ گران مِینوان ِ ناسازگار و همکاری همه‌ی آفریدگان نیک.
 در یسنه - هات 29 - بند 2 - اهنوَد گات آمده :
«آنگاه آفریدگار جهان از اَشَه پرسید چه کسی را به سالاری جهان خواستاری که هواخواهان (( دوروج و خشم )) را در هم بشکند و از کار باز دارد.»
و همچنین در بند 3 می‌خوانیم که: " اَشَه بدو پاسخ داد چنین سرداری به جهان و مردمان بیداد نمی‌ورزد، او مهربان و بی آزار است. او باید در میان مردمان نیرومندتر از همه باشد تا هرگاه مرا خواند، به یاریش بشتابم."
در یسنه - هات 31 – بند 18 – اهنودگات نیز اینچنین آمده است که :
«پس هیچ یک از شما به گفتار و آموزش دُروَند ( دیو) که خانمان و روستا و سرزمین را به ویرانی و تباهی می‌کشاند گوش فرا مدهید و با رزم افزار در برابر آنان بایستید.»
اکنون بنا بر شرحی که در بالا داده شد می‌پردازیم به چهار نگاره‌ای که در تالار اصلی مشاهده می‌شود. همانگونه که در تصویر شماره‌ی دیده می‌شود دو خادم، عضوی از خاندان سلطنتی را همراهی می‌کنند. نکته قابل توجه در این تصویر قامت بلندتر و آرایش متفاوت ریش فرد بلند مرتبه(سلطنتی) است که در سایر حجاری‌ها نیز با همان آرایش تکرار می شود. تصاویر 8 تا 11 چهار نگاره تالار اصلی را نشان می‌دهند که در آن نبرد درونی و معنوی شاه به عنوان پیروِ اصول فکری زرتشت و در اثبات آن با چهار دیو مخالف و رقیب چهار امشاسپند به تصویر کشیده شده است ( چهره ی انسان در هر چهار نگاره واحد - با آرایش ریش سلطنتی - ولی دیوان متفاوت‌اند) و حضور معنوی امشاسپند در قامت شاه و کشتن دیو ( یسنه – هات 31 – بند 18 – اهنودگات) را متجلی می‌سازد .
استفاده از رزم افزار(در هر چهار نگاره خنجر) بنا بر مشروح "یسنه- هات 31 – بند 18 - اهنودگات" که در بالا ذکر شد و شباهت کامل سر دیوها در زیر سقف‌ها با سر دیوهای تمام قد تالار اصلی برای تأکید پیروزی نیکی شاهان هخامنشی بر بدی می‌باشد (تصاویر 8 الی 11). همانگونه که در تصاویر مشاهده می‌شود ، هر چهار دیوی که در لُغازهای تالار اصلی به تصویر درآمده‌اند مغلوب نیکی شده‌اند. از این رو، از سر دیوان مغلوب در زیر سقف‌ها و به عنوان سرستون استفاده شده تا اشاره‌ای باشد به اسارت و دربند کردن دیوان (تصاویر  8 الی11).
 
 

 

تصاویر 8 و   9 در بند کردن دیوان
 
 
 
 تصاویر 10 و 11 در بند کردن دیوان
 
معماری تالار مرکزی
 
بعد از یزش‌گاه به طرف جنوب، به تالار مرکزی ميرسیم که علاوه بر ورودی از ایوان (شاهانه و تنها ورودی به جز ورودی موبدان)، به یزش‌گاه و ورودی موبدان دسترسی دارد و بنا بر شواهد نوشتاری (کتیبهها)، جایگاه بسیار مهم و ویژهاي بوده و از آن مهم‌تر طاقچههايي است که با تأکید بسیار «18 بار» از جانب داریوش به وسیلهي نوشتار به کاربر برای توجه کامل و بلاانقطاع، وجود آنها تذکر داده ميشود و با درهاي چوبی محافظت میشده. حال اگر ادعا کنیم که «این تالار چهارگوش و آراسته به نقشهاي بسیار ویژه از شاه، از جمله ورودش از جبههي شمال غربی به تالار و یا در حقیقت خروجش از یزش‌گاه با در دست داشتن بَرسَم، و یا نقوش مبارزات شخصی و درونی او که در مقاله سنگ‌نگاره‌ها توسط نگارنده از آنها مفصل صحبت شده، (1) با یک ورودی شاهانه، و پشتیبانی یزش‌گاه و موبدانش، استقرار سربازان پارسی در جلوی بنا و ایوان جنوبی، آزاد بودن بنا و نداشتن هم‌جوار (بدین ترتیب همه ميتوانسته‌‌اند بهراحتی به آن مراجعه کنند). همان دژنپشتک معروف و طاقچههاي ساخته شده از سنگ یک‌پارچه مزین به کتیبههای 18 بار تکرار شده و دریچههاي چوبی محافظ آن، محل نگهداری اوستای نوشته شده با طلا، بر روی دوازده هزار پوست، بوده است، سخن به گزاف گفتهایم؟چنین ادعايي مبتنی بر شواهد زیر نیز هست:
در کتاب گات‌های پورداوود می‌خوانیم:
«تنسر» دانشمند و عالم مشهور (هیربدان هیربد) دربار اردشیر بابکان در نامهاي که در هزار و هفتصد سال پیش به پادشاه طبرستان نوشته گوید «میدانی که اسکندراز کتاب دین ما دوازده هزار پوست گاو بسوخت به اسطخر.» در همین کتاب باز هم آمده:
«اینک دینکرد گوید 21 نسک اوستا را زردشت سپنتمان به گشتاسب داد و بنا به سنت دیگر به دارا پسر دارا سپرد. دو نسخه از آن یکی در خزینه «شاپیگان» و دیگری در «دژنپشته» موجود بود. مجموعاً اوستا هزار فصل داشت‌. اسکندر ملعون وقتی قصر سلطنتی ایران را آتش زد کتاب مقدس نیز با آن بسوخت. نسخه دیگر را یونانیان از شاپیگان بر گرفته به زبان خود ترجمه نمودند.»
واژه‌ی «دژنپشته» را مرحوم پورداوود به قلعهي اوراق یا دفترخانه ترجمه کردهاند.
 هماکنون معتبرترین نشانه اینجاست، یعنی «کتیبهيساسانی.» در اینجا این کتیبه برایمان اهمیتی به اندازهي کتیبههاي سازندگان بنا را پیدا ميکند؛ چرا که بزرگان ساسانی بر اساس متن کتیبه، (همان گونه که در بخش کتیبهها توضیح دادیم) وقتی به این مکان ميرسند، خودرا ملزم ميدانند که مراسم دعا و نیایش (آيینهاي دینی) بهجا آورند. برای روان نیاکانشان نیاز فرستند و برای آن که «بفرمود این بنا را بسازند» قربانی دهند. به ویژه وقتی به یاد بیاوریم که ساسانیان زرتشتی بهشدت مذهبی، نسبت به شاهان پیش از خود توجه و التفات چندانی نداشتهاند، پس اهمیت این رفتارها و نوشتارها (قرن سوم میلادی)، یعنی کمابیش 8 قرن بعد، در قبال شخصیت و پیشینهي بنا (مذهبی بودن آن) حتی پس از سالها ویرانی، بیشتر مسلم ميشود. استحکام چشمگیر این بنا هم به نسبت ساختمانهاي دیگر و بهجاماندن نسبی پیکرههاي ساختمانی بیشتری از آن در حال حاضر تأمل برانگیزاست.
 
نتیجهگیری
از آنجایی که رفتار آئینی ـ شاهانه هخامنشیان، (چه شخصی و چه در ارتباط با دیگران)، مراحل مختلفی را تعریف می‌کرده، بناهای تخت‌جمشید وسنگ‌نگاره‌ها، به شکلی بسیار دقیق، در پیوستگی با تعاریفی که از جهان هستی داشته اند، طراحی و ساخته شده‌اند.
پذیرفتن این که در ساختن بنای تخت جمشید ادبیاتی وجود دارد، که آشنائی با آن تجزیه و تحلیل کاخ‌ها را ساده‌تر می کند مهم است. عباراتی که در قالب معماری و سنگ‌نگاره و سنگ‌نوشته، به جا گذاشته شده‌اند، نشان از اندیشه‌هائی دارد که با روح فناناپذیر این قالب‌ها بیان شده است. با توجه به زردشتی بودن قطعی هخامنشیان بنا به تحلیل سنگنگارههای کاخ آپادانا؛ آن گاه اهمیت زبان و ادبیات سنگ‌ها در بیان باورهای آنان به روشنی فهمیده خواهد شد.
در پایان به این نظریه می‌رسیم که بنای تچر، یا محل نگهداری اوستا، یکی از مهم‌ترین بناهای مذهبی ـ فرهنگی قرن سده‌ی پنجم پیش از میلاد است و آنگاه است که می فهمیم چگونه و تا چه اندازه فضای این تالار کوچک، دست به دست حکمت برگرفته از نوشته هائی که درون طاقچه های خود نگه می داشته، در ساختن شخصیت کاربران نقش داشته است. 
اکنون به سخنان داريوش اول در کتيبه نقش رستم که در نهايت ظرافت انتخاب شده توجه کنيم:
«خدای بزرگ است اهورامزدا، که این شکوهی را که دیده مي‌شود آفریده.»
برای درک کاخ با شکوه هستی، که ضمناً یگانه نیز هست، باید توانست در امتداد بنا راه پیمود، شکوهش را درک کرد. زمان را لمس نمود، نشانه‌ها رادید، صداها را شنید و تأثیر پژواک را دریافت. قدرت را تاب آورد، نقطه‌ی عطف و ارزش آن‌را دید، ژرفا را شناخت، از نورها پند گرفت. صیقل بودن تا مرز پهلو زدن به آینه را آزمود، آيین‌ها و نیازها را لحاظ کرد، آنگاه حدود کاربر‌ها را دانست و درآخر، از آن‌ها فاصله گرفت تا این تحلیل‌ها و تجربه‌ها به عنوان یک تفکر، مجال سه‌بعدی شدن پیدا کنند. آنگاه به حجم رسید، در آن چرخی زد و گردشی کرد و بعد در یک لحظه همه را هم زمان متوقف نمود.  در اینجاست که دیگر می‌توان مجموعه‌ي حساب شده و پخته‌ی ساکن در ذهن را تبدیل به طرح کرد.
«پس من آن‌را برآوردم و آ‌ن‌را ایمن، زیبا و کافی ساختم، چنان که دلخواهم بود و داریوش شاه گوید: چنان باد.»
(کتیبه داریوش در تخت جمشید)
 در اینجا، مسئله تلاشی است که به امیدی صورت گرفته. ترجمان این امید مايیم که طراحان آن زمان را درک کنیم و اگر توانستیم آن را به دیگران منتقل کنیم. این چنین باد.
 
 

خوبچهر کشاورزی که در خانواده ای زردشتی به دنیا آمده است معمار، پژوهشگر و سخنران است که مقالات بسیاری از او به چاپ رسیده است.

 
پاورقی
 (1) برای اطلاعات بیشتر در این زمینه نگاه کنید به نگرشی نو به دیوارنگاره های تخت جمشید توشته نویسنده در لینک زیر.
 www.tavoosonline.com/Articles/ArticleDetailFa.aspx?src=159
 
 
 
 

 
 

تبلیغات