مقالات | هنرهای تجسمی
 
ژازه طباطبايي
 شاعر آوانگارد قلمروهاي آهني بامداد شنبه 20 بهمن 1386درگذشت.

 (در سوگ درگذشت ژازه طباطبایی)

فصلنامه طاووس ، شماره های پنجم و ششم ، پاییز و زمستان 79

ژازه طباطبايي1309-1386
 

ژازه طباطبايي يكي از هنرمندان سخت كوش و پرتوان عرصه ي هنرهاي تجسمي است كه با حضور مستمر و موثرش در چهار دهه ي نقاشي و تنديسگري معاصر، در شكوفايي و غناي هنر امروز ايران سهم ارزنده اي داشته است. اوبا رويكرد به موضوع هايي چون نقش هاي سنتي، جلوه هاي ديداري فرهنگ مردم، افسانه و شعر و مظاهر زندگي شهرنشينان، به بازنگري هوشمندانهي حيات اجتماعي معاصر پرداخته و به درستي، از عهده ي خلق مجدد آن در عرصه ي تصوير و تجسم، برآمده است. علاقه ي شورانگيزش به هنر، شوق تجربه اندوزي و نيروي خلاقه اش، ژازه را به ساختن تابلوها و تنديس هاي بديعي رهنمون مي شود كه گنجينه اي گرانقدر از اسناد فرهنگ معاصر را تشكيل مي دهد.
                                                                                                      منيژه 
میرعمادی

دكتر جواد مجابي درباره ي اين هنرمند و آثار او چنين مي نويسد:

ژازه طباطبايي، به سال ١٣٠٩ در تهران زاده شده است ودر خانواده اي كه بيش تر آنها اهل هنر، خاصه موسيقي و نقاشي بوده اند. پدربزرگ او «مفتح رنگ» اعتمادي نگارگر بوده است و طراح و بافنده ي قالي، و ژازه نخستين الهام ها و درس ها را از او يافته است. پدر نظامي او بيش تر مايل بود پسرش شغل سياسي و اداري اختيار كند، اما ژازه از اوان نوجواني با كششي بي اختيار به نويسندگي، نگارگري و تنديسگري روي آورد.

اولين داستاناش را در ١٢ سالگي مي نويسد، به نام شن وني. بعدها به نگارش نمايشنامه هايي مي پردازد چون شكوفه هاي پژمرده، لرد چي چي يانوف، جاي پا و آقا موچول كه آنها را در «كانون پيشاهنگ» كارگرداني مي كند و به صحنه مي آورد. سال ٢٥ داستان پسر كوچك را چاپ مي كند.

در اوان نوجواني، نخستين اثرش بارليف  اي به شيوه ي كلاژ را پنهان از چشم پدر به نيمه هاي شب ساخته است. زمان جنگ جهاني دوم است، وحشت از كشتار جمعي و نفرتش از خشونت، او را به واكنشي عاطفي وامي دارد، شب ها تخت چوبي را كه بر آن مي خوابد برمي گرداند و سطح زيرين آن، به نيروي خيالي معصوم، پهنه ي نبرد مي شود كه بر آن ماشين هاي جنگي چهره ي سياره ي زمين را شيار مي كنند، تخته هاي تخت با شره هاي رنگ سياه و قرمز و صليب هاي سرخ و سفيد پوشيده است، در گوشه اي سر و دست و پاي عروسك هاي پلاستيكي درهم شكسته غرق خون است، در سوي ديگر جيپ ها و كاميون هاي لهيده، هواپيماي از كارافتاده اي سوخته و نبردافزارهاي درهم شكسته ديده مي شود، در سمت راست اثر، جمجمه ي خرد نشانه ي حضور مريخ جنگ آزماي است.
 

 

تبلیغات