مقالات | هنر کلاسيک
 
باغ ايراني، پژواک بهشت
فصلنامه طاووس، شماره هفتم 

 ٣٠ مارس تا اول ژوئيه ٢٠٠١/٩ فروردين تا ١٠ تير ١٣٨٠    

رضا مقتدر

 
شهرداري پاريس همه ساله در باغ «باگاتل» نمايشگاهي به سرپرستي انجمن دوستداران اين باغ براي معرفي ارتباط انسان با محيط زيست و به خصوص با باغ ترتيب مي دهد. اين ارتباط با توجه به فرهنگ هاي مختلف، شرايط جوي و تخيلات هنري هر قوم جلوه اي خاص دارد. از ميان نمايشگاه هاي موفق سال هاي پيش «باغ هاي جهان»، «باغ هاي ژاپن»، «گل و باغ در هنر عثماني» و نيز نمايش مجموعه اي از آثار مجسمه ساز معروف، هنري مور، براي تزيين باغ را مي توان به خاطر آورد.

امسال سفري به يکي از چشمه هاي پر بار تاريخ باغ، به معرفي باغ ايراني اختصاص يافت. اين نمايشگاه تحت عنوان «پژواک بهشت؛ باغ ايراني و پرتوافکني آن» در ٢٩ مارس ٢٠٠١/٨ فروردين ١٣٨٠ درهاي خود را به روي علاقه مندان به تاريخ باغ گشود.

نمايشگاه از دو بخش جداگانه تشکيل مي شد: قسمت اول در ساختمان «تريانون» که اشيا و آثار در ارتباط با باغ به نمايش گذارده شده بود. در اين قسمت کتاب، نقاشي، مينياتور، گراور، کاشي، پارچه، ظروف و غيره از مجموعه هاي موجود در فرانسه، موزه ها ي لوور، گيمه، منسوجات ليون، هنرهاي تزييني، سراميک و کتابخانه ي ملي فرانسه، کتاب دوبلان و مجموعه هاي خصوصي ديگر جمع آوري و به نمايش گذارده شده بود. اين آثار مربوط به هنر ايران بعد از اسلام و ادامه ي آن در هنر مغول بود. از جانب موزه ي لوور خانم مگي شاريتا، سرپرستي اين قسمت را به عهده گرفته بود و تزيينات بناي «تريانون» به «ژاک گارسيا» محول شده بود. در کنار ورودي نمايشگاه به طور قرينه دو درخت سرو بلند در ميان گلدان هاي بزرگ پر از گل سنبل جلب توجه مي کرد.

قسمت دوم نمايشگاه در «گالري» مقابل بناي «تريانون» به تاريخ باغ ايراني، قنات و طريقه ي آب رساني و نفوذ اين باغ ها در طول تاريخ اختصاص داده شده بود که در آن حدود شصت عکس بزرگ از «بوستان»هاي معروف ايران و مغول و تعدادي پرده حاوي توضيحات مربوط به دوران مختلف تاريخ باغ ايراني قرار داشت. ترتيب و تنظيم اين نمايش به مهدي خوانساري (عکاس)، رضا مقتدر و مينوش ياوري (مهندسان معمار) واگذار شده بود.

                                

در ميان آثار قسمت اول نمايشگاه ميراث هاي مهم زير جلب توجه مي کرد:

 فرش چهار باغي ايراني متعلق به اواخر قرن هفدهم ميلادي به ابعاد ٢٦٢ * ١٣٠ سانتيمتر، يکي از چند فرش باغي معروف و نايابي که در موزه هاي جهان نگهداري مي شود. اين قالي داراي يک محور طولي و دو محور عرضي است که در تقاطع آنها دو حوض قرار گرفته و فرش از ده کرت، مرکب از تصاوير درخت، گل و پرنده تشکيل مي شود.

 فرش چهار باغي ايراني متعلق به قرن هفدهم ميلادي به ابعاد ٢٣٢ * ١٦٢سانتيمتر، متن قرمز لاکي و حاشيه ي سرمه اي با تصاويري از گياه، پرنده و حيوان در اطراف حوض در مرکز فرش.

 قرآن نفيس با تذهيب و ترجمه ي فارسي متعلق به قرن هفدهم ميلادي (هند)، مربوط به سوره ي حجر، آيه ي ٤٥، که پروردگار «براي پرهيزکاران، باغ ها و چشمه ساران» باغ بهشت را نويد مي دهد.

 بشقاب هايي از قرن سيزدهم ميلادي از کاشي خاک سنگ چخماغي با لعاب هاي مختلف.

مينياتور شاهزاده در ميان درباريان در باغ، قرن سيزدهم ميلادي (فارس).

 نقاشي معروف هماي و همايون در باغ با مرکب، گواش و طلاکاري ١٤٣٠ ميلادي (هرات).

 تعدادي مينياتور ارزنده از دوره ي تيموري و مغول، نشان دهنده ي باغ از قرن هاي پانزدهم تا هجدهم ميلادي.

 پارچه ي دوره ي صفويه ترکيبي از نخ ابريشم، طلا و نقره.

 نقاشي هاي گل و بلبل، گل و پروانه، گل و بته، روي کاغذ، چوب، قلمدان، آينه، جلد کتاب، قليان و غيره ...

در قسمت دوم نمايشگاه که در محوطه ي گالري قرار داشت، تاريخ باغ سازي ايران با توضيحات و تصاويري به نمايش درآمده بود: از آثار بازمانده از جوي ها و حوضچه هاي سنگي باغ پاسارگاد، متعلق به قرن ششم قبل از ميلاد و تصاوير حجاري شده از درخت نخل، کاج و گل در کاخ هاي تخت جمشيد و آثاري از اراضي باغ هاي ساساني و تصاوير درخت زندگي در طاق بستان و بازسازي باغ عمارت خسرو در قصر شيرين. در همين قسمت توضيحات مربوط به «آب هاي نامريي»، قنات و توسعه ي اين روش ايراني به سوي شرق «طرنان چين» و به طرف عربستان، افريقاي شمالي، اسپانيا و جنوب امريکا و امريکاي جنوبي با تاريخ حرکت اين تکنيک به نقاط مزبور قرار داشت.

 تصاوير باغ هاي موجود در ايران از باغ فين کاشان شروع مي شد و به ترتيب از باغ هاي اصفهان، شيراز، يزد، ماهان، دامغان و بقاياي باغ هاي صفوي اشرف، کاخ گلستان و غيره به نمايش در آمد. در هر قسمت توضيحات فشرده اي نيز براي آشنايي ديدارکنندگان غير ايراني به شيوه ي باغ سازي ايراني قرار داشت. قسمت کوچکي نيز به شيوه ي باغ سازي ايراني در اولين قصرهاي خلفاي عرب و باغ هاي مغول در هند و پاکستان اختصاص داده شده بود. غير از چند عکس از رضا مقتدر، آرتور تونلر و گرستر، تمامي عکس ها از مهدي خوانساري بود.

در انتهاي اين تالار، در ميان دو درخت کاج ترکيب مقايسه اي از طرح هاي مختلفي از باغ هاي ايراني ديده مي شد که هر کدام شاهد سليقه و تخيلات هنرمندانه ي باغ سازان ايراني بود. کاتالوگ نمايشگاه را مجله ي هنري لوي L'Oeil به سفارش شهرداري پاريس تهيه کرده بود.

 

بر گرفته از ميراثي کهن، باغ ايراني تصويري زميني از بهشت را به فاتحان عرب قرن هفتم ارايه مي داد. از تيمور لنگ تا مغول ها، و از سلسله ي صفويه تا قاجار، اين اسلوب پويا و متغير، فرم ها و سنت ها خود را در مراحل مختلف تاريخي حفظ کرد.

 

قبل از اسلام

باغ هاي ايراني در پاسارگاد، در ميانه ي سده ي ششم پيش از ميلاد، در کاخ کورش، بنيان گذار سلسله ي هخامنشيان متولد شده اند. بناهايي با ستون هاي بسيار، آبراه هايي طولاني را که به وسيله ي حوض هاي مربع از جنس سنگ حجاري شده از يکديگر جدا مي شدند، احاطه مي کردند. جانشينان کورش و ساتراپ هايشان، اين علاقه به باغ هاي منظم با رديف درختان و درختچه هاي معطر را که در نهايت به يکي از عناصر اصلي فرهنگ ايراني بدل شد به ارث بردند.

 يونانيان اين باغ ها را Paradeisos مي ناميدند که از واژه ي ايراني «پرديس» به معناي «فضاي محصور ميان ديوار» گرفته شده بود. تصور باستاني از خاور ميانه و باغ ايده آل آن، يعني جولانگاه خدايان، به تدريج در باغ هاي شاهي عينيت مي يابد؛ باغ هايي که بهشت زميني و بازتاب باغ جاويدان بودند. پارک هاي بزرگ (که به ويژه به عنوان مخزن شکار مورد استفاده قرار مي گرفتند) که کوشک هاي متعدد و باغ هايي را در مجموعه ي يک بناي عظيم در خود جاي مي دادند، داراي يک صفت مشترک بودند: حفظ اندرون در برابر بيرون و وجود آب مايه ي زندگي و گذرگاه ها و آبراه ها و جنگل هاي کوچکي از درختان که خود مبين فضاي نمادين ديگري بودند. انديشه ي تقسيم يک فضاي مربع يا مستطيل به چهار قسمت به وسيله ي دو محور عمود بر هم گذرگاه يا آبراه مسلما ريشه در اين اعتقاد باستاني داشته که جهان به وسيله ي چهار رود به چهار بخش تقسيم شده است. بدين ترتيب اساس «چهار باغ» که بعدا به درخشان ترين شکل تکامل مي يابد به سده هاي پيش از اسلام برمي گردد. بهشت در قرآن

قرآن بهشت موعود را همچون باغي محصور، پر از درختان با سايه هاي فراوان وميوه هاي خوشگوار توصيف مي کند که در آن نهرهاي آب زلال و نهرهاي شير و عسل و نوشابي گوارا روانند. از درخت انار، تاک و نخل بارها در قرآن نام برده شده است. اين تصوير که به طور طبيعي يادآور واحه، استراحتگاه خنک و مطبوع در مناطق گرم و سوزاني است که فرهنگ اسلامي در آن نضج مي يابد، براي فاتحان عرب که در سده ي هفتم ميلادي وارد ايران مي شوند عينيت مي يابد.

نقشه ي چهار باغ امکان صورت هاي متنوعي را فراهم مي سازد. گاه تنها از يک خيابان مشجر تشکيل شده وگاه تعداد گذرگاه ها و آبراه ها افزايش يافته و به اشکال گوناگون بر دلپذيري آنها افزوده مي شود. مينياتورها و نقاشي ها از باغ در طول سده ها مويد تداوم وجود اين باغ ها هستند.

 

باغ هاي تيموري

قوم هاي بيابانگرد ترک و مغول که به تناوب ايران را اشغال کردند، ازالگوي باغ هاي ايراني در ساخت اردوگاه شاهي که يک کاخ واقعي متحرک بود، بهره گرفتند. تيمور لنگ (١٣٧٠ ١٤٠٥ م.) و جانشينانش، ابعاد اين اردوگاه را که از آسياي مرکزي گرفته تا افغانستان، بر اساس يک نقشه ي دقيق به وسيله ي طراحان و «مهندسان آب» رسم شده بود، گسترش دادند: فضايي وسيع، مربع يا مستطيل شکل، محصور، با دروازه هايي با زيبايي شگفت انگيز، چادرهاي عظيمي که روي باغچه هاي شبدر افراشته شده بودند، تخت هايي که بر بلندي مستقر بودند و فرش هاي نفيس، محيطي ايده آل براي بار عام ها، ضيافت هاي رسمي، جشن ها و ... فراهم مي کرد، در عين حال موضوعي خارق العاده براي نقاشان بود. بعضي از اين مينياتورها، نمايشگر منظره اي هوش ربا از بهاري جاويدان هستند که در آنها درختان و درختچه ها تماما غرق در گل اند. درختان ميوه و تاک ها، با درختان زينتي ديگر چون کاج ها، سروها، تبريزي ها، چنارها و بيدهاي مجنون و تپه هاي پر گل در هم آميخته اند.

دور تا دور سمرقند را باغ هاي بي شماري گرفته بود که متاسفانه نابود شده اند. اين باغ ها اسامي جالبي داشتند: زينت جهان، باغ باد شمال، باغ بهشت، باغ شعف ... بعضي از اين باغ ها به زناني هديه شده بودند، برخي ديگر به مناسبت بزرگداشت رخدادي تاريخي احداث شده بودند.

 

باغ هاي مغولان بزرگ

 بابر، فرمانرواي بخشي از شمال هند، در سال ١٥٢٦ ميلادي سلسله ي مغولان بزرگ را که مهم ترين امپراتوري اسلامي در شبه قاره  تا اوايل سده ي ١٨ ميلادي بود بنيان نهاد. او که آسياي مرکزي تبار بود، خاطره ي باغ هاي سمرقند و هرات را همواره در ذهن داشت و کوشش کرد زيبايي شناسي نويني را وارد سرزمين هاي فتح شده کند. «به اين ترتيب در هند خالي از جذابيت و نظم، باغ هاي منظم و قرينه پديد آمدند. در هر گوشه، باغچه هايي زيبا پر از گل هاي سرخ و نرگس که در خطوط منظم کاشته شده بودند ايجاد کردم.»

سرشت ايلاتي بابر و جنگ هاي بي شمارش باعث شدند که او فضاهاي باز و چهار باغ هاي وسيع با ساختار دقيق را بر محيط بسته ي کاخ ها ترجيح دهد. همان کاري را که در کابل در مورد باغ مشهور «وفاداري» کرده بود، در هند تکرار کرد: نهرها را کانال کشي کرد، ايوان هاي وسيع، استخرها، آب نماها و استراحت گاه هايي در محوطه ي پر درخت و پر سايه ساخت و دستور داد درختان ميوه بکارند. در آگرا باغ هاي اوليه اشکه در امتداد جمنا Jamna رو به روي دژ «شکست خوردگان» قرار دارند، داراي ساختاري هستند که بعدها در معماري دروني بناي عظيم به کار گرفته شد.

از پنجاب گرفته تا کشمير و حتا تا دکن تمام سرزمين مغول شاهد شکوفايي سه نوع باغ بود که بي ارتباط با يکديگر نبودند: چهار باغ هاي وسيع خارج شهرها، باغ هاي مزارها که غالبا به طور کامل حفظ شده اند و باغ هاي محصور در دژها و کاخ ها. باغ هاي خارج شهرها، در مناطقي که به دقت انتخاب مي شدند، البته با وجود آب به عنوان عامل لازم و حياتي، به وسيله ي ديوارهاي بلندي که آنها را از پيشروي جنگل ها، شن ها يا گرد و غبار محفوظ مي داشتند، محصور مي شدند. اين باغ ها که تا حد ممکن به سبک باغ هاي شاليمار Shalimar در لاهور و سري نگرساخته شده بودند از يک سلسله ايوان سکو مانند در سطوح مختلف تشکيل مي شدند که نهرهاي آب آبشاروار از ميان آنها مي گذشتند. چهار باغ هاي مغولي به وسيله ي استخرها، فواره ها و آلاچيق هايي که اغلب روي ايوان هاي سکو مانند از جنس سنگ يا در محل تقاطع دو محور عمود بر هم ساخته شده بودند، مزين مي شدند.

«مزار باغ»ها، آرامگاه هاي شاهان، جلوه اي از عظمت معماري آرامگاهي هند در دوره ي مغول هستند. هر چند که داراي سبک هاي متفاوت هستند اما همگي در قالب چهار باغ  محصور مي گنجند. مزارها يا در مرکز باغ ساخته مي شدند، مانند مزار همايون (همايون شاه) در دهلي يا مزار اکبر شاه در سيکاندرا Sikandra، يا در امتداد يکي از اضلاع باغ، مانند تاج محل در آگرا که خانه ي ابدي شاه جهان (١٦٢٨ ١٦٥٨م.) و همسر محبوبش ممتاز محل است. در صورت اخير چشم اندازي وسيع ميان ورودي باغ و مقبره که از مرمر و بر روي سکويي بلند با مناره هاي متعدد ساخته شده است، پيش رو قرار داده مي شود.

زماني که معماري به درون باغ رخنه کند، باغ نيز براي خود مکاني در قلب معماري ايجاد خواهد کرد. در لاهور، دهلي و آگرا، گل نقش عمده اي در ساختار  باغ هايي از سنگ و آب «زنانه»ها (حرم ها) و معابر عمومي بازي مي کردند. در چهار باغ ها، گذرگاه ها جاي پل هايي را مي گيرد که سکوي کاخ را به سکوهاي جانبي متصل مي کردند. معماري بناهاي شاه جهان در دژ سرخ در دهلي اين سبک را به زيباترين شکل به نمايش مي گذارد. تمام کاخ بر اساس نقشه ي باغ ساخته شده است: سکوهايي در مسير رودخانه، چهار باغ مزين به باغچه هاي پرگل، کوشک ها و عمارت کلاه فرنگي با ستون هايي به شکل درخت سرو و با ديوارهاي حجاري شده با نقش گل: اقامتگاهي مطلوب براي يک شاه محبوب. در مدح کاخ و باغ و صاحب آن چنين گفته اند: «بهار باغي شکوفا از عدالت و سخاوتمندي». در دوران سقوط امپراتوري مغول،راجه ها و نواب هاي ايالات هند و مسلمان شمال هند تعداد زيادي کاخ وباغ ساختند. هر چند که اين بناها همچنان تحت تاثير «سبک مغولي» بودند اما از سبک هاي ديگر نيز تاثير گرفته اند. اما در مينياتورهاي اين دوره که در دربارهاي گوناگون رسم شده اند، چهار باغ محصور در بناي اصلي و سکوهاي کنار آب همچنان قاب بندي مطلوب براي نشان دادن موضوع هاي نقاشي هستند.

 

در اندرون زنانه

زنانه که اقامتگاه زنان دربار بوده است محلي مهم در خصوصي ترين بخش دژها و کاخ ها محسوب مي شده است. ورودي اين مکان که اقامتگاه ملکه مادر، همسران و معشوقان، کنيزان و کودکان شاه بود به شدت کنترل مي شد و تنها شاه حق رفت و آمد به آنجا را داشت. محافظان مسلح از دروازه ها و درها نگهباني مي کردند و پرده داران و زنان خادم و نگهبان از اين بخش مراقبت مي کردند و از رسم قديمي در انزوا نگهداشتن زنان درباري، پاسداري مي کردند. اين زنان، هندو يا مسلمان، نقشي رسمي در دربار نداشتند و بيشترين اوقات خود را در زنانه سپري مي کردند. آنها به ندرت، آن هم براي همراهي شاه در برخي از سفرهايش از زنانه خارج مي شدند. مورد نور جهان، همسر محبوب جهانگير شاه، که از قصر خارج مي شد و با چهره  ي عريان بر اسب سوار شده به شکار مي رفت استثنايي است. در مقابل جشن هاي زيادي در زنانه برپا مي شد که در آنها زنان خواننده، رقاص و نوازنده برنامه اجرا مي کردند. همسران شاهان، نامريي و بدون تاج، که اغلب آموزش ديده و بافرهنگند، گاه نقش هاي مهمي در امور کشورداري بازي کرده اند. تا زماني که محبوب شاه هستند، نفوذ قابل ملاحظه اي بر او دارند و خواسته هايشان مورد قبول واقع مي شود.

با کوشک ها و عمارت هاي کلاه فرنگي که به روي باغچه ها و باغ هاي اندروني باز مي شوند به نوعي احساس نفس کشيدن و تصور آزادي را به ساکنان اين فضاي بسته القا مي کنند. طبيعت در اينجا حضور دارد: چشم اندازي ازتپه ها، رودخانه، استخرها و باغچه هاي پر از گل که از فراز سکويي دور از نگاه نامحرم مي شد آن را تماشا کرد. گاه يک درخت بيد مجنون يا يک درخت سرو يا گوشه اي از آسمان ابري مي توانست براي يادآوري طبيعت کافي باشد.

از اواخر حکومت اکبر شاه زنان محبوس در اين زنانه ها در مينياتورها ظاهر مي شوند. البته نقاشان اين مينياتورها اجازه ي ورود به اين جهان محصور را نداشتند و چهره ي اين زنان کاملا برايشان ناشناس بود. با اين وجود، يکي از موضوع هاي مورد علاقه ي نقاشان، کشيدن زوج شاهانه در حالت هاي گوناگون بود: به حالت ايستاده، نشسته يا خوابيده بر روي بالش هاي نرم در عمارتي رو به باغ يا روي ايواني مشرف به شهر يا استخر؛ کنيزي در حال پراندن پشه و مگس و چند زن در حال نوازندگي، نوشيدني و طعام و قليان هم آماده. زندگي روزمره ي زنان حرم با دقيق ترين جزييات نقاشي شده اند: در حال آرايش، صرف غذا، کشيدن قليان، يا آماده کردن رختخواب. اين صحنه ها به صورتي خستگي ناپذير تکرار شده اند به ويژه صحنه ي آرايش درفضايي دلپذير که در آن فرش هايي با نقش گل با باغچه هاي پر گل درهم آميخته اند. برخي از نقاشان، تحت تاثير مايه هاي نقاشي هاي مذهبي هندي، گاه لحظاتي از تنهايي زنان را به تصوير کشيده اند: زن مضطربي که منتظر معشوق است در حالت هاي گوناگون نقاشي شده است؛ حالت هايي که بيانگر احساسات دروني او هستند.

 

جشن هاي صفوي

زماني که در اوايل سده ي شانزدهم ميلادي، صفويان (١٧٣٢ ١٥٠١ م.) جانشين تيموريان شدند، ساختار و کيفيت باغ، اين نماد زميني بهشت، هماني که در دوره هاي آغازين بود، باقي ماند.

مينياتورها و آثار هنري اين دوره نشانگر جهاني آرماني است که در آن گل هاي بهاري با ميوه هاي تابستاني يک جا جمع اند. تمامي مشاغل عام يا خاص، مرتبط با زندگي در باغ نشان داده شده اند. صحنه هاي پذيرايي از اعيان، جشن هايي به مناسبت ختنه سوران، عروسي يا بازگشت از شکار به همراه موسيقي و رقص و غذاهاي اعلا به تصوير کشيده شده اند. شاه يا شاهزاده، نشسته بر تخت يا بر روي فرش، در ورودي اقامتگاه خود يا در نقطه ي دلپذيري از باغ بر جمع کم و بيش پر تراکم رعايا سروري مي کند. نهري که بر کناره اش سبزه روييده، استخري که به وسيله ي دو کانال آبگيري مي شود آب به مثابه آينه اي سيال هميشه حضور دارد مستخدماني که ديس هايي را با لبه ي باريک که در آنها شقه هاي گوسفند يا شکاري ديگر، مرغ هاي بريان يا سيخ هاي کباب قرار داده شده حمل مي کنند، موضوع شماري از نقاشي هاست. در پيشزمينه ي مينياتور ضيافت شاهانه (موزه ي لوور) آشپزي در حال کباب کردن تعدادي پرنده ي به سيخ کشيده شده است. ديس هاي غذا که گاه با سرپوش هاي مخروطي شکل از جنس کاشي يا طلا پوشانده شده، مي توانستند محتوي پلو (برنج پخته شده با گوشت با يا بدون زعفران يا آب انار) باشند. اين مينياتورها اغلب ميوه ها را که در ديس ها چيده شده اند به نمايش مي گذارند. تنقلات مطلوب ايراني ها، به ويژه نبات و مربا در تمام ساعات روز مورد استفاده  قرار مي گرفت. بارناباس، کشيش اصفهان، پيش از غذا، با قهوه و همراه با سيني بزرگي محتوي نبات و انواع شيريني جات مورد پذيرايي قرار گرفته است.

موسيقي ايراني از سبکي پيروي مي کرد که مي توانست متغير باشد، چه در زمينه ي ملودي، چه در زمينه ي ضرباهنگ (ريتم). به هنگام بداهه نوازي ها، خواننده و نوازنده تمامي ذوق و استعداد خويش را به کار مي گرفتند. مينياتوري موجود در مجموعه ي کتابخانه ي ملي فرانسه سه نوازنده را در حال نواختن نشان مي دهد: يکي دف مي نوازد، دومي چنگ و سومي عود.

آب، خالص يا معطر شده به وسيله ي گل يا ادويه، شربت هايي تهيه شده از عصاره ي ميوه ها، شير، چاي و قهوه از نوشيدني هاي روزانه بودند. به رغم اين که مذهب، شرب نوشيدني هاي تخميرشده را منع مي کرد، شراب در ضيافت هاي شاهانه نوشيده مي شد، به ويژه شراب شيراز که مرغوب ترين شراب ايران و ويژه ي شاه بود. روي پارچه ها يا روي نقش کاشي هاي دوره ي صفوي، اغلب پيشخدمتي را با تنگ و جامي کوچک به دست مشاهده مي کنيم. شراب که شاعران دروصف آن بسيار سروده اند «بريز مي لعل فام لاله گون» براي برخي از صوفيان معناي خاصي دارد. در اشعار عرفاني، مستي کنايه از پيوند عرفاني با خالق يکتاست.

 

باغ لذت ها

از نظر ايراني، باغ که محيطي است بسته و در آن توازن و نظم الهي حکمرفاست، مکاني است براي آسودگي و استراحت. ايراني که اين خصلت را از نياکان خويش به ارث برده است در باغ خود نمي گردد بلکه مکاني مناسب و خنک، زير سايه ي درختان و در کنار آب براي نشستن برمي گزيند. او زير آسمان است، «زير گنبد کبود» و در ميان کاج ها، چنارها و سروهايي که درختان ميوه ي غرق در گل، درختان پسته و درختچه هاي معطر و گياهاني چون نعنا و پونه آنها را در بر گرفته اند. پرندگان برروي شاخه هاي درختان و در ميان تپه هاي غرق در گل هاي سرخ و لاله و هميشه بهار آرميده اند. در چنين مکاني که براي آسودگي و خوشي ساخته شده شميم گياهان، زمزمه ي آب، آواز پرندگان و نوازش نسيم انسان هيچ نيازي به حرکت و جنب و جوش ندارد. محمد يوسف، اين حالت را در نقاشي زيبايش با عنوان مرد جوان نشسته تکيه داده به بيد مجنون (موزه ي لوور) نشان داده است. «خاموش! بهار از راه رسيده، گل سرخ روييده ... زيبايي ها از نهانگاه بيرون آمده اند تا تو را ندا دهند». گل که همواره در تمامي هنرهاي ايراني مشاهده مي شود، از ديدگاه ايراني تجلي کامل ترين زيبايي بر روي زمين است. نقاشان ايراني، تحت تاثير تصاوير گياهان اروپايي يا آثاري مغولي گل هاي سرخ کم پر يا پرپر، اندکي شبيه به آثار ردوته Redout را نقاشي کرده اند. اين نقوش، به سبک ناتوراليستي، با ظرافت و دقت بسيار، با آبرنگ نقاشي شده اند. مايه ي گل و بلبل، برگرفته از شعر فارسي، بيانگر آواز عاشق براي معشوق است. نظامي آنها را با عشاق ناکام، ليلي و مجنون، مقايسه مي کند. بلبل بر بلندترين شاخه ي درخت چون مجنون نغمه ي حزين سر مي دهد. خيلي زود ترکيب «گل و بلبل» جايگاه ويژه اي در شعر عرفاني فارسي يافت و به عشق مفهومي عرفاني بخشيد.

شهر شيراز به دليل گل هاي سرخ و گلاب گيري اش شهرت داشت. روغن گل ها به صورت ژله اي به رنگ قهوه اي مجزا مي شد و آب آن در غلظت هاي متفاوت جدا مي گشت. هيچ ضيافت مهمي بدون اين که ميهمانان، پس ازصرف غذا و شستن دست ها، با گلاب معطر نمي شدند کامل نمي شد. گلاب پاش هاي بي شماري در شيراز، که صنعت شيشه اش شهرت داشت، ساخته شده است. ساختن گلاب پاش به صورتي ظريف و زيبا، با گردني بلند و دهانه اي که به صورت هاي گوناگون شکل داده شده بود، تا مدت ها پس از دوران صفوي نيز متداول بود.

 

شهر باغ اصفهان

هنگامي که در ١٥٩٨م. شاه عباس اول پايتخت خود را به اصفهان منتقل کرد، تمام شهر به باغ تبديل شد. نقشه ي شهر جديد، حضور طبيعت را در ميان بناهاي عظيمي که بيشتر در فاصله ي شهر قديم و رودخانه ساخته مي شد پيش بيني کرده بود. يکي از باغ هاي شاهي، باغ هزار جريب، حتا تا آن سوي رودخانه، در امتداد خيابان وسيع درختکاري شده اي چهار باغ گسترش يافت. خيابان چهار باغ که سه کيلومتر طول دارد از عمارت شاهي در چهل ستون آغاز مي شد. در حاشيه ي کانالي که ميان استخرهايي با لبه اي از سنگ عقيق مي گذشتند دو رديف درخت چنار و درختچه هايي کاشته و مسير گلکاري شده بود. به نوشته ي تاورنيه، جواهرساز فرانسوي که در فاصله ي سال هاي ١٦٣٢ تا ١٦٦٨م. چندين بار به اين شهر سفر کرده بود، اين خيابان زيباترين خيابان اصفهان و بي شک زيباترين خيابان در سراسر ايران بود. اينجا محلي بود که عصرها اعيان اصفهان براي فخرفروشي در آن قدم مي زدند و از خنکي هوا استفاده مي کردند و قهوه مي نوشيدند.

در اطراف چهار باغ، باغ هاي باشکوهي با اسامي شاعرانه گسترده بود، باغ بلبلان، باغ درختان توت،باغ روح. اين باغ ها داراي دروازه اي بودند با تالار کوچکي در بالاخانه. عمارت کلاه فرنگي با ايوان هايي رو به باغ در ميان گلکاري ها، درختان ميوه و باغچه هاي پر از شبدر در وسط باغ ساخته شده بود. در باغ هاي شاهي، اغلب بناهايي کوچک (عمارت هشت بهشت، عمارت آينه ها) که گاه مشرف به استخري با فواره ها بود ساخته مي شد. اين عمارت ها که به چشم اندازي از درختان گوناگون باز مي شدند و کاشيکاري هاي رنگيني که صحنه هاي استراحت و تفرج در باغ را به نمايش مي گذاشتند، مزين شده بودند. جلوس در ايوان وسيع چهل ستون به همراه ميهمانان و تماشاي بازي نور خورشيد ميان درختان باغ سرگرمي بي نظيري بود.

باغ هاي کاخ چهل ستون همجوار باغ هاي کاخ عالي قاپو بودند. اين کاخ داراي تالاري مرتفع است که به روي ميدان شاه، کانون مرکزي شاهنشاهي باز مي شود. ميداني که شش برابر بزرگ تر از ميدان معاصرش، يعني ميدان وژ Vosges در پاريس است. سه بناي ارزشمند ديگر در اطراف ميدان خودنمايي مي کنند: مسجد شاه، مسجد شيخ لطف الله و ورودي با شکوه بازار شاه. پوشش کاشيکاري شده ي اين بناها با نقش هاي حلقوي از گل ها بازتاب باغچه هاي باغ هاي همجوار هستند.

شاه عباس اول رابطه هاي ديگري نيز ميان باغ و شهر ايجاد کرده بود، اما ايران هرگز سنت باغ هاي محصور خود را فراموش نکرد. اين قبيل باغ ها در کناره ي درياي خزر يا درشهرهاي شيراز و کاشان گسترش يافت که از مشهورترين آنها باغ فين کاشان است. در مسجدها، مدرسه ها و کاروانسراها نيز باغ هايي احداث شده بود.

اصفهان، حدود سي سال پس از پايتخت شدنش، با عنوان «نصف جهان» تقريبا در تمام پايتخت هاي اروپايي شناخته شده بود. جانشينان شاه عباس، اقدامات او را پي گرفتند. اما پس از سقوط سلسله ي صفوي، شهر اصفهان اعتبار پايتخت بودنش را از دست داد. باغ هاي آن که اغلب به حال خود رها شده بودند در ليتوگرافي هايي که بعدها از آنها تهيه شده تصويري غم انگيز را به نمايش مي گذارند.

 

ايران در دوران زنديه و قاجاريه

سلسله هاي زند و قاجار جانشين سلسله ي صفوي شدند. در اين دوران کشور ايران درهاي خود را به روي بازرگانان و ميسيونرهاي اروپايي گشود. هنرمندان ايراني به جنبه هايي از هنر غربي توجه و علاقه نشان دادند، به ويژه به تصاوير گياهان که گراورهاي آن به دستشان مي رسيد. و از اين به بعد است که موضوع گل و گياه به يکي از موضوع هاي غالب نقاشي هاي ايران تبديل مي شود. «نقاشان گل» نظير محمد هادي، محبوب ترين هنرمند ايراني زمان خود، پا به عرصه ي وجود مي گذارند.

لاک، نقاشي روي پاپيه ماشه ي ورني روي در جعبه ها، قاب هاي آينه، قلمدان ها و جلد کتاب هاي خطي نمايشگر زيبايي و اوج اين هنر هستند. به عنوان مثال مي توان به جلد کتابي اشاره کرد که يک دسته گل نرگس را که در شعر فارسي بسيار به کار رفته است به رنگ هاي زرد و سرخ نشان مي دهد.

در قرن نوزدهم ارتباط با غرب بيشتر مي شود. ناصرالدين شاه (١٨٤٨ ١٨٩٦م.) چندين سفر به پاريس مي رود و فرانسويان به ايران مي آيند. اثري از ژول لورانس Jules Laurens با عنوان باغ ميسيون فرانسوي در تهران (مجموعه ي ضيايي قراگوزلو) يک باغ خصوصي در پايتخت قاجار را نشان مي دهد، که يکي از چندين باغي است که در آن دوران بازسازي يا ايجاد شده اند.

 


 
 

تبلیغات