مقالات | عکاسی
 
بيژن بني احمد و عکاسي ذهني
پیروز سیار
فصلنامه طاووس ، شماره سوم و چهارم ، بهار و تابستان 79      
 
 
 
بيژن بني احمد در ١٣١٥ در تهران به دنيا آمد. از خردسالي نزد پدر که استاد نقاشي و طراح قالي بود، به فراگرفتن نقاشي پرداخت. پدر او در آموزش نقاشي داراي روشي بود که بر آن «نقاشي فکري» نام نهاده و کتابي نيز با همين عنوان چاپ کرده بود. اين روش بعدها در کار عکاسي بني احمد نمود يافت، خصوصا که استاد آلماني عکاسي او نيز کسي بود که مکتب «عکاسي ذهن» را پديد آورد و معتقد بود که عکس بايد بازتاب تصورات و تخيلات ذهني و مکنونات دروني عکاس باشد.

بني احمد پس از اتمام دوره دبيرستان به آلمان رفت و شش سال در رشته روانشناسي به تحصيل پرداخت. در همين دوران به تصوير متحرک علاقه مند شد و به فيلمبرداري با يک دوربين بولکس ١٦ ميليمتري پرداخت. به سبب آشنائي با آثار عکاسان بزرگ اروپا، بخصوص آلمان، و مشاهده کارهاي عکاسان مشهور خبري، از توانائيهاي بياني عکاسي شناخت عميق تري پيدا کرد. بازديد از نمايشگاه آثار اتو اشتينرت (Otto Steinert)، استاد بزرگ عکاسي آلمان، تأثيري قطعي بر وي گذاشت و او را برانگيخت که در مدرسه عکاسي فولک وانگ  (Folkwang Schule) شهر اسن، که اتو اشتينرت استاد آن بود، به فراگرفتن اين هنر بپردازد. در ١٩٦٥، پس از موفقيت در آزمون ورودي مدرسه فولک وانگ، تحصيلات خود را در رشته عکاسي آغاز کرد.

مدرسه فولک وانگ يکي از مراکز مهم آموزش عکاسي اروپا بود که عکاسان بسياري از مليتهاي مختلف را در خود تربيت کرد. در اين مدرسه عکاسي به ١٤ رشته تقسيم شده بود و هر هنرآموز بايد تمامي اين رشته ها را در طول دوران تحصيل خود ميآموخت. اتو اشتينرت که استاد مشهور اين مدرسه بود، در اصل دکتر طب بود. اما تبحر او در کار عکاسي و اطلاعات وسيعي که درباره سبکها و آثار عکاسان بزرگ جهان داشت، از او استادي توانا ساخته بود. اتو اشتينرت سبکي را پايه گذاري کرد که به نام Subjektive Fotografie يا «عکاسي ذهني» معروف است. او معتقد بود که عوامل سازنده کيفيت عيني عکس بايد شناخته شوند. اين عوامل عبارتند از کادربندي عکس که برشي در تصوير دنياي بيروني ايجاد ميکند و عناصري را از آن مجزا ميسازد، ژرفانمايي (پرسپکتيو) عکس که با ژرفانمايي ديد آدمي تفاوت دارد، کيفيت خنثي رنگهاي عکس که برخلاف چشم انسان، گستره محدودي از درجات خاکستري را در بر مي گيرد، و سرانجام خصوصيت آني عکس که واقعيت در حال حرکت را در لحه اي کوتاه که کسري از ثانيه است، منجمد ميسازد. او مي گفت: «عکاسي براي نخستين بار دريافتي از ساختار اجسام به ما داده که چشم به سبب محدوديتهاي پديده تطابق، ازدرک آن ناتوان بوده است.» از نظر اتو اشتينرت، عکاسي به منزله فرايندي بود که تمامي مراحل آن بايد با انديشه و تأمل عکاس اجرا مي شد و چيزي از آن به دست اتفاق و تصادف سپرده نميشد، و در نهايت عکس بايد تجسم تصورات ذهني و تخيلات دروني عکاس مي بود.

بني احمد با چنين روشي به فراگيري عکاسي پرداخت. خود او درباره تجربه تحصيل نزد اتو اشتينرت مي گويد: «من خيلي دير و در سي سالگي شروع به تحصيل عکاسي کردم. در مدرسه عکاسي استاد ما خميره شاگردان را دگرگون مي کرد. آب روي آن مي ريخت و نرم مي کرد و دوباره شروع به شکل دادن آن مي کرد. با هر شاگردي اين کار را مي کرد. ديد و عقيده و نظر و استعداد را بتدريج پرورش مي داد، اما به طور غيرمستقيم. هيچ گاه نمي گفت اين کار را بکن يا اين کار را نکن. مي گفت برو امتحان کن. هنوز هم که مي خواهم عکس بگيرم، تنديها و تخيلات و عصبانيتهاي او در ذهن من مي آيد. هميشه مي گفت بسازيد. از تقليد و کارکردن بي فکرمتنفر بود. مي گفت فکر کنيد. من بايد ببينم و بفهمم که راجع به کار فکر شده است.»

بني احمد از نخستين سال تحصيل عکاسي، شروع به همکاري با مطبوعات آلمان کرد، چرا که روش مدرسه فولک وانگ اين گونه بود که از ابتدا شاگردان را با مطبوعات مرتبط ميکرد و آثارشان را در نشريات مختلف به چاپ مي رساند. علاوه بر اين، آثار برگزيده  او در نمايشگاهي که هر سال تحت عنوان «اتو اشتينرت و شاگردان» برگزار مي شد، به معرض تماشا گذاشته شد. مطبوعات براي بازديد از اين نمايشگاه سالانه دعوت مي شدند و عکسهاي داراي کيفيت خوب را مي خريدند. از اين رو شاگردان از ابتدا درمييافتند که عکس موفق چگونه خلق ميشود و از چه طريقي به چاپ مي رسد. همکاري بني احمد با مطبوعات آلمان در زمينه تهيه عکس از رويدادهاي مختلف خبري، اعم از سياسي و هنري و ورزشي، بود. در همين دوره، مجموعه عکسي که از مسابقه هندبال بين تيمهاي آلمان و يوگسلاوي تهيه کرد، به عنوان بهترين مجموعه عکس ورزشي شناخته شد.

بني احمد در کنار همکاري با مطبوعات آلمان، مدت سه سال عکاس اپراي شهر اسن نيز بود و از برنامه هاي اجرا شده در اين اپرا منظما عکس گرفت. طي اين دوره با روشهاي عکسبرداري از اجراهاي هنري آشنا شد، چرا که در اين نوع عکاسي تنها بايد از نور محيط، که اغلب ضعيف است، استفاده کرد و ضرورت دارد که عکاس با حرکات بازيگران يا رقاصان بخوبي آشنائي داشته باشد تا بتواند بهترين حالتشان را به ثبت رساند. به عنوان مثال، يک رقاص باله در پرشهاي خود، در طول چند دهم ثانيه در هوا ساکن مي ماند و حالت خود را حفظ مي کند. عکاس اجراهاي هنري بايد اين زمان کوتاه را بشناسد و براي ثبت آن، سرعت عمل لازم را داشته باشد. بني احمد کار عکاسي از اجراهاي هنري را بعدها در ايران نيز ادامه  داد و طي يک دهه از برنامه هاي تالارهاي تهران عکس گرفت و شاگردان خود را نيز با روشهاي اين رشته از عکاسي آشنا کرد.

بني احمد پس از تحصيلات خود در مدرسه فولک وانگ، مدت يک سال و نيم به کار عکاسي حرفه اي در آلمان پرداخت و با يک آژانس عکاسي خبري و تبليغاتي مشغول همکاري شد.

در همين زمان، نمايشگاهي از گزيده آثار او در گالري لندز کنشت) (Lands Knechtشهر بور (Buer) برگزار گشت. يکي از زمينههاي کاري بني احمد در اين دوره که قابليتهاي وي به خوبي در آن نمود يافت، عکاسي معماري بود. عکسهاي معماري او داراي ساخت و سازي موزون و ترکيب بندي سنجيده اي هستند، و در آنها عناصر اصلي تشکيل دهنده فضاي معمارانه با مهارت در کنار هم قرار گرفته اند و ارتباط آنها به صورتي گويا نشان داده شده است. يکي از اين عکسها مربوط به کليساي ماريا رگينا  (Maria Regina)است که به سبک غير سنتي و مدرن در شهر اشتوتگارت ساخته شده  و سقف آن به شکل مخروط ناقصي است که يک نورگير مستدير در سطح فوقاني آن قرار دارد. اين نورگير که بر فراز محيط کليسا قرار دارد و بر آن نور مي تاباند، مظهري از خورشيد يا به تعبيري ديني تر، نماد نور الهي است. بني احمد با استفاده از امکانات اپتيکي عکاسي، عناصر اصلي اين معماري را که عبارتند از سقف، نورگير آن، و فضاي داخلي کليسا، در کنار هم قرار داده و ارتباط آنها را بخوبي نمايانده است. شکل هندسي نورگير کليسا، به دليل استفاده از عدسي داراي زاويه  باز، تغيير يافته و به صورت بيضوي درآمده است و اين خود بر جذابيت عکس و پويائي شکلهاي هندسي آن افزوده است. عکسهاي اين کليسا و شماري از ديگر عکسهاي معماري بني احمد در اين دوره، در مطبوعات آلمان به چاپ رسيد.

بني احمد در ١٣٤٩ به ايران بازگشت و در ابتدا به عنوان عکاس روزنامه  رينيشر مرکور (Reinischer Merkur)به تهيه عکس از رويدادهاي خبري پرداخت. در کنار اين کار، به مناطقي از شمال و جنوب ايران سفر کرد و از محيط طبيعي و فضاي زندگي روستائيان عکس گرفت. در اين عکسهاي بني احمد حال و هوائي ساکن و خلوت چيرگي دارد و انسانها داراي حضوري کمرنگ هستند و تحت الشعاع محيط زندگي خود قرار گرفته اند.

يکي از عکسهاي گوياي اين دوره او که در روستاي زيارت در نزديکي گرگان برداشته شده است، دختري روستائي را نشان مي دهد که با وسائل ابتدائي خود، مشغول پارچه بافي است. اين عکس به دليل کثرت عناصر محيط که در فضائي تنگ، در هم فشرده شده اند و سايه هاي آنها اين فشردگي را دوچندان کرده است، نگاه را مي فريبد و در نظر اول چنين توهمي به وجود مي آورد که از پيوند چند تصوير پديد آمده است. در اين عکس، عناصر متعدد ترکيب بندي و پهنه هاي تيره و روشن، با چيره دستي آرايش يافته اند و بازي خطوط به طرز خاصي چشمگير است. خطوط خميده و مايل و راست، که به صورتي آشفته و نامنظم در گوشه و کنار عکس پراکنده شده اند، به همراه سايه هاي خود، چشم را به اين سو و آن سوي تصوير مي کشند و احساس تنش و درهم ريختگي را پديد  مي آورند. در عين حال، حالت دختر پارچه باف که در پسزمينه عکس، با آرامش و بدون توجه به دوربين مشغول کار خود است، با بازي آشفته  خطوط داراي تضادي آشکار است گوئي اين خطوط پرتشنج، فراغت و آرامش زندگي اين دختر را تحت الشعاع قرار داده اند و چون پيله اي حيات او را در خود احاطه کرده اند.

در١٣٥٠، مجموعه اي از عکسهاي آلمان و ايران بني احمد، در «خانه  آفتاب» به معرض تماشا گذاشته شد. از آن پس بني احمد به دليل افزايش فعاليت خود در کار عکاسي خبري، موفق نشد سفرهايش را به گوشه و کنار ايران ادامه دهد. درواقع، تهيه  عکسهاي خبري بيشتر وقت وي را به خود اختصاص مي داد و او براي اين کار طي زماني در حدود يک دهه، به پنج قاره جهان سفر کرد. يکي ا زفعاليتهاي مؤ ثر او در اين دوره، برگزاري کلاسهاي آموزش عکاسي خبري براي دانشجويان دانشکده  علوم ارتباطات و عکاسان خبرگزاري پارس و روزنامه  کيهان بود. در اين کلاسها شاگردان با شيوه هاي جديد و وسائل و مواد تازه مورد استفاده در اين رشته از عکاسي آشنا ميشدند. البته در کار عکاسي خبري، کيفيت وسائل و لوازم در درجه دوم اهميت قراردارد و مهم اين است که عکاس قادر باشد به سبب کارآزمودگي و ورزيدگي خود، وقوع رويدادي را ازقبل حس کند. بني احمد در اين باره مي گويد:«بهترين عکسهاي خبري آنهايي بوده اند که عکاس توانسته موضوع آنها را پيش بيني کند و حس کند که الآن چه اتفاقي ميتواند روي دهد، الآن چه مرحله اي است و قدم بعدي چه خواهد بود و آماده باشد که آن را ثبت کند. اين اصل است. عکاس خبري بايد حس پيش بيني داشته  باشد و تجربه به دست آورد. وقتي عکاس خبري ٥ يا ١٠ سال کار کند، بهتر ميتواند لحه ها را تصور و پيش بيني کند.» نکته مهم ديگر در کار عکاسي خبري که بني احمد بدان معتقد است، رعايت امانت و بيطرفي در انعکاس رويدادها است  چرا که عکاس خبري با استفاده از امکانات اپتيکي و مکانيکي دوربين و برشي که در تصوير رويداد مي دهد، مي تواند اهميت واقعه اي را به طرزي مبالغه آميز، کمتر يا بيشتر از آنچه در واقع هست بنمايد. البته در مطبوعات داراي گرايشهاي سياسي، گاه از عکاسي به عنوان حربه اي براي تحريف واقعيت و پيشبرد نيات خاص استفاده  مي شود، اما عکاسي خبري اصيل آن است که در انعکاس رويدادها، هر چه بيشتر به واقعيت نزديک باشد و چهره  آن را با همه  زشتي و زيبائي، بدون دخل و تصرف ارائه بنماياند.

در١٣٥٢، نمايشگاه ديگري از عکسهاي بني احمد با عنوان «مردم ايران» همزمان در انستيتو گوته تهران و برلين برگزار شد. عکسهاي اين نمايشگاه نشان دهنده چهره هايي از قشرهاي مختلف اجتماعي ايران بود.

اين مقاله را با شرح کار بني احمد در زمينه عکاسي تکچهره به پايان مي بريم. بني احمد در تمام دوران کاري خود، به عکاسي تکچهره دلبستگي داشته و همواره بدان پرداخته است. شايد علت اصلي اين دلبستگي، تحصيل او در رشته روانشناسي بوده که سبب گرديده به انسانها و ضمير آنها علاقه مند شود و بکوشد تا با استفاده از توانائيهاي عکاسي، به تصوير کردن آنها بپردازد. علاوه بر اين، استاد او اتو اشتينرت که خود در عکاسي تکچهره بسيار متبحر بود، در کار آموزش عکاسي بيشترين تأکيد را بر روي اين رشته داشت. او معتقد بود که عکس تکچهره بايد به گوياترين وجه نشان دهنده خصوصيات دروني مدل باشد و از آنجا که هر انساني داراي خصوصياتي ديگر است، ضرورت دارد که روش کار عکاس براي هر کس متناسب با شخصيت او تغيير کند. تکچهره يک هنرمند به شيوه اي و تکچهره  يک سياستمدار به شيوه ديگري بايد اجرا شود.

بني احمد عکاسي تکچهره از هنرمندان را از آلمان آغاز کرد. براي اين کار همواره ترجيح مي داد از هنرمند در فضاي کارگاه او عکس بگيرد و با استفاده از عناصر محيط، به تصوير او برجستگي بخشد. يکي از عکسهاي موفق اين دوره مربوط به کاپن (Kappen) مجسمه ساز آلماني است که در کنار آثار خود عکاسي شده است و تنديس مورد علاقه اش را که «معشوقه خيالي» نام دارد   و کاپن حاضر به فروش آن نبود   روي زانوي خود نشانده است. اين عکس نشان دهنده رابطه عاطفي است که هنرمند با اثر خود برقرار  مي کند. بني احمد بعدها در ايران نيز مجموعه اي از تکچهره هاي نقاشان و مجسمه سازان و خطاطان را فراهم آورد و آنها را در ١٣٦٢ در انستيتو گوته تهران به معرض تماشا گذاشت.

بني احمد مجموعه تکچهره  ديگري با عنوان «زنان انديشمند ايران» تهيه کرد. نيت او در گرد آوردن اين مجموعه آن بود که سيماي زناني را که به مراتب بالاي علمي و اجتماعي رسيده اند و هر کدام در رشته خود از زمره چهره هاي سرشناس به شمار مي آيند، به ثبت رساند. در ميان اين زنان به معمار، جراح، استاد دانشگاه، نويسنده، سياستمدار و ... بر مي خوريم.

مجموعه ديگر تکچهره هاي بني احمد مربوط به فروشندگان و کارگران دوره گرد مي شود. مدلهائي که بني احمد در ميان اين افراد مي يافت، داراي چهره اي خاص و گويا بودند. بني احمد براي عکاسي از اين دوره گردان، آنها را از محيط بيرون جدا مي کرد و در برابر زمينه اي کاملا ساده از آنها عکس مي گرفت. اين روش او سبب مي شد که نگاه بيننده به تمامي بر چهره  مدل متمرکز گردد و هيچ عامل محيطي توجه تماشاگر را به خود جلب نکند يا حال و هوائي ثانوي را در فضاي عکس پديد نياورد. البته اين روش را پيشتر، عکاساني چون ريچارد آودون و ديويد بيلي نيز آزموده و به نتايج موفقي دست يافته بودند.

بجز اين مجموعه ها، بني احمد تکچهره هاي بسياري از سياستمداران جهان گرفته است. درواقع او در ضمن عکاسي خبري، همواره ازشخصيتهاي سياسي تکچهره نيز ميگرفت و اين عکسها بزرگترين مجموعه  تکچهره  او را تشکيل مي دهند. اين تکچهره ها مورد تقاضاي مطبوعات بودند و در کنار عکسهاي خبري، در روزنامه هاي داخلي و نشريات خارجي همچون رينيشر مرکور، دي ولت (Die Welt)و بونته ايلوستريته (Bunte Illustriete)به چاپ مي رسيدند.


 
 

تبلیغات