مقالات | موسيقی
 
درآمدی بر موسیقی ایرانی

هرمز فرهت

برگرفته از کاتالوگ فستیوال موسیقی شرق
 
دانشگاه دورهام، انگلستان

 استعداد هنری مردم سرزمین ایران علاوه بر خلق میراث درخشان ادبی، هنرهای تزئینی و صنایع دستی بدیع و معماری متعالی ، فرهنگ موسیقائی پالوده ای را نیز در بطن خود پرورید که تاثیرات آن تا دوردستهای اسپانیا و ژاپن را نیز درنوردیده است.

 پیشینه تاریخی

تاریخ رشد و تکامل موسیقی در ایران (پارس) به دوران ماقبل تاریخی باز می گردد."اختراع" موسیقی به شهریار بزرگ افسانه ای، جمشید، نسبت داده شده است. از اسناد و مدارک جداگانه ای که از دوره های مختلف تاریخی ایران به دست آمده چنین استنباط می شود که پارسیان دارای فرهنگ موسیقائی غنی و پیچیده ای بوده اند. علی الخصوص از دوران ساسانی (226 تا 651 م.) شواهد فراوانی به دست آمده که بر وجود حیات موسیقائی پویائی در سرزمین پارس دلالت دارد. از این دوره نام موسیقیدانان برجسته ای چون باربد، نکیسا و رامتین به همراه عنوان برخی از آثارشان از گزند زمان مصون مانده است.

با ظهور اسلام در سده هفتم میلادی موسیقی ایرانی، همانند دیگر خصایص فرهنگی ایران، از عناصر اصلی سازنده چیزی شد که از آن پس تا به امروز به نام "فرهنگ اسلامی" شناخته می شود. موسیقی دانان و موسیقی شناسان ایرانی مقتدرانه بر حیات موسیقائی امپراطوری شرقی اسلامی تسلط یافتند. نام هائی چون فارابی (وفات 950 م.)، ابن سینا (وفات 1037 م.)، رازی (وفات 1209 م.)، ارموی (وفات 1294 م.)، شیرازی (وفات 1310 م.) و مراغی (وفات 1432 م.) تنها مشتی هستند از خروار، در میان پیشگامان موسیقی ایرانی دوره اسلامی. در قرن شانزدهم میلادی و در زمان سلطنت سلسله صفویه (1499 تا 1746 م.) "عصر طلائی" جدیدی در موسیقی ایرانی آغاز شد. با این حال از آن زمان تا دهه سوم قرن بیستم میلادی، این موسیقی به تدریج به هنری تزئینی و تفسیری صرف تنزل یافت که در آن نه مجالی برای رشد خلاق و نه میدانی برای تحقیقات علمی باقی مانده بود.

از اوایل قرن بیستم بار دیگر موسیقی ایرانی تلاش برای دستیابی به ابعادی وسیع تر را آغاز کرد. انگیزه قدرتمندی برای خلاقیت، ورای سنت های دیرین و شناخته شده، و توجه به پژوهش در عناصر ساختاری در میان فعالان این رشته ظاهر گردید. با این همه، آن چه که امروز به عنوان موسیقی ملی ایران می شناسیم ادامه سنت گذشته است که مهر برجسته ای از شیوه های اجرای قرن نوزدهم را بر پیشانی خود دارد.

این موسیقی سنتی یا به عبارتی کلاسیک، نماینده هنری بسیار آراسته و پیچیده است که قهرمانان آن، موسیقیدانان حرفه ای شهرنشین بوده اند. پیش از آغاز این قرن این هنرمندان تحت حمایت اشراف قرار داشتند. امروزه موسیقیدانان ایرانی در جامعه ای که با روندی تصاعدی به سوی مدرنیزه شدن پیش می رود، عموما درچنبره ضبط و پخش و رسانه تلویزیون گرفتار شده اند. به علاوه، این هنرمندان عمدتا به تدریس خصوصی و یا در مدارس موسیقی اشتغال دارند.

ساختارها

رپرتوار کلاسیک موسیقی ایرانی که در طول زمان با سنت سینه به سینه منتقل شده، شامل بدنه ای از قطعات قدیمی مدون است که "ردیف" موسیقی ایرانی نام دارد. این قطعات در دوازده دسته بندی قرار گرفته اند که هفت تا از آن ها ساختارهای مدال اصلی به حساب آمده و "دستگاه" (نظام یا سیستم) نامیده می شوند. این دستگاهها عبارتند از: شور، همایون، سه گاه، چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه و نوا. پنج گروه باقی مانده را عموما به عنوان دستگاههای ثانویه یا مشتق شده از دستگاههای اصلی می شناسند. چهار گروه از آنها به عبارت ابوعطا، دشتی، بیات ترک و افشاری را مشتق از دستگاه شور و بیات اصفهان را زیر- دستگاه همایون می دانند. قطعات مفرد در هر یک از این دوازده گروه با نام عمومی "گوشه" نامیده می شود، اما هر گوشه برای خود عنوان خاصی دارد که اغلب عنوانی توصیفی است. یک گوشه را نمی توان یک اثر موسیقائی تعریف شده به حساب آورد؛ گوشه در واقع نمایانگر فرمول و قاعده ساختاری مدال، ملودیک و گاهی اوقات ریتمیک است که اجرا کننده باید بداهه نوازی خود را بر پایه آنها استوار کند. بنابراین ردیف منبعی نامتناهی از بیان موسیقائی به دست می دهد. قابلیت انعطاف مواد پایه و میزان آزادی در بداهه سازی به حدی است که قطعه ای که دوبار توسط یک نوازنده، در یک نشست، اجرا می گردد می تواند در ترکیب بندی ملودیک، فرم، مدت زمان اجرا و تاثیر احساسی متفاوت باشد.

قاعده کلی ساختمان مدهای ایرانی بر پایه مفهوم تتراکوردهای متصل و منفصل بنا شده، که با نظام یونان باستان قابل انطباق است. کروماتیسیسم مورد استفاده قرار نمی گیرد و یک اکتاو هرگز بیشتر یا کمتر از هفت نت اصلی نیست. بر خلاف نظر متداولی که وجود دارد، چیزی به عنوان کوارترتون در موسیقی ایرانی مشاهده نمی شود. با این حال، یک نوع فاصله بسیارمشخص و معین وجود دارد که فاصله دوم و خنثی است. با این که این فاصله ای است بسیار انعطاف پذیر، اما در تمامی واریاسیونهای خود به نحو قابل توجهی از دوم کوچک (half-step) بزرگتر و از دوم بزرگ (whole-step) کوچکتر است. فاصله دیگری که مختص برخی از مدهای ایرانی است از دوم بزرگ بزرگتر است اما آن قدر بزرگ نیست که دوم افزوده به شمار آید. در موسیقی اصیل ایرانی فاصله دوم افزوده غربی اصولا استفاده نمی شود.

از نقطه نظر ریتم، اکثریت گوشه ها انعطاف پذیر و آزادند و نمی توان آنها را به یک نظام ثابت متریک منسوب کرد. اما در هر دستگاهی، چند گوشه با قوانین متری وجود دارد که با هدف ایجاد تنوع مقطعی در تاثیرات وزنی، در بین قطعات با وزن آزاد نواخته می شوند. هر دو میزان دوتائی و سه تائی معمول است؛ و میزانهای لنگ هم در موسیقی فولکلوریک نواحی معینی دیده می شود، و در موسیقی کلاسیک ایرانی بسیار نادر است.

همانند بسیاری از سنن موسیقائی غیرغربی، موسیقی ایرانی هم از یک نظام هارمونیک مدون بی بهره است. رشد و نمو این موسیقی عمدتا ملودیک بوده است و بدین گونه، میزان بسیار بالاتری از پالودگی ملودیک نسبت به موسیقی غربی در موسیقی ایرانی یافت می شود.

سازها

تعداد سازهای موسیقی که در تاریخ کهن سال ایران یا پارس شناخته شده بیش از آن است که مجال ذکر نام همه آنها در اینجا باشد. سازهائی که در ذیل ذکر آنها خواهد رفت، در زمان حال در گستره وسیعی مورد استفاده اند:

تار: سازی است زهی و مضرابی با شش سیم و دامنه صدادهی دو اکتاو و یک پنجم.

سه تار: سازی است هم خانواده با تار با همان دامنه صدادهی، اما دارای چهار سیم. سه تار با ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می شود.

عود: نامی است عربی برای یک ساز کهن ایرانی به نام بربط. این نیز سازی زهی و مضرابی است با نه یا یازده سیم. ساز اروپائی "لوت" از عود مشتق شده است.

کمانچه: سازی است آرشه ای با چهار سیم که مشابه ویلونسل نواخته می شود، با این تفاوت که اندازه و دامنه صدائی آن را می توان با ویلن مقایسه کرد.

سنتور: نوعی "دولسیمر" که با مضرابهای ظریف چوبی نواخته می شود، و دامنه صدادهی آن فراتر از سه اکتاو است.

نی: نام عمومی برای انواع متعددی از فلوت.

تمبک:  ساز کوبه ای اصلی در موسیقی کلاسیک ایرانی. شکل آن شبیه به گلدان است که در قسمت باریک باز بوده و انتهای آن با پوست کاملا کشیده بسته می شود.

دایره: تمبورین.

موسیقی فولکلوریک و پاپ

مفاهیم مدال در موسیقی فولکلوریک ایرانی مستقیما به موسیقی کلاسیک ارتباط دارند. با این حال در اینجا بداهه سازی نقش کمتری را ایفا می کند، از آنجا که نغمات فولکلور با اجزای ملودیک و ریتمیک کمابیش معینی مشخص شده اند. کارکرد هر ملودی فولکلور حالت آن را مشخص می سازد. ملزومات متفاوت زیبائی شناختی آهنگهای عروسی، لالائی ها، آهنگهای عاشقانه، آهنگهای خرمن، قطعات رقص و غیره با سادگی و شفافیت به اندازه و مناسبی پاسخ داده می شوند.

اکثریت سازهای کلاسیک برای نوازندگان فولکلور بیش از اندازه پیچیده و مشکل هستند. در عوض، عملا دهها ساز موسیقی از انواع مختلف در میان مردم غیرشهری رواج دارد. در واقع، هریک از نواحی ایران می تواند ادعا کند که سازی مخصوص به خود دارد. با این وجود، سه نوع ساز در تمامی صفحات کشور دیده می شود که عبارت است از نوعی شاوم (Shawm) به نام سرنا (یا زرنا)، انواع مختلف نی (فلوت) و دهل، نوعی طبل دوسره.

هر بحثی در باب موسیقی ایرانی الزاما باید اشاره ای نیز به موسیقی تلفیقی جدید ایرانی – غربی داشته باشد که در حوزه موسیقی پاپ – تجاری کاربرد دارد. استفاده از ریتمهای پاپ غربی، هارمونی های ابتدائی روی آن و بهره گیری از گروههای نسبتا بزرگی که عمدتا از سازهای غربی استفاده می کنند از عوامل مشخصه این نوع موسیقی به شمار می آیند. جنبه های ملودیک و مدال این آثار بیشتر برپایه عناصر ایرانی استوار است. در کل، زیر سوال بردن ارزش هنری این آمیزه موسیقائی و دست کم گرفتن آن، می تواند قضاوت سهل انگارانه ای باشد.


 
 

تبلیغات