مقالات | معماری
 
معماری معاصر ایران، گرایش ها و چالش ها
 

غلامرضا طللیسچی، حمیدرضا انصاری

 

چالش بین سنت و تجدد، حدیث تمام نشدنی روزگار ماست. در آن جایی که نیل به آرمان های مدرنیته به طرحی شکست خورده تشبیه شده است، بسیاری برآنند که مدرنیته، طرح ناتمامی است. ما در این عرصه، در حاشیه ی تلاطمات عظیم مدرنیته و مهجور از ساخت میراث گرانقدر فرهنگی خویش، دل مشغول کدامین سرمشق هستیم؟ تاریخ معماری معاصر ما، داستان حیرانی در میانه چنین چالشی است.
 
 
برای مشاهده اسلایدها اینجا کلیک کنید:
 
از پس بحران های معنوی انسان معاصر، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، اعتبار ارزش های مدرنیته و صور فرهنگی گوناگون آن به سختی مورد تردید قرار گرفت. در عرصه ی معماری نیز، تجدیدنظر طلبی شاگردان مکتب معماری مدرن نسبت به آموزه های استادان خود، به هواخواهی از تاریخ گرایی و صور معماری بومی انجامید. و چنین تقابلی نسبت به معماری مدرن، دغدغه اساسی تمایلات هویت طلبانه معماری جوامعی گردید که در حاشیه ی تمدن غربی می زیستند و طعم تلخ استعمار را مستقیم و غیرمستقیم چشیده بودند. شروع این دوران، با آخرین سال های دهه 1340 در ایران مقارن می باشد.

اواخر دهه 1960 میلادی، زمانی پرتلاطم در تاریخ معماری معاصر جهان محسوب می شود. در این دوره معماری مدرن مورد انتقادات جدی واقع شده و بحران های بزرگ اجتماعی سراسر جهان غرب را فرا می گیرد. بحران هایی که منجر به جنبش های دانشجویی در اعتراض به کاپیتالیسم و امپریالیسم اقتصادی، نظامی گری، مصرف زدگی و بی هویتی، با پیروی از ایده آل های رادیکال و چپ گرایانه سیاسی می گردد. این جنبش ها به شورش های دانشجویی در اعتراض به سنت های رایج آموزشی منجر می شود که به آتش کشیده شدن مدرسه ی معماری ییل (Yale) در آمریکا را می توان یکی از نشانه های آن شورش ها به شمار آورد. این اتفاقات با نگاهی خاص - که معماری را منبعث از بستر اجتماعی و فرهنگی خود می دانست - در نهایت به تغییراتی در سرمشق مسلط بوزاری آموزش معماری در بسیاری از مدارس معماری جهان و از جمله مدارس معماری ایران انجامید. در این دوره است که در ایران، هوشنگ سیحون از ریاست دانشکده ی هنرهای زیبا برکنار شده و چهره های تازه ای پا به عرصه ی معماری می گذارند که رویکردی دیگر را جست وجو می کنند و همسوی با خواست هویت طلبانه روشنفکری ایرانی، نظر به فرهنگ و سنن معماری ایران دارند.

در همین سال ها، برگزاری دو کنگره ی بین المللی معماران در ایران به فاصله چند سال از یکدیگر، به مباحثات نظری معماری و استقبال از حرکت های نوین معماری جهان در مواجهه با معماری مدرن سرعت بخشید. کنگره ی اول که در سال 1349 در اصفهان با حضور معماران سرشناسی چون لویی کان برگزار گردید عنوان «امکان پیوند معماری سنتی با شیوه های نوین ساختمان» را دربرداشت. و کنگره ی دوم در سال 1353 در شیراز و با حضور گسترده ی معماران خارجی برگزار شد که استمرار کنگره ی اول محسوب می گردید. در حاشیه ی این گردهمایی ها، عده ای از معماران صاحب نام جهان، عهده دار طراحی بناهای مهمی گردیدند.

یکی از شاخص ترین چهره های معماری این دوره را می توان نادر اردلان دانست. وی فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بود و با همکاری همسرش، لاله بختیار کتابی با عنوان «حس وحدت» در تبیین مبانی سنت عرفانی معماری ایران نگاشت که مبتنی بر مبانی حکمی و فلسفی اندیشه ی عرفانی ایرانی - ا سلامی بود و به راهنمایی سید حسین نصر صورت پذیرفته بود. چنین تبینی از معماری ایرانی، پشتوانه ی نظری آثار وی نظیر مرکز مطالعات عالی مدیریت هاروارد - دانشگاه امام صادق (ع) - و دانشگاه بوعلی سینا گردید که از ارزشمندترین آثار معماری چند دهه ی اخیر محسوب می گردند.

معمار دیگری که هم زمان با نادر اردلان، از پیشقدمان رویکرد به مفاهیم و صور سنتی معماری ایران بود، کامران دیبا می باشد. وی موزه ی هنرهای معاصر تهران را با بهره گیری استعاری از عناصر معماری سنتی ایران، ولی با ترکیبی نوین از فرم ها و مصالح طرح ریزی کرد. تداوم چنین روندی در آثار وی، در تلاش او برای القای تعابیر و مفاهیمی از معماری سنتی در قالبی امروزین، در طرح مسجد دانشگاه جندی شاپور و نمازخانه موزه ی فرش مشاهده می شود. در همین دوره او مجموعه شوشتر نو را با نگاهی منطقه گرایانه به طراحی شهری و با اتکای به نظریه های فرهنگ گرا در شهرسازی و نیز با عنایت به رفتارها و سنن زیست مردم در قالب رفتارها و مسایل اجتماعی، طراحی کرد و مورد توجه و تشویق بنیاد آقاخان برای توسعه ی معماری اسلامی واقع گردید.
 

 

تبلیغات