آشنايي با سينما و نخستين گامها در فيلمبرداري و فيلمسازي در ايران
(١٢٧٧ تا حدود ١٢٨٥ خ/١٨٩٩ تا حدود ١٩٠٧ م )
شهریار عدل
براي فرخ غفاري و جمال اميد
فصلنامه طاووس ، شماره های پنجم و ششم ، پاییز و زمستان 79
شهریار عدل -عکس از مریم زندی
همزمان با گشايش نمايشگاه «پيش از سينما و آغاز سينما در ايران» در تالار چادرخانه كاخ گلستان، تحرير نخست اين نوشتار نيز به مناسبت پايان مراسم بزرگداشت صدمين سال سينماي ايران در شبانگاه يكشنبه ٢٧ شهريور ١٣٧٩ (١٧ سپتامبر ٢٠٠٠) در آن كاخ پخش شد. آن متن، كه به صورت يك جزوه به كوشش كاخ گلستان منتشر شده بود، در روزهاي بعد ناياب گرديده بدين جهت چاپ ديگري لازم شد. اين فرصت را غنيمت دانسته به آماده كردن تحرير نويي از همان متن دست زده شد. برخي از كمبودها، پشت و رو بودن تعدادي از عكسها و لغزشهاي چاپي را هم در اين نوشتار تازه بر طرف كرده يافته هاي تازه اي نيز به آن افزوده گرديد. شناسايي بخشي از نخستين فيلمهايي ايراني، كه ابراهيم عكاسباشي در جشن گل اوستاند در صد سال پيش برداشته بود، از بارزترين اين يافته ها است كه همراه با شرح و تاريخ مستند جديدي درباره نخستين صحنه فيلمبرداري شده در همان شهر بلژيكي در اينجا ارائه خواهد شد. چون كليه فيلمهاي قاجاري سينماي ايران كه تاكنون (پايان پاييز ١٣٧٩/ ٢٠٠٠م) در كاخ گلستان شناسايي شده در حال حاضر در دست كپي برداري و مطالعه است، ميزان آگاهي از اين سينما نيز گامهاي بلند برداشته پياپي دستخوش دگرگوني ميشود. اميد است كه در آينده با ارائه تحريرهاي ديگري از اين نوشتار بتوان آن دگرگونيها و يافته هاي نو را پيوسته به آگاهي دوستداران تاريخ و سينما رساند.
١٢٧٧ خ/١٨٩٩ م، سال صدور دستور خريد دستگاه فيلمبرداري و آپارات سينما به فرمان مظفرالدين شاه، و ١٢٨٥ خ/١٩٠٧م، تاريخ فوت وي ميباشد پس از آن در كشاكش دوران مشروطيت و سالهاي بعد از آن تغييراتي، از جمله در افزون شدن شمار تماشاخانه ها (سالنهاي) سينما، در سير تحول تاريخ سينماي ايران رخ داد كه بازبيني موشكافانه آن تحولات نياز به مدخلي ديگر دارد.
سينماي ايران يكصد ساله و عكاسي آن يكصد و پنجاه و هشت ساله شد. يكصد و پنجاهمين سال عكاسي را كسي به ياد نياورد ولي خوشبختانه صدمين سال سينما را سازمان ميراث فرهنگي كشور و كاخ گلستان كه پاسدار گنجينه فيلمهاي نخستين ايران است همگام با موزه سينما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، و ديگر سازمانها و دوستداران سينما همه با هم گرامي داشته جشن گرفتند.١ سينماي امروز ايران در جهان ميدرخشد ولي در آغاز، عكاسي بخت بلندتري داشت و در دوران ناصري ميتوانست در ميان بهترين ها در جهان جلوه كند. هم اكنون، آلبومخانه كاخ گلستان، كه بيشتر يادگار آن دوران است، شايد در يكدست بودن و قدمت يك رقيب بيشتر در دنيا نداشته باشد كه آن مجموعه پادشاهي بريتانيا است. براي نگارنده، اين سئوال مطرح بود كه چگونه بين معرفي عكاسي به صورت داگروتيپي در سال ١٨٣٩ م / ١٢٥٤ ق / ١٢١٨خ در پاريس و نخستين عكسبرداري در ايران، در اواسط دسامبر ١٨٤٢/ اواسط ذيقعده ١٢٥٨/ پايان آذر (قوس) ١٢٢١، توسط نيكلاي پاولوف (Nikolaj Pavlov)، كمتر از سه سال گذشت٢ حال آنكه نيم قرن بعد، طبق اسنادي كه تا اين اواخر به دست آمده بود، فاصله بين معرفي سينما در سال ١٨٩٥ م/ ١٢٧٤خ در پاريس و آشنايي و فيلمبرداري در يك چهارچوب ايراني آنهم در اروپا به پنج سال رسيد جواب اين سئوالكرد را در ضعف دستگاه مظفري و كشور در مقايسه با گذشته، ملايمت فطري شخص مظفرالدين شاه، ناآگاهي و بي توجهي مردم و عدم احساس مسئوليت از سوي ايشان ميتوان يافت.