مقالات | معماری
 
بحر معلق: حکايت معماری امروز ايران
 

بحر معلق

حکایت معماری امروز ایران

حمید ناصر خاکی. لیلا مصباحی
مقدمه

 
 
 
 
 
 
 
 
معماری پدیده ای است که از صراحت در تعریف می گریزد. هر کوششی برای توصیف این پدیده و یا تفسیر و تأویل آن در عرصه نظر ناکام مانده، و تنها نقاط روشن و شفاف در معرفت شناسی معماری اشاراتی مستقیم به مصادیق آن، یعنی آثار حاصل از معماری اند: فضای معماری.
اما ناگزیر هر گونه رویکرد معرفت شناسانه به معماری، نیازمند تبیین چارچوبی مفهومی و صورت بندی مستدلی از این پدیدار است. 

معماری فرآیندی است پیچیده همراه با کنش های متداخل و متواتر که نتیجه نهایی آن خلق یک فضاست. این فضا از سویی خالقی دارد و از سوی دیگر مخاطبی. هر دوسویه این بردار، انسانی است که فضای معماری بدون حضورش، شکل نخواهد گرفت. خود فضا نیز چه از حیث فیزیکی و چه از لحاظ متافیزیکی ابعاد مختلف و رویکردهای متفاوتی دارد. از سوی پدیده ای زمانی. مکانی است. در مکان قرار می گیرد و در زمان تحول می یابد. فضای معماری از لحاظ چارچوب مفهومی نیز شامل بخش های معنا، عملکرد و شکل است. همچنان که دیده می شود بردارهای متعددی رو به سوی فضا داشته یا از آن خارج می شوند. حضور انسان هم به عنوان خالق فضا و هم به عنوان مخاطب در شاکله مفهومی فضای معماری، توجیه کننده وجه فرهنگی آن است. این گونه، معماری مظهر فرهنگ یک قوم نامیده می شود و از استحضار به استظهار می رسد.

 
نمازخانه موزه فرش ایران/ کامران دیبا

معماری ایران
معماری ایران از لحاظ نوع حرکت و کیفیت رویکرد در طول تاریخ به دو قسمت قابل تقسیم است؛ اولین بخش تا شروع دوره قاجاریه و بخش دوم از قاجاریه تا امروز. برشی که در اوایل دوره قاجاریه در معماری ایران ایجاد شد، در نگاه اول خاستگاهی سیاسی داشت که با تأثیر در مسایل اجتماعی، اقتصادی و سپس فرهنگی، تبدیل به تیغ برنده ای برای معماری این سرزمین گشت. هر چند این برش به تدریج و به نحوی نامحسوس بوجود آمد، اما فضای خالی حاصل از خود را آنقدر وسعت بخشید که پاره دوم این برش همواره در احساسی نوستالژیک نسبت به پاره اول ماند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 مسجد الغدیر/ حهانگیر مظلوم
 

 
 

تبلیغات